نقل قول نوشته اصلی توسط آنه ماری نمایش پست ها
عزیزم چرا اینقدر خودت را ازار میدی.

باور کن ازدواج اونقدر ارزش نداره که بخاطرش تبدیل بشی به یه دختر افسرده.

ببین این افکاری که داری دو تا خطر برات داره.

اولین خطرش همینی هست که الان دچارشی یعنی افسردگی .

دومین خطرش اینه که ممکنه اگر خواستگاری براتون بیاد بخاطر اینکه اشتباهات گذشته را تکرار نکنی حاضر بشی حتی با شرایط بد هم انها را انتخاب کنی و یک ازدواج اشتباه داشته باشی.

واقعا حیف نیست در اوج جوانی اینجور افسرده باشی .

یک بار برای همیشه بشین و مسائل گذشته را برای خودت حل کن. دلیل رفتارت را براساس سنت و ویژگیهای شخصیتیت بررسی کن و در انتها خودت را ببخش و اون مسائل را بزار کنار .فقط تجربه اش را برای خودت باقی بزار.

سعی کن کارهایی را بکنی که ذهنت را درگیر کنه.
باشگاه خوبه ولی ورزشهایی مثل والیبال یا بسکتبال یا تنیس که احتیاج به تمرکز دارن بهتره.

اول از همه لازمه خودت به این نتیجه برسی که افسرگی فایده ای نداره . خود افسردگی میتونه یه عاملی باشه خواستگارات را فراری بده.
معمولا مردها دخترهای شاد میپسندن درسته؟
سلام دوباره انه ماری جان
آره میدونم واکنش زیاد از حدی نشون میدم ولی واقعا انقدر ادما بد شدن که منو میترسونن!!
ممنونم عزیزم از راهنماییت..
دیگه نزدیک 30 سالم بشه جوون وقتی بودم که 18 سالم بود
میدونم تک تک حرفهات درسته ولی چقدر عمل کردن بهشون سخته
میترسم دوباره نتونم به کسی دل ببندم این میترسونه منو فقط
امیدوارم عزیزم تو زندگیت همیشه خوشحال و موفق باشی