عزیزم لطف داری به من
نظر کلی من این هست که کسی که نتونه با لیسانسش شغل پیدا کنه و به درامدزایی برسه با ارشد هم نمی تونه. چون تو دوره ارشد چیزی که به درد بازارکار بخوره یاد نمی گیری مگر موارد خاص.
در مورد سن گفتی سال 1400 سنت به عقب که بر نمی گرده فقط یه مدرک بیشتر داری. شما تو 50 سالگی هم می تونی ارشد بگیری.
شما دختر ثروتمندترین خانواده شهرت هم باشی از نظر من باید بتونی گلیم خودت رو توی بازار کار بکشی بیرون، ثروت یه چیز ماندگار نیست، مهارت ماندگاره، اگر خانواده ت نمی تونند ساپورتت کنند که انگیزه بسیار قوی تری برای کسب در آمد داری و این یه باید تو زندگیت هست.
اگر حرف مردم برات اهمیت داره که کلا پست های منو نخون. زندگی شما مال شماست، وقتی مثلا سال 1400 بجای مدرک ارشد تو دستت یه ماشین زیر پات باشه کسی ازت نمی پرسه چرا مدرک لیسانسه!!
شما خانمی براحتی می تونی بری منشی مطب پزشک بشی. خیلی از پزشک ها فقط عصرها هستند اونم نه هر روز. مثلا 4 روز در هفته. صبح ها می تونی به یادگیری مهارت تو رشته خودت بپردازی و اگر کلاسی لازم هست بری. عصرها هم می تونی همونجا مثلا تمرین تایپ کنی که سرعتت بالا بره. این مثال بود. خیلی کارهای دیگه میشه کرد که هزینه های اولیه ت در بیاد و استقلال مالی داشته باشی و ذهنت درگیر هزینه ها نباشه و از اون طرف هم تو رشته خودت به مرحله ای برسی که حرفی برای گفتن داشته باشی.
در مورد درس و کار همزمان هم زمانی ممکن هست که تو توی کارت جا افتاده باشی. وقتی تازه داری یه سری مهارت یاد میگیری و بخوای برای کنکور هم آماده بشی عملا تو هیچ کدومش موفق نمیشی و فقط زمانت رو بی هیچ نتیجه ای از دست میدی. چون روی سنت حساسی میگم اونجوری یک سال سنت بشتر شده و نه ارشد دانشگاه خوبی قبول شدی و نه مهارت خاصی داری، دوباره تو همون نقطه امروزت هستی.
موفق باشی![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)