به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 11 تا 16 , از مجموع 16

Threaded View

  1. #10
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 دی 97 [ 00:32]
    تاریخ عضویت
    1397-9-19
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    124
    سطح
    2
    Points: 124, Level: 2
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    1

    تشکرشده 7 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    یکیشون زیادی میخوابید، یعنی غیر عادی بود. از ساعت 2 و 3 صبح الی 16 و 17 و اینا
    من خودم بچه یافت آبادم تقریبا و خلاف رو دیدم و حس کردم.می دونستم که یه جای کار ایراد داره. یه ظهر پاییزی با میلاد از دانشگاه داشتیم میرفتیم سمت خونه و آهنگ گوش میدادیم ، یادمه آهنگ عشق (داریوش بود) . رسیدیم دم در خونه و میلاد یهو مث سگ شروع کردن بو کشیدن. به م گفت علی بوی بنگ رو احساس میکنی؟؟ منم که واقعا حس نکرده بودم ، سرم رو تکون دادم که یعنی نه
    رفتیم تو خونه و دیدیم مهدی و حامد و اون دوتا نشستن و هرهر و کرکر به هرچی که فکرش رو بکنی.....
    میلاد اخم کرد و رفت اتاقش. من اما کنجکاو و گرسنه ، نشستم یه چیزی بخورم که میلاد داد زد و من رو کشوند اتاق. بهم گفت دیدی گفتم که بوهای ناجور میاد؟؟؟؟؟؟؟
    پاییز 96
    می دانم که در آپارتمان کوچکمان به انتظار بابا نشسته ای و در را می پایی، این شوقی عمیق را در وجودم می گستراند ، اما درست در وسط همان خانه ، هیولای چند سر قهر کنار مادرت نشسته است. از هر دو قدم که به سمت تو باید با هیجان طی شود ، یکی بخاطر قهر های مادرت عقب گرد میشود. و من دست تنها نمیتوانم نجاتتان دهم.

    - - - Updated - - -

    یادمه روزهای اول ازدواجمون براش مینوشتم ، کوتاه و عاشقانه
    همون موقع بهم گفت که از نوشتن خوشش نمیاد،لاجرم قلم و دفتر رو از دستم زمین گذاشتم.
    اشتباه نکنید!!!! قصدم مظلوم نمایی و نشون دادن اینکه من یه بیچاره بودم توی دستای ستمگر اون نیست. نیتم فقط اینه که بگم من تا جایی که تونستم تغییر کردم تا قطار زندگیم از ریل خارج نشه. حالا هم یه طرفه به قاضی نریم و پشت کسی که نیست تا از خودش دفاع کنه موضع خصمانه نگیریم.
    اینا فقط سمت دید من از طرف خودمه و بس


    - - - Updated - - -

    ​یه موضوعش خیلی اذیتم میکنه و اون اینه که هیچوقت عذرخواهی نکرده ، و من همیشه تمام قسمت بد ماجرارو گردن گرفتم . بخاطر همه بجز خودم. حسم بهم میگه از این جدایی من موقتا افسرده و در ادامه موفق تر خواهم بود

  2. کاربر روبرو از پست مفید ابوآدی تشکرکرده است .

    نازنین2010 (شنبه 08 دی 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:41 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.