به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 مرداد 98 [ 09:51]
    تاریخ عضویت
    1397-8-19
    نوشته ها
    12
    امتیاز
    257
    سطح
    5
    Points: 257, Level: 5
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 59.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    20

    تشکرشده 4 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    رابطه ی جنسی کامل نداشتیم چون ایشون اصرار ب رابطه داشت اما من میترسیدم ولی در کل هردو امای گرمی هستیم.
    من بعد از عصبانیت های دو ماه پیشم پیش مشاور رفتم و خودم خواستم ایرادمو درست کنم و موفق شدم چون خود همسرم بارها ب زبون اورد ک ممنونم ازت و تو واقعا تغییر کردی و خدارو شکر و ازین صحبت ها
    الان مشکل ایشون اینه که نمیخواد سر کار بره نه اینکه کار پیدا نکنه خودش نمیخواد سر کار بره و یک ماهه اصرار کردم بریم پیش مشاور گفت نه من نمیام تو میخوای بری برو ک مجبور شدم تنهایی رفتم و عین حقیقت رو گفتم اما مشاور و وکیل و بزرگترا و خانواده و در اخر پدر و مادرم ک اصلی ترین حق رو تو نظر من دارن گفتن این آقا تکیه گاه خوبی برای زندگی نیست مسئولیت نمیپذیره مشروب میخوره کنترل نداره رو رفتارش ممکنه خیلی کارارو بکنه تعادل رفتار و کلامشو نداره از همه مهم تر روز اول بهت گفت از خانومی و لطفته ک بچه منو قبول کردی بعد کم کم شروع کرده گفته باید بچمو دستشویی ببری حموم ببری چیزی میخواد فراهم کنی غذایی ک میخوادو بپزی شبا رو پا بخوابونی شبا وسطمون بخوابه بیای امضا بدی ک بچه دار نشی و حق و حقوقی تو زندگی نداشته باشی
    این اواخر هم اصرار داشت که توافقی بریم دور از چشم خاتواده ی من عقد نانه رو برداریم بریم مهریه مو ببخشم ک بعدش توافقی جدا شیم ک من دیگه این بار بچگی نکردم و با هرمشاور و وکیلی صحبت کردم گفتن مهریتو بذار اجرا
    خود اقا هم میدونه ک مشکلات زیادی از طرف ایشونه و الان تنها حرفش ابنه ک تو بخاطر منو بچم بدبخت میشی تو میتونی خیلی خوب زندگی کنی بجای اینکه سختیای منو ی عمر تحمل کنی من بخاطر خودت میگم...ازین حرفا میزنه
    ک من و پدر و مادرم سفت و محکم برای طلاق وایسادیم چون این ادم امتحانشو پس داده و ثابت کرد حرفاش همش ادعا وادعاهاش همه دروغن و هممون خداروشکر میکنیم ک زود متوجه شدیم و خودم بیشتر خداروشکر میکنم ک خودمو حفظ کردم و بکارتم از بین نرفته وگرنه الان حق حبس نداشتم و باید تمکین میکردم و این اقا مطمئنا طبق حرفی ک قبلا زده میرفت ی اتاق تو بیابونای مامازند و پاکدشت میگرفت ب عنوان خونه ک بخواد عدم تمکین منو بگیره و الان با این شرایط دستش ب جایی بند نیست و همه ی حق با منه
    من تا اخرین لحظه هم پای زندگیم وایسادم ولی ایشون با اینکه ده روز مهلت گرفت ک نظر اخرشو بگه بازم زنگ زد گفت توافقی جدا شیم جلوی پدر مادرم حرف طلاق زد و قرار شد ده روز فکراشو کنه خبر بده وقتی زنگ زد بمن گفت قایمکی از خانوادت عقدنامه رو بیار من تو مرکز غربالگری و مشاوره اشنا دارم ک کلاسای اجباری ک تازه گذاشتن برای طلاق توافقی نریم اون اشنام نامه میده بهمون ما میریم دادگاه ی هفته ای تمومش میکنیم .
    چند روز بعدشم زنگ زد گفت ما بریم دادگاه طلاق بگیریم نمیام محضر ک هرموقع خواستم بیام ببینمت پدر مادرت نتونن بگن چرا و اعتراض کنن
    متاسفانه من با هر چی بدیه از سمت این ادم ساختم ولی این اقا بیشتر یابو برش داشت و دیگه تصمیم نهاییمو گرفتم و بقول معروف کفش اهنی پوشیدم

  2. 2 کاربر از پست مفید ژوآن تشکرکرده اند .

    p30better (پنجشنبه 13 دی 97), آنیتا123 (شنبه 15 دی 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:47 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.