Nazijo جان.
ممنونم که نظرت رو گفتی، انصافا همشو قبول داشتم.
من همیشه از خدا طلبکارم، همش میگم من که نماز میخونم چرا فلان و .......
نیاز به یه مدت استراحت دارم که نخونم مثلا یک ماه ولی دیگه نمیخوام وسطش وقفه بندازم چون تصمیمم رو گرفته بودم که شروع کردم.
زندگی خوب عزیز.
ممنون از جوابتون
نمیدونم شما روانشناس هستی یا نه، ولی از چند خط حرف، کاملا شخصیتمو شناختی. انصافا هنگ کردم.
منم قبلا فکر میکردم که بحث نماز یه چیز هست و بقیه مثال یه چیز دیگه و ازدواج با دعا به دست نمیاد چه بسا که این همه ادم تو کره زمین بدون هیچ دعایی، ازدواج هایی موفقی داشتن.
درد من اینه که اگه ازدواج قراره بخشی از زندگی من نباشه، کاش زودتر میفهمیدم و انقد انتظار نمیکشیدم.
بله شخصیت هیجانی هم دارم که ازش بیزارم.
خندون عزیز.
ممنون.
تا حد خیلی خیلی زیادی خیالمو راحت کردین که نماز هیچ ربطی به چیزای دیگه نداره.
من اخیرا توسط یکی شستشوی مغزی شده بودم که فقط نماز و دعا و ......
من هیچوقت تو خونمون مورد تایید و احترام نبودم، نه اینکه رفتار بدی باهام وجود داشته باشه ولی بود و نبودم خیلی هم فرقی نمیکرد.
از پسرا عزت نفس و احترام دریافت میکنم، از اینکه واسه یکی ارزش دارم و به حرفام گوش میده لذت میبرم.
اون احترامه که میگم با هیچی قابل مقایسه نیست.
اگه کار بهتر وجود داشت که خیلی زودتر این کارو میکردم.
تو شهر ما حقوق انقد ناچیزه که روم نمیشه حتی بگم.
البته شغل های بهتری هم هست که اکثرا آشنا و فک و فامیل هم هستن که من حق میدم ادم فامیل خودشو ببره سر کار.
بابام میتونست خیلی کارا در این مورد بکنه ولی نکرد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)