دوست من سلام.
بابت مشکل پیش آمده متاسفم ولی اگر بخوایید با این انفعال ادامه بدین باید منتظر طلاق و ازدواج مجدد ناموفق دیگه باشین.
قبل از اینکه مسائلی پیش بیاد که منجر به کینه های عمیق و‌غیر قابل حل بشه تکلیفتونو روشن کنید.
قبل از هرچیز لطفا با خانواده خودتون حرف بزنید و بگید که این زندگی مال شماست و اگر شما فرزند این خانواده هستین برای خودتون و انتخابتون احترام قایل بشن!من درک نمیکنم چرا باید مادرتون دوبار دعوا بکنن و شما هیچ واکنشی نداشته باشین.اصلا مسئله مقصر کیه نیست مسئله اینکه که شما نادیده گرفته میشین و زندگی شما شده میدان زور آزمایی مادراتون.
میدونین تلخی ماجرا کجاست بعد از اینکه عاقبت ناخوش پیش میاد تمام کسانی که دخالت میکردن برمیگردن بهتون میگن که خودت از عهده زندگیت برنیامدی دنبال مقصر نگرد.
پس با رعایت احترام به خانواده ت بگو اگر شما براشون مهممی باید همسرتم بپذیرن و احترامش رو نگاه دارن.
وحداقل یکبار هم شده برای شما پاشن برن آشتی خانواده همسرتون.
و از اون طرف هم باید با همسرتون حرف بزنید و اون هم دقیقا همین واکنش رو نسبت به خانواده ش داشته باشه.
پس قدم اول با خانمت حرف بزن نه تهدید بکن نه گلایه بکن نه سرزنشش بکن فقط بگو هرچه پیش آمده دیگه گذشته واگر توهم میخای مثل من برای این زندگی تلاش بکن و خانوادتو روشن کن که من همسرمو میخوام.
میدونم سخته میدونم خانواده ازتون میرنجن ولی باور کن بعد از مدتی همه یاد میگیرن که نباید دخالت و اهانت باشه.
فقط یک نکته صبور باشین و هیچ تصمیمی که رضایت خودتون توش نیست رو نپذیرین ولی نه با پرخاشگری و عصبانیت.