به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 22

Threaded View

  1. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 05 فروردین 00 [ 04:44]
    تاریخ عضویت
    1396-3-06
    نوشته ها
    54
    امتیاز
    4,862
    سطح
    44
    Points: 4,862, Level: 44
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 88
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    0

    تشکرشده 45 در 26 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Hamid22 نمایش پست ها
    دوست عزیز من ارسال های شما رو خوندم و خیلی برام جالب بود. چقدر خوب هست که یک نفر که تا این حد درون تاریکی رفته نه تنها تونسته برگرده بلکه تونسته یه زندگی قشنگ برای خودش بسازه. بهتون تبریک میگم و برایتان ارزوی خوشبختی میکنم
    ازتون میخوام که حتما در این خصوص بیشتر صحبت کنید چون مطمئنا بدرد خیلیا میخوره. برای اینکه کارتون راحت تر باشه فکر کنم خوبه مساله به مساله این مورد رو بررسی کنید:

    1- چی شد که نیت خودکشی رو عملی نکردید؟ چون خیلی مصمم بودید. حتما دلیل خوبی برای خودتان پیدا کردید؟
    2- اون شرایط بد روحی تون تا کی ادامه داشت؟
    3- برای مشکل روحی و مالی و کلا مشکلاتتون چه کاری انجام دادید که خدا رو شکر زندگی خوبی الان دارید؟
    4- چه تجربه ای از این ماجرا گرفتید که بعدا بهش توجه خواهید داشت.

    اگر دوست داشتید و برایتان اشکالی نداره، بگید سرنوشت سایر افراد این ماجرا چی شد.

    ممنون دوست عزیز
    سلام دوستان ببخشید دیر شد ...
    من خودکشی کرده بودم زمانی که اینجا تاپیک گذاشته بودم تازه از بیمارستان مرخص شده بودم ...
    ۱۳۰ تا قرص سرتالین هگزال خورده بودم و چون ریه من مشکل داشت و حجم ریه بسته شد و تو راه تموم کرده بودم
    و زمانی که احیا کردند و برگشتم البته این هارو تعریف کردند واسم خودم یادم نیست .
    تو ای سی یو بودم چند روزی و چند روزی بخش ..
    و زمانی که اینجا تاپیک گذاشتم میخواستم خودمو دار بزنم و تمومش کنم ولی همین حرف زدن ها و به حرف گرفتن من باعث شد چند وقتی بگذره و من سرد شم ...
    خیلی مهمه که جواب تاپیک و سوال های همه رو بدید ..
    ببینید یه آدم چقدر تنها و بیکس میشه که به اینجا سر میزنه و مشکلاتش رو اینجا میگه پس براش خیلی مهمه که شما جواب بدید و کمکش کنید و باهاش همدرد شید ...
    من اون زمان منتظر بودم آخرین امید من خالی کردن ذهنم برای درد و دل کردن بود ساعتها صفحه رو رفرش میکردم که ببینم ادم جدید حرفی زده یا سوالی پرسیده که باز با نوشتن خودم و جواب دادن به اون ادم خودمو خالی کنم؟؟؟
    اون شرایط بد روحی من تقریبا تا ۶ ۷ ماه ادامه داشت البته به طور حاد
    همونطور که میدونید من یه گالری خیلی بزرگ دکوراسیون داخلی داشتم و دارم
    کم کم تونستم برم سر کار ولی همیشه بهش فکر میکردم ..
    به نظرم مهمترین عامل برای همدرد های من اینه که تنها نباشن دوست و سفر و خانواده و مشاوره خیلی کمک میکنه
    اینکه بیکار نباشن و درگیر کار و ورزش و مسیولیت باشند .
    وارد رابطه بشن ولی اصلا وارد رابطه جدی نشن .
    مشکلات مالی که حل شد ولی همون دو ماهیی که سال ۹۵ مغازه رو ول کردم بالای صد میلیون ضرر بهم وارد شد ...
    دوباره شروع کردم با اینکه خیلی سخت بود ولی ادامه دادم با اینکه همتون میدونید چقدر اوضاع اقتصادی مملکت این روزها بد که چه عرض کنم افتضتاح هست ولی تونستم خودمو جمع کنم
    الان به درامد ماهی ۱۵ تا ۲۰ میلیون رسیدم دوباره
    زندگی خوبی دارم ولی یه مشکل بزرگی دارم من ۳۰ سالم تموم شد و تو سن ۳۱ سالگی هستم دیگه نمیتونم با کسی ارتباط جدی شروع کنم یعنی انگاری خودم نمیخوام ...
    به نظرم دو تا مشکل وجود داره یکیش اینه که من خیلی بیشتر از سنم میفهمم و ادم فوق العاده واقع گرا و جدی و حساسی هستم .
    دوم اینکه جوون ها و ادم های این دوره زمونه خیلی عوض شدند .. همشون دنبال ظاهر و تظاهر هستند .. اصلا به باطن و واقعیت کاری نداردند ..
    تو لحظه و روز زندگی میکنند ..
    و اینکه نمیتونم با ادم های این دوره زمونه بسازم و فکر میکنم مغز من خیلی بیشتر از اون چیزی که باید میفهمه و به راحتی با این مسایل کنار نمیام ...
    مشکل روحی من با گردش و سفر و خوش گذروندم ورزش و سرگرم شدن با کار و مخصوصا خانواده حل شد .
    البته مهمترین فاکتور زمان هست .. زمان همه چیز و حل میکنه .
    تجربه : ۱: فهمیدم بزرگترین سرمایه ای که ادم میتونه داشته باشه نه پول هست نه عشق نه چیزی .. فقط و فقط ادم هایی که مارو دوست دارند و کنارمون هستند سرمایه بزرگ ادم هستند .
    ۲ : اینکه اگر روزی تو رابطه ای برم سعی میکنم حرفی تو دلم نمونه و همه ی حرف هارو بزنم و سوال های بیشتری بپرسم و با طرفم اشنا بشم و بیشتر شناخت پیدا کنم میدونید دیگه من چندین ماه به نسترن شک داشتم ولی تو خودم ریختم شاید خیلی زودتر میتونستم جلوش رو بگیرم ولی خودمو گول زدم و قبول این واقعیت میترسیدم .
    ۳ : اینکه وقتی این شرابط رو رد میکنی فکر میکنم خیلی قویتر میشی و به این راحتی دیگه مسیله ای تورو نمیشکنه .


    سرنوشت نسترن : اون اقا پسر ولش کرد . و بعد تو یه کافه ای کار میکرد همون جا با همون بچه های کافه دوست شد و معتاد شد .
    نسترن خیلی خوشگل و خوش استایل و خوش هیکل بود ..
    تمام ادمهایی که یه طوری با من و اون رابطه داشتند بهم میگن چطور سرنوشت جواب اون رو داد به این زودی
    نسترن شاید الان ۴۰ کیلو هم نباشه استخون هاش از پوستش زده بیرون
    خانواده دیگه قبولش نکرده پدرش بهم پیام داد از من حلالیت خواست که نبخشیدم .
    پدرش بهم گفت دیگه دختری به این اسم نداره و الان خونه یکی از دوستاش زندگی میکنه .
    و شدیدا افسرده و شکسته هست ..
    از مابقی ادم های خبری ندارم ..

    ولی خیلی از دستش شاکی هستم و کینه دارم ... بهش فکر میکنم البته هر چند ماه چند دقیقه و اینکه یه روز دیدمش چطور باهاش برخورد کنم ..
    با اینکه دلم براش میسوزه ولی فکر که میکنم میفهمم هنوز کمه خیلی کم باید بیشتر از این بکشه تا بفهمه من چی کشیدم ..

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی نمایش پست ها


    با سلام و احترام
    همانطور که ما مشکلات و دردهای دیگران را می شنویم و می بینیم متاثر می شویم و دلمان می گیرد. صد البته با شنیدن حل مشکلات یا کنار آمدن افراد با مشکلات ما را شاد و پر انرژی می کند.
    مخصوصا کسانی مثل شما که مشکلشان برایشان سخت و غیر قابل حل یا غیر قابل تحمل خودش رو نشون داده بود . و تا مرز فکر آسیب به خود پیش رفته بود.

    بله شما می توانید جبران کنید......!!!

    شما وقتی از خودتون بگویید و بگویید از چه روشهایی استفاده کردید که مقاومتر شدید؟ چه کار کردید که امیدوارتر شدید، چگونه تفکر خود و راه خود را اصلاح کردید که زندگی را بهتر ببینید؟

    چه بسیار کسانی هستند که در وضعیت آن موقع و سخت شما باشند و این تاپیک شما را خواهند خواند. خیلی مشتاق و کنجکاور هستند که ببینند چگونه فردی تا این مقدار شکسته یا نا امید می تواند خود را بازسازی کند؟!

    بگویید چگونه دنیایتان بزرگ شد و به غیر از نسترن ، چیزهای دیگر هم دیده شد؟


    من مطمئن هستم شما فردی توانمند و با انرژی و خلاقی بوده اید که توانسته اید این تغییرات را ایجاد کنید و واقعا تحسین برانگیز هست.
    موفق و موید باشید
    به نظرم وقتی تو موقعیت زندگی شخصی و کار موفق باشی دنیات هم بزرگ میشه .
    اینکه با دیگران رفتار و روابط خوبی داشته باشی دنیات بزرگ میشه ..
    و مخصوصا خانواده ... پدر و مادرم خیلی سختی کشیدند برای من ..
    دنیای من با آرامش اونها بزرگ میشه ..
    بعد این ماجرا فهمیدم هیچ کس جز خانواده نمیتونه تو هر شرابطی کنارت باشه و تحملت کنه

    - - - Updated - - -

    اگر از من دونه به دونه سوال بپرسید همرو جواب میدم اینکه برای شرایط مالی .
    روحی .
    چیکار کنید از تجربه هام میگم ...

  2. کاربر روبرو از پست مفید mohammaderz تشکرکرده است .

    Happy.girl.69 (جمعه 30 فروردین 98)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:01 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.