سلام مونای عزیز

ببخشید که دیر تونستم بیام نظر بذارم. من می فهممت از اینکه می گی برای دریافت عشق و توجه از همسرت و آشتی کردن پیش قدم می شی احساس حقارت می کنی. حق هم داری. چون توجه و رابطه عاشقانه حق هر خانومی هست. و کاملا درکت می کنم. فقط نمی تونم بفهمم چرا انقدر حرف زدن با شوهرت سخته برات؟ چرا نمی تونی خواسته هات رو بگی؟ چرا دعوا می شه؟ دو تا آدم بالغ هستید و باید بتونید درخواست هاتون رو به هم بگید. به نظرم به جای محبت کردن بدون توقع سعی کن مهارت ارتباطی ات رو تقویت کنی. از همین سایت هم می تونی کمک بگیری. باید بتونی بدون عصبانی شدن یا عصبانی کردن کسی خواسته هات رو بگی و انتقادات رو بپذیری.

راستش رابطه شما رو که در موردش می خونم یاد دوره های دوستی همکلاسی های دانشگاهم می افتم. یه روز با پسره قهر بودن یه روز آشتی و همیشه هم می خواستن بدونن باید چیکار کنن. به نظر من یه وقتی بذار چند تا کتاب در این مورد پیدا کن . من به تازگی یه کتاب خوندم که خیلی جالب بوده برام (هنر خوب زندگی کردن نوشته رولف دوبلی) 52 تا موضوع رو عنوان می کنه که باعث می شه ما خودمون زندگی رو به خودمون زهر کنیم. بخون و تمرین کن. خوندن تنها اثری نداره باید یاد بگیری و به کار ببندی. کتابهایی که مهارت ارتباطی رو یاد بدن زیادن اگر یادم اومد یا پیدا کردم برات می ذارم اسماشونو.

بازم می گم به جای محبت بی توقع مهارت هات رو ببر بالا. محبت کردن خوبه اما خواه تا خواه توقع میاره. برای تو نیاره برای همسرت میاره. به خودت بیشتر برس و به خودت احترام بذار تا بقیه یاد بگیرن بهت احترام بذارن. نمی گم خودخواه باش و از خود گذشتگی نداشته باش اما اگه کاری رو برخلاف میلت انجام می دی حتما عنوان کن به خاطر همسرت بوده. مثلا در مورد اینکه خونه خانواده همسرت بری. واقعا خودت دوست داری بری؟ دوست داری بدون همسرت بری؟ انقدر ارتباطت با مادرشوهرت خوبه که تنهایی بری بهت خوش می گذره؟ اگر واقعا اینجوریه برو. هر وقت هم دوست داری برو و از زمانت لذت ببر. اما اگر دوست نداری و می خوای به خاطر شوهرت بری به نظر من تنها نرو. با شوهرت برو و فاصله ات رو حفظ کن. به شوهرت بفهمون که به احترام اون و به احترام مادرش می ری. نه اینکه دعوا کنیا. حالا فردا رابطت با اونا رو خراب نکنی بگی مریم گفت. مثلا بگو وای دلم می خواست امشب برم آرایشگاه موهامو رنگ کنم ولی اشکال نداره با تو میریم یه سر به مامانت بزنیم که هم تو خوشحال می شی هم مامانت. اینجوری بگی نه تو تحقیر شدی نه همسرت و البته اینکه همسرت می فهمه به خاطر اون داری می ری و براش احترام قائلی.

الانم نگران نرفتن طولانی مدت خونه مادرشوهرت نباش وقتی همسرت خواست بره یه جعبه شیرینی بگیر برو همه زن و شوهر ها دعوا می کنن. دعوای شما هم عادی شده. حالا که آشتی کردین به روی خودت نیار و حتما با همسرت برو. لازم نیست تنها بری. من مادرشوهرت رو نمی شناسم اما شاید شوهرت فکر کنه تنها می ری که از اون پیش مادرش گله کنی پس شاید خودش باشه بهتر باشه.

بازم می گم به جای اینکه اینجا دنبال این باشی که یه نفر بیاد بگه چیکار کنی که اگه نیان نا امید بشی، برو مهارت ارتباطی یاد بگیر و شناختت رو از زندگی و کلا زندگی مشترک ببر بالا.

موفق و خوشبخت باشی