مرسى فكور جان.
راستش ما يه بار ديگه سر اين قضيه دعواى خيلى بدى كرديم، اما من بعدش ازش معذرت خواستم و گفتم اصن هرچى تو بگيو ولش كن. گفتم عيبى نداره بذار ي مدت بهم زور بگه اما بعد ي مدت لااقل خونه رو ك بزنه ب نامم خونوادش ميفهمن منم زن اسن خونه م و فك نكنن من ادم نيستم و منم ادم حساب كنن.
اما ايندفه خيلى بهم برخورد، قرارم شد فك كنم بهش خبر بدم تصميم چيه، ك از روى لجبازى و عصبانتيت نشه سوا كردن مالمون!
اخه خيلى جالبه، بارها بهش گفتم ي ماهياته براى من در نظر بگير و انقد منو سين جيم نكن چيكارش ميكنم، ميگه نهرنميشه ب من بگو پول براى چى ميخواى من همونقد ميريزم،
مثلا هميشه ز ميزدم ٢٠ تومن بريز ميخوام فلان چيزى بخرم،
يعنى كل پول من دست ايشون باشه نگم چيكارش ميكنى، ولى ميخواد ماهى سرجمع ٢٠٠ تومن بهم بده من هى جواب پس بدم،
بعدشم اون روز ك فك كردم گفتم هنوز خيلى مونده تا خونه خريدن، از همين الان دبه كرده و رفتارش عوض شده، چ معلوم اين ادم اون موقعم دنبال بهونه نگرده؟! خودش ك هيچ، از مامان اين ادم خيييلى بعيده احازه اينكارو بده. بهرحال خيلى دوس داشتم اونحورى باشه، اما نميدونم خوب يا بد اير اتفاق افتاد و ديگه م لوث ميشه ك هى بگم نه بيا حسابامون يكى باشه.
حالا من مادرم خونه دار بوده، مادرشوهرم حقوقش كلت دست شوهرش و الان شوهره منه و پول تو جيبى ميگيره. نميدونم واقعا زنى ك درامد داره بايد چيكار كنه باهاش!!!
من تا حالا فكً ميكردم زنى ك درامد داره درامدشو خب جمع ميكنه، شوهره م جمع ميكنه ميذارن رو هم كارى باهاش ميكنن. اما تو خونواده شوهرم انگار رسمه پولو ميدن دست شوهربا جاش، بعد همه چى نصف نصف. فقط اونا تو همه چى رئيسن و نظر ميدن، شوهرم ب من ميگف پولو بده نظرم نده!
نميدونم الان ك حسابم جداس واقعا چ چيزايى ب من مربوطه، دلم نميخواد دوباره برم سر جاى اول زندگى و كناره شم و حق نداشته باشم تو هيچ چيز شوهرم نظر بدم و دخالت كنم. اخه خونوادش هميشه جورى با من رفتار ميكردن ك انگار تو چى ميگى اين وسط!!!








علاقه مندی ها (Bookmarks)