سلام خیلی ممنون خانم فکور .بله درسته من تاریخا اصلا یادم نمیمونه اگه به شوهرم گفتم چون اون همیشه یادش بوده و من تصور کردم اون میخواد تلافی کنه بخاطر همین اینقدر ناراحت شدم گفتم من که هزار بار عذر خواهی کرده بودم چرا آخرش میخواد تلافی کنه من اگه جای اون بودم اصلا این کار رو نمیکردم یا تهش میگفتم عزیزم تولدته مبارک باشه ببخشی یادم رفت بغلش میکردم اگه میخواست تلافی کنه باید عین رفتار خودم رو انجام میداد از ایتکه داره چرتکه میندازه و حساب و کتاب میکنه خیلی ناراحت شدم و بخاطر همین سرش منت گذاشتم چون اون ده بار گفت پارسال برات تولد گرفتم منم دیدم سرم منت میذاره گفتم بزار منم این کار رو بکنم در کل مشکلی که من دارم خیلی زود رنج و حساسه من نمیدونم با این زود رنجیش باید چکار کنم مثلا ما یکبار مهمونی دعوت بودیم ساعت یک و نیم بود هنوز اماده نشده بودیم به شوهرم گفتم تو باید بچه رو آماده کنی تا منم سریع آماده بشم باید من دستوری نبود خیلی بهش برخورد ناراحت شد که مگه وظیفه منه که میگی باید اماده کنی بچها رو من وظیفم نیسست و از این حرفا کلا اون روز تو مهمانی اوقاتش تلخ بود و همه بهش فهمیدن که این یه چیزیش هست مشکلی هم که هست اینه که وقتی از دستم ناراحت باشه و با هم حرفمون شده باشه کلا رفتارش با همه فامیل من سرد میشه و از چهرش همه چیز مشخصه








علاقه مندی ها (Bookmarks)