سلام از تک تکتون خیلی ممنونم
بهاره عزیز کاملا درسته منم کلا شیوم رو اینبار عوض کردم و مثال های شما کاراییه میکنم کلا نمیشه فقط بچه ها تو دیدم باشن باید حتما کل زمان رو باهاشون مشارکت داشته باشم تا از خطر جلوگیری کنم
اونجا خونه باغه و نمیشه من وسایل خطرناکو جمع کنم چون یکسره همه جا هست ولی وقتی مشارکت میکنم سریع تا کسی چیزی برداره ازش میگیره و میگم این وسیله ماله بزرگتراست برای شما خطرناکه نباید بهش دست بزنی (مثلا میله پیچ آچار همه چی دردسترسه و بچه ها هم هرچی برمیدارن من سریع باید در نظر بگیرم که یا پرت میکنن سمت هم یا میکوبونن به هم!) خداروشکر این بار با این مشارکتم اصلا اتفاقی نیفتاد ولی نمیدونم این شیوه رو چقدر توان دارم ادامه بدم...

خندون عزیز سوال من آموزش قبل خشونت بود که گفتین چون پسرم آموزشی ندیده بود نمیدونست باید چیکار کنه. اینکه دست کسی که میخواد بزنه رو بگیرم که میشه آموزش در محیطی که میخواد خشونت اتفاق بیفته. ولی بازهم وقتی کسی یک بچرو میزنه قبلش نمیتونه اون بچه بفهمه تا بتونه دستشو بگیره. فقط این آموزش بهش یاد میده زدن کار بدیه و میشه جلوگیری کرد. ولی یک بچه دو ساله نمیتونه انالیز کنه کی قراره طرف بزنش تا دستشو بگیره و کلا اینکار هم بالاتر از سنشه
منم معتقدم زدن کلا کار بدیه حتی اگه کسی بزننتت. خب وقتی کسی زد کار درست چیه؟ یعنی بچه ای که خورده یا خودشم طرفو میزنه یا گریه میکنه من ندیدم بچه ای کار دیگه ای کنه

الهه عزیز واقعا جالب بود حرف کارشناس چون من فکر میکردم زدن کلا کار بدیه. یعنی وقتی یک بچه ای خورده اجازه داره بزنه؟ پس اینطوری باز جریان فرق داره.
اتفاقا من از اول توضیح دادم که پسرم زدن یاد گرفته اما میاد بچه های بی آزار و من و پدرشو میزنه! یعنی اون دوتا که ازشون کتک میخوره رو نمیزنه البته من در موقعیت هایی که اونا نردنش چندبار دیدم که پسرم پسر عمشو هول داد مثلا. اما نسبت به پسرعموش خیلی محتاطه (عجیب این بچه ببخشید وحشیه! به نظر من کار پسرم طبیعیه. ما بزرگا هم تو زندگی در قبال افراد پرخاشگر که امنیت جانی نداریم احتیاط میکنیم)
اغلب اوقات با یک وسیله میزنن برای همین کبودی و زخم ایجاد میشه. که کلا راه جلوگیریش فهمیدم همون مشارکت من در بازیاشونه
من که تنها راهی که فهمیدم همین بوده. چون بقیه بامن هم نظر نیستن حتی همسرم.