نقل قول نوشته اصلی توسط سحر بهاری نمایش پست ها
سلام
برای شما سه مطلب حائز اهمیت هست.

۱.
افزایش آگاهی ها، مهارت ها و کسب تجارب ارزشمند از گذشته
اشاره کردید از گذشته نکات ارزشمندی رو بیاد سپردین، اما لازمه ی برطرف کردن عیوب احتمالی در انتخاب جدید
افزایش سطح آگاهی ها و مهارت های شماست و این مهم با مطالعه بیشتر و همچنین کمک گرفتن حضوری از مشاوره محترم بدست میاد.

۲.
انتخاب واسطه
انتخاب واسطه ازدواج مهم هست. شما واسطه ای که انتخاب میکنید باید
فردی عاقل، آگاه و متدین باشه، چنین شخصی افرادی رو برای شما در نظر خواهد گرفت که مناسب و همراه با شرایط شما باشند. مثل افراد قابل اعتماد و متدین در محل زندگی، روحانی مسجد و ...

۳.
اهمیت انتخاب همسر
با توجه به یک تجربه ی ناخوشایند برای انتخاب های بعدی باید با آگاهی بیشتری قدم بردارید، متاسفانه سایت های همسر یابی بنظر شخصی من جای مناسبی برای انتخاب همسر نیست و
بهتر هست دقت بیشتری بر این امر مهم داشته باشید. شما چون شرایط عاطفی و در کل شرایط روانی نامطلوبی رو تجربه کردید میتونید موقعیت خوبی برای افراد سود جو باشید . پس بهتر هست طبق نکته اول آگاهی های خودتون رو با مطالعه و بهره گرفتن از حضور مشاوره محترم افزایش بدید.

نکته↓


۱. اجازه بدید کمی بیشتر زمان بگذره و
بسرعت وارد یک رابطه ی جدید نشید ( اگرچه جدا زندگی کردید ولی تلاش ها و ناراحتی هایی داشتین و ذهنتون فعلا آمادگی کامل برای ورود به شرایط جدید رو نداره )
۲. بهتر هست برای ازدواج از طریق مشورت با مشاور و بزرگترها قدم بردارید و در این بین
تحقیق و آنالیز فرد رو فراموش نکنید. لازمه ی این امر کنترل و یا مدیریت احساسات هست.

سلام سحر خانم....ممنون از اینکه پاسخ دادین....خواستم بگم ک بعد از آشنایی با دکتر روانشناس و مشاوره در میانه قهر و ترک زندگی خانم سابق من کم و بیش با دکتر مشاوره هنوز در تماسم...اتفاقا بعد از سال اول قهر بود ک دکتر متوجه شده بود و میگفت اون خانم دیگه برگشتنی نیست و معلومه براش دون پاشیدن....یادمه از اون موقع بهم میگفت توهم ب فکر زندگی و همسر جدیدی باش ....

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط سوشیانت2 نمایش پست ها
اعتماد به نفست رو ببر بالاتر. از متنت چیزی که خیلی زیاد دستگیرم شد این بود که اعتماد به نفس پایینی داری و خودتو خیلی سرزنش میکنی و دست کم میگیری
سلام ...ممنونم از روحیه ای ک بهم دادین...والا چی بگم ....خواستم بگم فکر میکنم من اعتماد ب نفسم پایین نیست ک اگر بود مجددا ب فکر ازدواج مجدد نبودم....من فقط کمی ناامیدو متعجب شدم چرا خانمها اینطور شدند؟! چرا مطالبه گر شدند و همه چیز رو باهم در یک زمان و قبل از ازدواج میخوان؟!

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط شبنم211 نمایش پست ها
یک نفر مثل شما اینجوری میشه که خانومش بهش خیانت میکنه یک نفر هم مثل من که هر چی سعی در جلب رضایت همسرم دارم اما فایده ای نداره
سلام ...شبنم خانم اسمشو نمیدونم چی باید گذاشت بازی روزگار یا تاوان تصمیم و انتخاب اشتباه....برای خودم که جفتشو میدونم یعنی هم عاقلانه علاقه مند نشدم و هم جبر و قسمت روزگار ب زندگیم وارد شد....اما خیانت و تلاش....اگه فکر میکنی خیانتی هست ارزششو نداره هر چند بخشش و از خود گذشتگی خیلی خیلی مهم و زیباس...ولی ب شرطی ک طرف مقابل هم بخواد....من خوب یادمه شبایی بود خانم سابقم با معشوقش زیر پتو با موبایل بهش پیام میداد و صحبت میکرد و تا منو میدید خودشو ب خواب عمیقی میزد....با اینحال گذشت و تلاش من ب پایبندی زندگی کمکی نکرد و باانتخاب غلطش یک زندگی رو از بین برد....البته همین بس ک الان همسایه و دوست و آشنا و فامیل لعنتش میکنن و پشت سرش ب بدی یاد میکنن....شماهم ببین ارزششو داره یا نه....هر چند امیدوارم همه زن و شوهرا با از خودگذشتگی و فداکاری آتیش صمیمیتشونو زیادتر کنن و بهم عشق بورزن و باوجود همه مشکلات مالی و غیرمالی خوب زندگی کنن....