سلام
ممنون cry عزیز
بله درسته همین که در همین مدت کوتاه یکمی دیدمو عوض کرد فکر کنم نکته مثبت این ماجرا بود و تمام.
ممنون از گوشزدهای شما، منم واقعا دلم میخواد که اسیر وابستگی و دلبستگی الکی و خیالپردازیهای ذهنی الکی که فقط تمرکزم رو از بقیه قسمتهای زندگیم برمیداره نشم، یعنی واقعاااااا میخوام که نشم.
میخوام از همه تجربههای بد گذشتم بالاخره درس بگیرم و بزرگ بشم.
-----------------------
خانم مهندس
اگه منظورت همین خاستگاری هست که گفتم که فقط با یه لحظه و .....
اونو که ته و توش رو درآوردم، آقا از اینایی بود که هرکیو میدید عاشق میشد و میگفت من اینو میخوام حتما. حالا خداروشکر برای منم بخیر گذشت.
-----------------
منظورم شکست از نوع منفیش نبود، ولی به نظرم اون شکستها رو هم لازم داشتم، تجربههای خوبی شد.
------------------
میدونی مشکل کجاست.
ما حتی یه مشاور درست و حسابی هم تو شهرمون نداریم، همین چند نفری هم که هستن همه دوست و آشنا.
مطمئناً اگه بودن من حاضر بودم از لباس و خوراکم بزنم و پولها رو بردارم برم دکتر، هزاران بار احساس نیاز به روانشناس کردم ولی فقط دست به دامن اینترنت میشدم...
من خییییلییییی مراحل داغونی رو تو زندگی گذروندم که الان مثلاً به این نقطه رسیدم. خیلی تجربههای بد، سواستفادههای زیاد و ... حتی حاضر نیستم که ثانیهای بهشون فکر کنم، فقط میخوام رو به جلو حرکت کنم.
الان بیشتر از اینکه ذهنم درگیر اون حواشی بشه، درگیر خودشناسی شده، برم بگردم ببینم این جریانش چیه که هر تاپیکی رو باز میکنیم ازش حرف میزنن.
-----------------
خانم zolal
خواهش میکنم، مشکلی نداره، اتفاقاً چه خوب که تاپیکم برای کسی جز خودم ذرهای مفید بود.








علاقه مندی ها (Bookmarks)