سلام
نکته هایی رو خدمتتون عرض میکنم که دیدتون رو به مسئله باز خواهد کرد و بشما کمک خواهد با این تغییر کنار بیاین.
بچه هایی که والدین اونها جدا میشن بیشتر در معرض آسیب هستن بهمین علتنباید اختلافات و ناراحتی های گذشته ی والدین به اونها سرایت کنه.
تلخ تر از جدایی برای یک فرزند طلاق ، تنش ها و فشارهای بعد از اون هست. بچه ها این حق رو دارند از وجود مادر و پدر بهره ببرن بدون اینکه درگیر مسائل اونا بشن و احساس تنفر از یکیشون در وجودشون شکل بگیره.
این بمعنی دوری شما نیست بلکه شما میتونید با فرزندتون در تماس باشین و مثل سابق در نقش مادرانه خودتون ظاهر بشین.
( برای این تغییری که بوجود آمده مثال شما شبیه به کسی هست در ترافیک سنگینی قرار گرفته و تنها انتخابش صبر کردن و آرام آرام جلو رفتن هست. اگر عصبی بشه و مدام غر بزنه و ... باعث آسیب بخودش و حتی دیگران خواهد شد. پس باید بپذیره این ترافیک یک قسمت از اتفاقات امروزش هست و سعی کنه آرامش رو برگردونه و بدونه کم کم راه باز خواهد شد و خودش و دیگران در معرض آسیب ها و ضررهای احتمالی قرار نمیگیرن. ( مثل درگیری، تصادف، فشار روانی، ناراحتی جسمی ) )
سعی کنید برای توجه و محبت به فرزندتون از اعتدال خارج نشین . ( بهش اطمینان بدین که همیشه مورد توجه و محبت شماست )
زمان دیدار با فرزندتون از زندگی پدرش و روابط اونها سؤال نکنین و اجازه بدین فرزندتون این احساس رو داشته باشه بخاطر خودش باهاش ملاقات دارین.
حتما سعی کنین فرزندتون در بیان احساساتش راحت باشه و باهاتون صحبت کنه بدون اینکه بخواین اون رو تحریک یا سرزنش کنین.
زمانی که برای فرزندتون این سؤال پیش آمد چرا شما با پدرم زندگی نمیکنین؟
لازم نیست با جزئیات شرح بدین فقط در همین حد که ( ما دیگه نمیتونیم با هم زندگی کنیم چون در کنار هم خوشحال نیستیم ولی هر دوی ما تو رو دوست داریم و برای همیشه پدر و مادرتیم و در کنارت خوشحالیم . )
فرزند شما، فرزند همسرتون هم هست و این نقش مادرانه براتون تا ابد پابرجا خواهد ماند. شما چیزی رو از دست ندادید فقط تغییراتی ایجاد شده که نیاز هست با اون هماهنگ بشین.
انشالله توضیحات بیشتر رو دوستان برای شما خواهند نوشت...










علاقه مندی ها (Bookmarks)