من اگه عقب برمیگشتم قبل ازدواج با عشق و عاشقی شروع نمیکردم هرچند یه تجربه تکرار نشدنی و نابی بود ولی تاوان داشت.
با حساب و کتاب میرفتم جلو سنجیده تر و محتاط تر ...
اولویت تیپ و قیافه وتو دل برو بودن رو میبردم اون اخرا و کار و بار طرف رو میاوردم جلو ... اخه اون موقع فکر میکردم کار رو دارایی چیز مهمی نیست مهم رابطه خاصیه که داریم در حالی که معلوم نیست اون رابطه بعد ازدواج هم همونه یا نه...
نمیشه رو شخصیت و مسایل معنوی خیلی حساب کرد ...
و من رو مسایل معنوی حساب کردم و از همه چی گذشتم...
گفتم مهم اینه که خودش فرد محترمیه و من دوسش دارم و اگر هم فعلا درس میخونه منم کمکش میکنم و میریم جلو ...
ولی الان فکر میکنم اشتباه بود به نظرم عشق ریسکه ...
و فقط رو عواملی میشه سرمایه گذاری کرد که قابل اندازه گیری هستند...من اهل اندازه گیری نبودم و فکر میکردم این کار مادی گرایی هست
اگر برمیگشتم عقب خیلی به خانواده هم در کنار خودش اهمیت میدادم تاکید میکردم که کسی رو انتخاب کنم که خانواده اش حامی باشن نه اینکه خودشون بچه بشن برای بچه هاشون...
پدرو مادری باشن که برای نوه هاشون بتونن وقت بزارن و بهشون محبت بدن... چیزی که اون موقع حواسم نبود بهش...
اگر برمیگشتم عقب حتما به مسایل مشاوره ای عمل میکردم مخصوصا اون لینک هایی که قبل عقد مدیر همدردی تو انجمن ازاد برام گذاشته بود...
شاید اون موقع کله ام داغ بود و میگفتم اینها یه سری تیوری اند و در عمل فرق داره...
من اون موقع طبق اگاهی خودم عمل کردم برای همین هم همه چی رو میپذریم فقط جهت تجربه شدن برای مجردها مینویسم وگرنه با همه غم هام شادم و باهمه سرخوردگی هام سربلند:)







پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)