به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 25 خرداد 05 [ 19:34]
    تاریخ عضویت
    1398-1-10
    نوشته ها
    813
    امتیاز
    25,716
    سطح
    96
    Points: 25,716, Level: 96
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 634
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,748

    تشکرشده 1,848 در 755 پست

    Rep Power
    181
    Array
    سلام سرکار خانم

    موضوع رو باید کمی ریشه ای بهش نگاه کنید تا راحت تر بتونید حلش کنید.

    اول از همه باید از اتفاقاتی که از گذشته تا کنون براتون افتاده بیرون بیاد.

    تو گزینه بعدی باید بشینید ببینید با خودتون چند چند هستین، معیار هاتون برای ازدواج چی هست؟ انتظارات شما از همسرتون چیا هست؟

    الان که خودتون و خواسته هاتون اشراف پیدا کردین، باید ببینید که برادر دوستتون به خواسته های شما چقدر نزدیک هست؟ توان اینو داره در آینده شما رو تامین کنه؟ اگر احساس کردین به درد هم نمیخورید خیلی منطقی به ایشان جواب رد بدهید.

    احتمالا گفته میشه چه دختر بی معرفتی، ولی اگر زندگی با ایشان تشکیل داده بشه و موفق نشه، بی معرفتی آنجا رخ بیشتری داره.

    و اگر به این نتیجه رسیدین برادر دوستتون به درد تون نمی خوره، نباید ایشون رو معطل نگه دارید، که عین نامردی هست. هر چه زودتر بهش خبر بدین، معرفت بیشتری به خرج دادین.

    از تبعاتش هم نترسید، چون باید یاد بگیرید دختر و پسر قبل از ازدواج فقط یک گزینه هستند برای هم دیگه و باید تاوان اشتباه های احساسی که برای هم خرج کردین بپردازید، ولی خوبیش اینه که این تاوان رو الان به مدت کوتاه میدید و تمام میشه و و با ادامه این اشتباه تا پایان زندگی تون به دوش نخواهید کشید.

    از این پسر که فارق شدین و حق دارین هر مورد دیگه ای رو بررسی کنید.

    یادتون باشه،بزرگترین افت اینه که دو مورد را باهم در دست بررسی بگیرید، یا یکی را رزرو دیگری قرار دهید.

    باید خودتون رو بشناسید و بدانید چه کسی بدردتان می خورد.

  2. 2 کاربر از پست مفید Mvaz تشکرکرده اند .

    Maahbanoo (جمعه 13 دی 98), Pooh (شنبه 27 اردیبهشت 99)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 03 خرداد 99 [ 01:05]
    تاریخ عضویت
    1398-10-13
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    460
    سطح
    9
    Points: 460, Level: 9
    Level completed: 20%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    16

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Mvaz نمایش پست ها
    سلام سرکار خانم

    موضوع رو باید کمی ریشه ای بهش نگاه کنید تا راحت تر بتونید حلش کنید.

    اول از همه باید از اتفاقاتی که از گذشته تا کنون براتون افتاده بیرون بیاد.

    تو گزینه بعدی باید بشینید ببینید با خودتون چند چند هستین، معیار هاتون برای ازدواج چی هست؟ انتظارات شما از همسرتون چیا هست؟

    الان که خودتون و خواسته هاتون اشراف پیدا کردین، باید ببینید که برادر دوستتون به خواسته های شما چقدر نزدیک هست؟ توان اینو داره در آینده شما رو تامین کنه؟ اگر احساس کردین به درد هم نمیخورید خیلی منطقی به ایشان جواب رد بدهید.

    احتمالا گفته میشه چه دختر بی معرفتی، ولی اگر زندگی با ایشان تشکیل داده بشه و موفق نشه، بی معرفتی آنجا رخ بیشتری داره.

    و اگر به این نتیجه رسیدین برادر دوستتون به درد تون نمی خوره، نباید ایشون رو معطل نگه دارید، که عین نامردی هست. هر چه زودتر بهش خبر بدین، معرفت بیشتری به خرج دادین.

    از تبعاتش هم نترسید، چون باید یاد بگیرید دختر و پسر قبل از ازدواج فقط یک گزینه هستند برای هم دیگه و باید تاوان اشتباه های احساسی که برای هم خرج کردین بپردازید، ولی خوبیش اینه که این تاوان رو الان به مدت کوتاه میدید و تمام میشه و و با ادامه این اشتباه تا پایان زندگی تون به دوش نخواهید کشید.

    از این پسر که فارق شدین و حق دارین هر مورد دیگه ای رو بررسی کنید.

    یادتون باشه،بزرگترین افت اینه که دو مورد را باهم در دست بررسی بگیرید، یا یکی را رزرو دیگری قرار دهید.

    باید خودتون رو بشناسید و بدانید چه کسی بدردتان می خورد.
    سلام ممنون از پاسخ شما
    من وقتی نسبت به این آقا احساس وابستگی پیدا کردم و به خصوص اینکه بهترین دوست من هستن خیلی برام سخته اینارو ندیده بگیرم و مثل یه خواستگار معمولی نگاه کنم من میدونم اخلاقشون چطوره و خیلی چیزارو میدونم...حالا که فرمودین اصلا نتیجه بررسیم رو میگم
    ایشون مسلما از 19 سالگی تاحالا تغییرات زیادی داشتن اما هنوز با ایده آل من فاصله ام دارن مثلا اخلاقشون و رفتارشون بامن اون موقع خیلی کمتر منو درک میکردن و در تصمیم گیری بیشتر خودشون تنها مهم بودن که این باعث تنش و اختلاف بود الان حلش کردن
    در بقیه موارد باید بگم اخلاقشون کاملا خوبه و بهترین دوستمن اما در مورد رفتار با دیگران با ایده ال من اختلاف دارن که چون نمیتونم اینو دخالت کنم و اگاه بشم مبهمه برام که چقدر درست در موردش فکر میکنم مثلا احساس میکنم قاطعیت کافی ندارن و زیادی به دیگران خوشبینانه نگاه میکنن اینا باعث راحتی خودشونه اما من برعکس هستم
    حالا من اینو بخوام درمورد خواستگارای دیگه ام بررسی کنم همینقدر مبهم میمونه برام احتمالا!
    تبعاتش برای من به منزله از دست دادن بهترین همدم این سالهای زندگیمه اما بخاطرهمین موردی که فرمودید (تا پایان عمر ناراحتی پیش میاد )میخوام بررسی کنم ولی نمیخوام اشتباه کنم به هیچ وجه
    لازمه بگم ما هم مثل خیلی های دیگه که به خاطر بلاتکلیفی و فشار ازهم جدا میشن ولی باز میگردن به مدت 6 ماه و با قصد جدایی کامل از هم جدا شدیم که به خواست من بود ولی تواون 6 ماه گاهی از تنهایی به هم پیام میدادیم و گریه میکردیم (22سالمون بود) و من نه ولی ایشون تمایل به بازگشت داشت بالاخره ولی بعداز 6_5ماه من بهشون زنگ زدم و با اشتیاق اومدن منو دیدن !
    نمیدونم وقتی احساسات 5سال آدمو فرا میگیره این احساس و رفتار چه حکمی داره و چه علتی داره باید چجوری باهاش برخورد کرد؟باید نادیده گرفتش و فقط سعی کرد منطقو ببینه یا نه باید باارزش باشه و ملاک تصمیم گیری قرار بگیره !؟چه جوری میشه فهمید چنین احساسی چقدر واقعی و چقدر موندگاره
    قطعا که زودگذر نیست!
    این هم باید اضافه کنم که بخاطر نداشتن اختلاف سنی و اینکه از 19 سالگی اشتباهات همو دیدیم من الان حسی که دارم بهشون گاهی مادرانه و نصیحت کننده اس میترسم که در صورت ازدواج باقی بمونه و مشکل ایجاد کنه نمیدونم نرماله یا نه برای زندگی زناشویی ایجاد مشکل میکنه اینکه حست اینطوری تغییر کرده باشه !

    نقل قول نوشته اصلی توسط خادم رضا نمایش پست ها
    سلام خانوم
    شما نمیدونستید که طرف مقابل اینطوری هستند
    هدفتون از دوستی با ایشون چی بود
    اگر هدفتون صرفا دوستی بوده بهتر تمامش کنید
    اما اگر به ایشون مثل یک خواستگار نگاه می‌کردید و مثل یک خواستگار باز هم به ایشون نگاه کنید خوبیا و بدیاشو کنار هم بزارید و حالا تصمیم بگیرید بستگی به خودتون دارد شما میتونید با این شرایط در کنارشون باشید
    فقط تصمیمتون زود تر بگیرید
    ممنون از پاسختون
    اون زمان ایشونم 19 سالش بود ولی فکر نمیکردیم که اوضاع اینطوری بشه اوضاع گرونی منظورمه
    من اگه بخوام به چشم خواستگار نگاه کنم باید الان ریسک رد کردنشون توسط خانواده رو قبول گنیم خودشون تمایل دارن وقتی کارمرتبط با رشته تخصصی پیدا کردن خواستگاری کنن که نشون دهنده این باشه که اگه پس انداز ندارن ولی آینده خوبی میتونن بسازن الان من بگم همین الان باید تکلیف روشن بشه تمام مسئولیت گردن من میفته و تمام صبوری چندسالم شاید هدر بره
    ویرایش توسط Maahbanoo : دوشنبه 16 دی 98 در ساعت 03:10


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:36 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.