سلام
چندتا نکته در صحبت هاتون پیداست که نشان از شناخت خودتون داره. شناختی که حاصل چند تجربه و امیال خودتون هست.
با تعقل بیشتر میتونید کشف کنید که شخصیت واقعی شما چیست و نیاز هاتون چه هست؟
ما انسان ها باید یاد بگیریم که از درون و با انرژی های درونی خودمون شاد زیستن رو یاد بگیریم و وابسته به شرایط نشیم. مثلا اگر ازدواج نکردیم، به سمت و سویی دیگر کشیده بشیم.
یا اگر ازدواج کردیم وابسته محض این ازدواج بشیم، یا وابستگی های دیگر ما رو از تعهد به همسر بازمان دارد.
این تجربه شما و میل شما نسبت به ظاهر طرف، رو بیشتر برای خودتون باز کنید. شما این حق رو دارید که هر ملاکی رو برای انتخاب داشته باشید. ولی از هوش تون کمک بگیرید و یکبار دیگر این مسئله رو بررسی کنید. مثلا تجربه زندگی با یک دختر زیبا چالش هایی هم داره، مثلا ممکنه اخلاقی بد در وجود دختر بعد از عادی شدن ظاهر اذیتتون کنه، ممکنه دختر به لحاظ زیبایی انتظارات زیادی رو از شما بخواهد یا زیبایی دختر از بین بره، یا فرد زیباتری رو شما ببینید و بهش کشش پیدا کنید و غیره.
پس باید بتوانید برای انتخاب همسر ملاک پایدار تر رو انتخاب کنید، ملاک ظاهری رو هم در حد دل نشستن نگه اش دارید.
سناریو1:
من دختری رو میشناسم که بسیار دانا و با سواد هست و اخلاق خوبی هم دارد، بسیار مهربان و دلسوز است. مسئولیت پذیر است، به زندگی وفادار است، میتواند مادر خوبی باشد و ....
سناریو 2: دختری رو میشناسم که ظاهر بسیار جذابی دارد و باهوش است.
وجود شما از انتخاب کدام سناریو آرامش بیشتری میگیرد؟
با خودتون مرور کنید زندگی و ازدواج هدفش چیست، شما از چه طریق و با چه شخصیتی به این هدف میرسید، برای این هدف شحصیت شما چه نقاط ضعفی دارد که باید بهبود پیدا کند؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)