سلام
باید خدمت شما عرض کنم راحت تر نیست بلکه اکثرا از سر خطا هست!
۱. افراد در دوستی بدلیل ورود احساسات و وابستگی های عاطفی معایب رو نمیبینن یا توجه نمیکنن یا به امید تغییر هم وارد زندگی مشترک میشن.
۲. بعضا دیده شده که فرد بدلیل از دست داد مال، مسایل حیثیتی، ارتباط جنسی نامشروع، وحشت از قطع ارتباط و بحران روحی و ... و جلوگیری از آسیب های بعدی تن به ازدواج میده، در حالی که تصمیم قطعی بر این امر نداره و مستأصل هست.
۳. افراد فکر میکنن که در ازدواج همانند دوران دوستی فضایی شاعرانه و زیبا حکمفرماست، پس ( بدون توجه به موارد مهم و باید و نبایدها ) دچار خطا شده و ازدواج میکنن و پس از شروع زندگی مشترک کم کم تنش ها آغاز میشن.
و...
بدیهیست وقتی موارد بالا در جریان باشن اهمیت ازدواج در حد یک جشن کودکانه پایین خواهد آمد و میشود خیلی سریع و ساده اون رو برگزار کرد و متأسفانه یا سالها درگیر ناراحتی های مختلف بود یا با توجه به آمار طلاق بهمین شکل هم جدا شد. (۱)
در ازدواج سنتی بشیوه ی صحیح... فرصت شناخت واقعی، مشورت، تفکر منطقی و تصمیم قاطع فراهم هست و چون احساساتی شکل نگرفته و افراد در چهارچوب خاصی ملزم به رعایت یکسری موارد هستن میشود نتیجه ی بهتری گرفت.
اگر در ازدواج سنتی با آگاهی و از مسیر درست خودش قدم برداریم قطعا به نتایج خوبی میرسیم. بهیچ عنوان سختگیری بیش از حد توصیه نمیشه اما عدم بررسی دقیق هم فرجامی نخواهد داشت.
(۱)
در ازدواج سنتی هم هستند مواردی که دچار مشکل شدند و این بدلیل اجرای یکسری روش های اشتباه و ناآگاهیست. تأکید میکنم اگر در ازدواج سنتی به شیوه ی صحیح و با آگاهی قدم بردارید خطر بروز مشکلات بعد از ازدواج به حداقل ممکن خواهد رسید.
![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)