تشکرشده 371 در 127 پست
gholam1234 (سه شنبه 26 فروردین 99), Mvaz (سه شنبه 26 فروردین 99), الهه زیبایی ها (سه شنبه 26 فروردین 99), شمیم الزهرا (چهارشنبه 27 فروردین 99)
تشکرشده 2,261 در 917 پست
الهه زیبایی ها (سه شنبه 26 فروردین 99)
تشکرشده 1,642 در 598 پست
سلام دوستان
خیلی احساس تنهایی میکنم و جایی جز همدردی و کسی جز شما رو برای دردودل ندارم.
این وروجک رو تازه خوابوندم ، کاشکی الان مامانم میومد منو تاب می داد تا منم بخوابم، نوبتی هم که باشه نوبت منه.
این قرنطینه واسه من شده عین زندان، حتی از در آپارتمان هم نمیتونم برم بیرون چه برسه تا سرکوچه . همسرم هم که شب میاد خونه سرش توی اخبار گوشی و بورس و... هست.
توی این شرایط تلویزیونم نمیتونم زیاد روشن کنم چون بچه کوچیکه و خیلییییی جذب تلویزیون میشه و براش ضرر داره. اما وقتی خیلی بهم ریخته ام چاره ای ندارم و براش میزنم.
وقتی هم خوابه تا بخوام یکم به کارهام برسم بیدار میشه . جدیدا هم من بین روز سخت میخوابم.
دلم گریه میخواد...
اندکی صبر، سحر نزدیک است.
gholam1234 (سه شنبه 26 فروردین 99), Mvaz (سه شنبه 26 فروردین 99), Pooh (سه شنبه 26 فروردین 99), الهه زیبایی ها (سه شنبه 26 فروردین 99), شمیم الزهرا (چهارشنبه 27 فروردین 99)
تشکرشده 2,261 در 917 پست
آیشالا درست میشه همه چی. خوش باشین و از لحظات استفاده کنین. روزی یه صفحه کتاب یا نوشته ای بخونین. زنگ به آشنایان و دوستان واقعیتون بزنین. ایشالا که فک میکنم روزهای خوبی در پیش رو هست ... نیاز به درد دل کردن توی این روزها یکم زیاد شده، منم همینجوریم. ایشالا که درست میشه همه چی. توکل به خدا
Eram (چهارشنبه 27 فروردین 99), Mvaz (سه شنبه 26 فروردین 99), Pooh (سه شنبه 26 فروردین 99), الهه زیبایی ها (سه شنبه 26 فروردین 99), شمیم الزهرا (چهارشنبه 27 فروردین 99)
تشکرشده 3,096 در 1,314 پست
سلام.
من مادر نشدم ، ولی خواهر و عروسهامون رو دیدم و میدونم بچه داری چقدر سخته.
به نظر میاد خیلی خسته شدین.
اگر امکانش هست با شوهرتون صحبت کنید و بگید ساعتایی که خونس، یکی دو ساعتی بچه رو نگه داره تا شما بتونید استراحت کنید یا روزهای تعطیل، بیشتر مواظب بچه باشه و شما بتونید یکی دو ساعتی برید بیرون.
این حس غم و تنهایی احتمالا ناشی از خستگیه. یه استراحت حسابی و یه خواب دلچسب، میتونه رفرش کنه حالتون رو.
امیدوارم به زودی بهتر بشید.
.................................................. ........................................
منم الان حس اون جهنمیا رو دارم که میگن ما رو به دنیا برگردون که ادم شیم. ):
استاد کلی وقت داده بود برای یه سری تکالیف، من هی پشت گوش انداختم (البته با حمل استرس و فکرش). فردا اخرین مهلته و من تازه سه روزه دست به کار شدم و بل نسبت مثل ... دارم کار میکنم ولی نمیرسم تمومش کنم و حالا بغضم گرفته و دلم میخواد کاش دو روزدیگه هم وقت داشتم.
یعنی نمیدونم چرا این چند سال اخیر این مدلی شده ام.
قبلاها قورباغمو سریع قورت میدادم.
نمیدونم چیکار کنم این دقیقه نود بودنم رو از بین ببرم.
کاش یه معجزه ای بشه بیشتر وقت بده.
الهه زیبایی ها (سه شنبه 26 فروردین 99), شمیم الزهرا (چهارشنبه 27 فروردین 99)
تشکرشده 2,355 در 760 پست
سلام
ارم عزیز![]()
حق دارید شرایط عادی نیست...خداقوت واقعا
این درد دل و حتما حتما با همسرتون داشته باشید.....( من با تصورات فانتزیم از زندگی متاهلی الان اینو راه چاره میدونم)
شاید زندگی براتون یکنواخت شده.....کارهای به ظاهرکوچیک میتونه تنوع و نشاط خوبی بده ...امتحان کنید
میتونید بگید الان با انجام چه کارهایی حالتون خوب میشه؟؟
سعی کنید مهیا شون کنید...
Pooh عزیز
چرا دقیقه نودی؟؟ کاریه که علاقه نداری؟؟؟
ی چندتا تکنیک هست.... امتحان کردی روشی تاحالا؟؟
در کل...درست میشه نگران نباشید
این کرونا ( بلا چه اسم شیکی هم داره)شب و روز هارو جابجا کرده خیلی بد شده
میگن سال 99 کلا صبح نداره از ظهر شروع میشه!!!
- - - Updated - - -
چیه این ساعت شب همتون انلاینید برید بخوابید دیگه
با اعلام من
شب میشه
و شهر به خواب میره
![]()
Mvaz (چهارشنبه 27 فروردین 99), شمیم الزهرا (چهارشنبه 27 فروردین 99)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)