سلام بچه ها
واقعا ممنون
آقا غلام، خوب متوجه شدین. خداروشکر امروز صبح که از خواب پاشدم حالم خیلی بهتره. در مورد رگ خواب همسر گفتین ، فهمیدم که راهی که تا حالا می رفتم کم کم دیگه داشت میشد بی راهه، چه در ارتباط عاطفی باهمسر و چه خودم. برای همین مدت دوهفته ای میشه که رفتارهای عجولانه،غرزدن،توقع از همسر رو به حالت تعلیق در آوردم و فقط ضروری هاش رو میگم. تا کم کم راه درست رو پیدا کنم بیشتر مسائلم رو سعی میکنم درونی حل کنم.
سحربهاری عزیز ، خیلی ممنون از لطف و توجه شما.
اتفاقا من یک تاپیک جدید باز کردم که موضوعش در مورد مادرشوهر هست اما خب در واقع مسأله اصلی باید چیز دیگه ای باشه که توی تاپیک دنبال اون هستم. اگر به تاپیکم سربزنید خیلی خوشحال میشم. توی روند تاپیکم دوهفته موقتا وقفه ایجاد کردم تا هیجاناتم کمی فروکش کنه و بتونم بهتر جوانب رو بررسی کنم.
قراره چند روز آینده تاپیک رو با رویکرد جدیدی ادامه بدم.
ممنون از شما دوستان که در کنارم هستید.
الان واقعا حالم بهتره








علاقه مندی ها (Bookmarks)