
نوشته اصلی توسط
Mvaz
سلام
وقت بخیر
هیچ شخصی منکر فشاری که بر دوش شما هست، نمیشه، واقعا شرایط سختی دارین و قابل درکه
چیزی که این وسط وجود داره تمایل به بهبود+آگاهی به راه بهبود شرایط هست.
فرض رو اگر بر این بگذاریم که شما تمایل به بهبود دارین. به نظرتون چقدر گفتن دائمی مشکلات به همسرتون، ارائه راهکار هایی که از مشکلات شما کم کنه مثل تغییر محل سکونت راهگشا خواهد بود؟
با شناختی که از همسرتون دادین، به نظرم بهبود شرایط نوع خاصی از خودگذشتگی رو در شما میطلبه که تا کنون تجربه اش نکردین.
مثال: شما اگر به نوعی شریک کاری همسرتون بشید و این رو به همسرتون القا کنید که با توجه به شرایط کاری خیلی خیلی سخت ( این واژه ها خیلی مهم به نظر میرسه) اش قراره پشتش بایستین و نگذارید در جبهه زندگی خللی ایجاد بشه و حتی تمام دغدغه ها فکری اش رو کم کنید تا راحتر بتونه دوری و سختی کار را مدیریت کنه.
ایشان باید بفهمه شما درکنارش هستین، همه سختی هایی که از این شغل داره رو باید تشخیص بدین و برای راهکار داشته باشین، مثل اینکه دلش برای بچه اش تنگ میشه، هر شب ساعت 10 که کمی در محل کارش استراحت کرده ویدئویی برای رفع خستگی ایشان و نشان دادن فرزند براش بفرستین.
چنین همراهی های عاطفی و کمک زندگی در بلند مدت همسرت هم شما رو به عنوان همراه که تا کنون نپذیرفته، می پذیره و اون موقع وقتش هست که مرور مشکلات را در قالب یک مسئله ای که همسرتون میتونی براش تدبیری کنه ارائه بدین.
گفته های بالا فقط چندتا مثال بود که راه را شاید بتونه نشون بده و این شمایید که باید پخته اش کنید. در کل روند انفعالی و قهری شما در گذشته نه تنها کمکی به شما نکرده بلکه موجب دوری شما نیز شده است.
باید برای مدتی فقط همسرتون رو ببینید بدون نکات منفی اش. در کنارش باشید.
پ ن: فشار و خستگی روحی برای مرد ها در داراز مدت اگر از طریق لذت های مباح موجود التیام پیدا نکنه، سر از جا هایی در می آورد که از همسر شما فردی می سازه که ممکنه خیلی دل چسب زنی نباشه.
علاقه مندی ها (Bookmarks)