سحربهاری عزیز
خیلی ممنونم. سپاس از تذکری که راجع به تله ی ایثار دادی .حتما مواظبت میکنم البته ذاتا انقدرهام اهل ایثار نیستم و به خودم و بازخورد دیگران هم خیلی توجه دارم. کلا دوست ندارم لطفم وظیفه بشه .
میشل عزیزم
ممنون از لطفت.
واقعا سوالاتت منو به فکر فرو برد.
اهداف فردی من؟
رسیدن به آرامش درون با نزدیک تر شدن به خدا و کسب معنویت بیشتر.
تربیت فرزندم به نحو شایسته.
داشتن ارتباط خوب با همسرم.
تمام کردن درسم و بعد پیداکردن شغل مناسب و رفتن به سرکار بعد اینکه پسرم کمی بزرگتر شد.
چیا تو زندگیم دارم که منحصرا من و وجودم و هستی ام رو معنا کنن؟ فارغ از هر داشته و نداشته ای:
عشق به خدا و امامانم و قرآن رو خداروشکر در وجودم دارم. اما در حد شناختم و درکم میتونم ازشون بهره بگیرم و هر روز در تلاشم تا کاستی هام رو درسایه ی اینها اصلاح کنم.
یه تکه عزت نفسی خرده هوشی ،سر سوزن عشقی دارم.
اگر منظورت اینه که نیاز به عشق و محبت رو از منابع مختلف تأمین کنم باید بگم خداوند ،پدرومادرم و همسرم و پسرم منابع دیگر تأمین هستند،که البته از سمت خداوند محبت کمی رو درک میکنم ،یعنی حس اینکه خداوند منو در آغوش گرفته گاهی هست فقط. تو سختی ها بهش پناه می برم،نمازهامو میخونم و سعی میکنم معنویتم رو بیشتر کنم. تو چالش های زندگی سعی میکنم با یاد خدا یا گفتن ذکری از خدا اون لحظه خودم رو آروم کنم. مثلا این چند روزی ذکر یاغنی رو میگفتم تا به برکت این نام خدا من هم از نیاز غیرضروری به غیرخدا غنی بشم.
از سمت پدرومادرم محبت خیلی تأمینه اما از سمت مادرم تأییدنمیشم و به ندرت تأیید زبانی میشم.
از سمت همسرم هم تازگی ها رابطه بهتری داریم اما فکر میکنم اون رابطه ای که دنبالش هستم رو باید براش تلاش کنم. همسرم هم دوستم داره و محبت میکنه اما رابطمون جای کار داره خیلی. محبتی که توش روبدل میکنیم و تأییدی که نسبت به هم داریم برای هیچکدوم کافی نبوده.
پسرم هم که قربونش برم فعلا فقط گیرنده محبت هست .
میشل جان میشه لطفا بیشتر حرف هاتو برام باز کنی؟ خیلی مشتاقم که بدونم منظورت چیه؟
توضیحاتی که دادم حاصل برداشت من از سؤالاتت بود.
خیلی ممنون دوستای من که همراهم هستین.








علاقه مندی ها (Bookmarks)