ببینین این نظر خود من هست، تا جایی که به ذهنم میرسه مینویسم؛ ( درباره ی جمعیتشون که چرا زیاده ؟ )
برخی افراد دنبال ( تر ) هستن. زیبا تر، پولدار تر، شیکپوش تر و ... قاعدتا برای ازدواج با همین طرز فکر که حاصل مقایسه گری ، چشم و هم چشمی، کمال گرایی و ... هست جلو میرن. مثلا اون آقا یا خانم مقابلشون آدم خوبی هست ولی چون از نظر اونها فرضا ( پولدار تر یا زیباتر و ... ) نیست پس نمیتونه قابل بررسی باشه و بهمین سادگی از لیست خارجش میکنن.
بعضی دیگه اسیر یکسری موقعیت ها میشن مثل جایگاه شغلی، تحصیلات بالاتر، زیبایی های خیره کننده و ... اینها در مجموع یک فرد کاملا معمولی هستن ولی چون مثلا چهره ی زیبایی دارن انتظارشون این هست با یک کیس آنچنانی ازدواج کنن، چون فکر میکنن نسبت به بقیه برتری دارن یا لیاقت های بیشتری دارن و ممکن هست حیف بشن !
موضع بعدی آدمهایی هستن که بدلیل فقدان آگاهی های لازم و معیارهای درست، تجربه ی ضعف مالی، خلاء های متعدد و ... میل به ثروت دارن و فکر میکنن میتونن با یک ازدواج به زعم خودشون عاقلانه حال خوش رو تجربه کنن.
و ...
در این مدل ناکامی ها که برای طرف مقابل اتفاق میافته فکر میکنن حتما مشکلی داشتن که مورد قبول ( این افراد بالا ) قرار نگرفتن و با خودشون کلنجار میرن که هیشکی بمن زن نمیده یا دیگه خواستگاری برام پیدا نمیشه، که فکر اشتباهی هست و نباید بهش پر و بال بدن.
اما یه مطلب خیلی مهم رو باید عرض کنم؛
اونهایی که تمکن مالی دارن همه ی جذابیتشون مربوط به پول نیست بلکه جذابیتای رفتاری هم دارن، یعنی اعتماد بنفس بالا، آرامش ، فقدان استرس، عدم چسبندگی و حتی آراستگی و ... . نمیشه نقش وضعیت خوب رو در داشتن اینها منکر شد، ولی اگر همین جذابیت ها در افراد معمولی هم باشه (مثل اعتماد بنفس) کمک کننده هست و برای خانم ها مورد توجه خواهد بود.











علاقه مندی ها (Bookmarks)