متشکرم خانوم بهاری از پاسخ کاملتون و وقتی که گذاشتین
بله شما درست میگین معیارها رو ناقص بیان کردم اما میدونین من معیار خاص و عجیب و غریبی واقعا ندارم اعتماد ، صداقت ، ادب ، احترام به بزرگتر و ... پایه ترین صفات اخلاقی و انسانی ، اعتقاد دارم اگر این پایه ترین ها وجود داشته باشد با کمی انگیزه انسان ها می توانند یکدیگر رو اصلاح کنند هیچکس کامل نیست و اختلاف سلیقه هم وجود دارد و به طبع هرکس با فرهنگ و تربیت های متفاوت رشد پیدا کرده نمی دونم شاید هم اشتباه میکنم ،
ببینید بنده به واسطه شغلم دختران زیادی رو برای کار توی شرکت مصاحبه کردم و خیلی از اونها الان تحت مدیریت مستقیم من کار میکنند ، خیلی خوب رفتار ها و کنش های اونها رو نسبت به خودم و محیط کار زیر نظر دارم و تقریبا دستم اومده که با چه اهدافی چه حرکاتی میکنند ، اما هنوز که هنوزه مورد هایی رو میبینم که بر خلاف ظاهر و چیزی که نشون میدن باطن فوق العاده خطرناک و غیر قابل پیش بینی دارند اگر با این پیش زمنیه بخوام به دختر مد نظر نگاه کنم من تقریبا هیچ شناختی از اون فرد و خانواده اش ندارم و شاید بهتره بگم که هیچ موقع ازدواج نکنم بهتر باشه
تمام خواسته من از خانواده و مادرم درخواست کمک بوده برای به دست آوردن اون شناخت ، من مگه به تنهایی تا کجا می تونم پیش برم؟ ولی مادرم حس میکنه من اونو دور زدم یا نادیده گرفتم و خودم بریدم و دوختم ، در شرایطی که هیچ اتفاقی نیافتاده ، هیچ قول و قراری گذاشته نشده ، این برخورد مادرم خیلی منو دل زده کرده این فرآیند ازدواج انگار جز درد و رنج هیچی نداره ، من به اندازه کافی مسئولیت و فشار کاری رو تحمل میکنم اگر بخواد این فرآیند هم اینطوری پیش بره ترجیح میدم مجرد باقی بمونم










علاقه مندی ها (Bookmarks)