فرزانه جان
همیشه تاپیک هات رو دنبال میکنم.
همسر من هم اهل همکاری در کارهای منزل نیست و از اون بدتر زیر بار هیچ نوع برنامه ای نمیره. اوایل ازدواجمون که عملا هیچ کاری تو خونه نمیکرد.
مهمون که داشتیم، نیم ساعت قبل از اومدن مهمون ها میومد خونه و دوش میگرفت و مرتب و آماده. اونوقت من خسته از نظافت و آشپزی، حتی فرصت مرتب کردن خودم رو هم نداشتم.
این در حالی هست که همسرم دوران مجردی خیلی بیشتر از یه بچه تو خونه کار میکرده. یعنی حتی کیک و شیرینی می پخته. بعد از ازدواج هم خونه مادرش خیلی کمک میکنه.
ما هردومون تحصیلات بالا داریم و درامدمون هم متغیره. خیلی وقتا درامد همسرم بالاتره، یه وقتا هم درامد من.
مشابه راهکارهایی که اینجا دوستان دادن استفاده کردم. تا حدودی جواب داد. مثلا همسرم سمت آشپزی اصلا نمیره. ولی با زبون خوش تشویقش کردم از غذاهایی که بلده برام درست کنه و یه بار که درست کرده، من هزار بار از غذا تعریف کردم. در صورتی که خودم در آشپزی خیلی مهارت دارم.
یا یه چندتا کاری که تو خونه با علاقه انجامشون میده، مثل خشک کردن ظرف ها، بعضی وقتا مثلا میگم من فلان کیک رو برات می پذم، تو مثلا پرده ها رو برام دربیار. یه جورایی تلاش میکنم دستش به کار تو خونه خودمون گرم بشه. اما همچنان فقط وقتی خیلی سرحال هست، یا من تا خرخره تو کارهای خونه فرو رفتم، ممکنه انجام بده.
در مورد سرویس بهداشتی، از یه موقع به بعد احساس کردم یه جوریه که فقط من نظافتش رو انجام بدم. الان هر از گاهی همسرم این کار رو به عهده میگیره.
تو شرایط عادی کارگر گرفتن و استفاده از مواد اولیه نیمه آماده مثل سبزیجات خورد شده یا فیله مرغ یا ماهی چیزایی هست که کار خونه و آشپزی رو راحت تر میکنه. یا مثلا ماشین ظرفشویی که برای من از واجباته.
از همه اینا مهمتر، خودم بیشتر هوای خودم رو دارم. یعنی هرجا احساس کردم دارم به خودم زیادی فشار میارم، استاپ میکنم. یه روز یا یه هفته به خودم استراحت میدم و حتی غذا هم از بیرون سفارش میدم. برای خودم کتاب میخونم و ورزش میکنم و هر تفریح دیگه ای. کاری که قبلا محال بود انجام بدم. یه جورایی برای خانه داری هم مرخصی در نظر میگیرم. یعنی تو این دوره، مهمونی و نظافت و آشپزی کلا تعطیله. همین باعث شده همسرم بیشتر قدر خانه داریم رو بدونه.
در مورد شما، چون درامدتون یکی هست و همسرتون تا حدی هزینه های خونه رو میده یه جورایی شاید در مقایسه با شما میخواد برنده باشه. ممکنه کمک کردن تو امورات خونه بهش حس بازنده شدن یا متضرر شدن رو بده.
وقتی همسرت حاضر نیست برای خونه خرید کنه، رفتار و برخوردت چیه؟ سریع بهت برمیخوره و خودت اون رو میخری؟
چرا غرورت اجازه نمیده از همسرت درخواست مالی داشته باشی؟ چرا به غرور همسرت برنمی خوره که شما تو خونه سه روز مداوم در حال کارکردن باشین و اون هیچ کمکی نکنه؟
چرا منتظر تعارف همسرت میمونی؟ چرا صداش نمی کنی و بگی خیلی خسته هستم، بیا کمکم؟
لطفا روی سوالاتم فکر کن.
درسته که از پس کارهای خونه و شغل بیرون همزمان برمیایم. ولی این دلیل نمیشه که مسئولیت همه چیز برعهده ما باشه. مرد و زن هم نداره. حتی همون آقایون خانواده که خانمشون خانه دارن و اونا هم کار بیرون میکنن و هم کار خونه و هم کل درامدشون دست خانمشونه، به نظر من ارزشی برای خودشون قائل نیستن. ما اول از همه در مقابل خودمون مسئول هستیم. در مقابل جسم و روحمون مسئول هستیم. اگه برای خودمون ارزش قائل باشیم، هیچوقت خودمون رو دلخوش نمی کنیم به فکرایی مثل اینکه کار خونه برای مرد نیست یا من خیلی توانا هستم و میتونم همه کاری انجام بدم، پس بیام مسئولیت بقیه رو هم به دوش بکشم.
اما از یه دیدگاه دیگه هم نگاه کنیم،بعضی کارها هست که سلیقه ای هست و باید قبل از ازدواج در موردش صحبت بشه. مثل کیفیت مایحتاج زندگی، یا کیفیت نظافت خونه یا آشپزی. که خب هرچقدر تفاوت زیاد باشه، هماهنگی سخت تره. متاسفانه ما زمان ازدواجمون در این مورد هیچ صحبتی نکردیم و الان هم مجبورم یه جاهایی خودم جبرانش کنم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)