نظر شخصیه من اینکه
ایشون دچار بحرانی شده اند که نمی‌توانند به شما نزدیک شوند
حالا علتهایش مختلف هست
حالا بعضی وقتها چون دوران کودکی به ایشان گفته می‌شده آدمها بدجنسن و نباید به اونها نزدیک شد و اعتماد کرد
یا افراد نزدیک به ایشون با ایشون خوب رفتار نکردند و ایشون دلهره دارد که اگر به کسی نزدیک بشود ممکن است دوباره شکست بخورد ممکن است دوباره تنهایش بگزارند
البته اینهایی که گفته شد مبنی بر صحبت‌های خود شما بوده و و لازمش اینست که خودتان اخلاق خوبی داشته باشید گفته شد
یک احتمال دیگه هم وجود دارد که ایشان شرطی شدند بر روی احساس رضایت خانوادشون و وقتی از آنها حمایت می‌کند و مثلث کارپمن که همان ناجی شوهرتان ستمگر شما و قربانی خانواده همسر هست احساس خوبی می‌کند البته بعضی وقتها هم شما نقش قربانی را بازی کردید و ستمگر همسرتان و ناجی خانواده خودتان
باید مثلث تد را در پیش بگرید با گفت و گو تا از این بحران بیرون بیایید

خلاق (creator)
محوریت در مثلث کارپمن "قربانی" ولی در مثلث ted "خلاق" یا " آفرینشگر" است. خلاق برخلاف قربانی تمرکزش روی "آنچه می‌خواهم" است ونه "آنچه نمی‌خواهم" تمرکز روی خواسته‌ها و نخواسته‌ها تحول آفرین است. خلاق روی راه حل‌ها متمرکز می‌شود نه یافتن مقصر.

عملکرد خلاق دو ویژگی دارد:
افزایش قدرت تخیل و پاسخ به پرسش "من چه می‌خواهم؟".
انتخاب پاسخ به شرایط و چگونگی زندگی حتی وقتی مشکلات به وجود آیند.
مربی (coach)
در مثلث قدرت دهی نقش ناجی باید تبدیل به نقش «مربی» شود. یعنی به جای اینکه طرف مقابل را نادیده بگیرد و به اصطلاح به او ماهی بدهد، به او ماهی‌گیری یاد دهد و به قربانی اجازه دهد که آرام آرام روی پای خود بایستد. اگر فرد ناجی متوجه شود که قدرتش صرفاً به خاطر حمایت از دیگران نیست و اگر دیگران به او نیازمند نباشند باز او معتبر است می‌تواند عملکرد مربی یا رهبر را داشته باشد.

چالشگر (challenger)
در مثلث قدرت دهی نقش ستمگر باید به موقعیت «چالشگر» حرکت کند و تنش پویا ایجاد کند. چالشگر با انتقاد سازنده فرد قربانی را از نقشش خارج می‌کند. در انتقاد سازنده چالشگر کل هویت و وجود فرد را هدف قرار نمی‌دهد بلکه با وضعیت من خوبم تو خوبی به او می‌گوید این رفتارت خوب نیست بیا راجع به آن با هم صحبت کنیم در حالی که ستمگر حالت من خوبم تو خوب نیستی را برقرار می‌کند و کل هویت و جود فرد مقابل را زیر سؤال می‌برد.