در یک ازدواج موفق:


● رابطه بین زوجین محبت‌ آمیز و عاشقانه است. درک و توجه میان آنان موج می‌ زند. همدیگر را به‌ عنوان دوستی وفادار و معتمد می‌ دانند.


● اعتماد، تعهد، احترام و امنیت در میان آنان وجود دارد. هر یک، طرف مقابل را به‌عنوان یک حامی و قهرمان در زندگی خود می‌ بیند.


● حس همکاری و دوستی در بین آنان وجود دارد. در زمینه‌ های کاری و اوقات فراغت به‌ راحتی برنامه‌ ریزی می‌کنند و از نقطه نظرات هم استفاده می‌ کنند.


برای حل مسائل و اختلافات زن و شوهرها باید بدانیم:


اغلب مشکلات و اختلافات زناشویی به‌خاطر بروز «سوء تفاهم» هاست. این سوء تفاهم‌ ها موقعی ایجاد می‌ شود که زن و شوهر تصویر مخدوشی از هم در ذهن دارند. این تصاویر مخدوش باعث می‌ شود زوجین رفتار و حرف‌ های همسرش را بد تعبیر و شروع به بدرفتاری کنند.


هر دو به‌ یک اندازه باید مسئولیت بهبود روابط زناشویی خود را به‌ عهده بگیرند. باید هر کاری از دستشان بر می‌ آید، برای خوشبختی و آرامش طرف مقابلشان انجام دهند.
طرفین نباید سعی کنند تقصیر را گردن دیگری بیندازند و او را سرزنش کنند. در این صورت است که گوش شنوا و درک زن و شوهر از همدیگر بالاتر می‌ رود.
رفتارهای نادرست یکی از زوجین مثل خودخواهی و سلطه‌ جویی، بیشتر ناشی از نیاز او به «امنیت» و «همدلی» است.
به‌طور خلاصه وقتی زن و شوهر اطلاعات بیشتری درباره منابع مشکلات زناشویی و راه‌ حل آن‌ ها به‌ دست بیاورند، باعث ایجاد تغییرات مثبتی در آن‌ ها می‌ شود و در نهایت به آرامش و رضایت‌ خاطر بیشتری دست می‌ یابند.


افکار منفی


مهسا یک روز شاد و خندان به خانه می‌ آید و در مورد ارتقاء شغلی‌ اش با شوهرش امید صحبت می‌ کند. اما وقتی این خبر موفقیت را به او می‌ دهد، با برخورد سرد و ناراحت‌ کننده او مواجه می‌ شود. مهسا پیش خود می‌ گوید: «ببین، امید اصلاً به فکر من نیست. به‌ جای اینکه خوشحال شود، برای من قیافه هم می‌ گیرد.» در نتیجه، خیلی سریع به اتاق می‌ رود و با ناراحتی می‌ خوابد. از آن طرف هم، امید دقیقاً همان روز با یک شکست شغلی مواجه شده بود و با خود گفت: «مهسا اصلاً به فکر من نیست و فقط کار خودش برایش مهم است.»
حتماً شما هم شاهد این قبیل اتفاقات در زندگی خود و دیگران بوده‌ اید. وقتی زن و شوهر به مشکلی بر می‌ خورند، بدون فکر و منطق، همسر خود را مقصر می‌ دانند و دچار توهمات بی‌ اساس
می‌ شوند، مثل: «زن پُر رویی است.» و یا «مرد بی‌شعوری است و هیچ چیزی را درک نمی‌ کند.»


با این نوع نگرش، این زن و شوهر مسلماً به‌ یکدیگر توهین می‌ کنند و ناسزا می‌ گویند و کم‌ کم از هم دور می‌ شوند. هر کدام به تلافی رفتار دیگری ضربه سنگین‌ تری می‌ زند و تا حد ممکن از هم فاصله می‌ گیرند. این تهاجم‌ ها و تلافی‌ ها بر روی تمام ابعاد زندگی آن‌ ها تأثیر نامطلوبی می‌ گذارد.


ما آدم‌ ها به‌ راستی نمی‌ توانیم ذهن دیگران را بخوانیم. مثلاً مهسا نمی‌ دانست که امید به‌ خاطر شکست در کارش ناراحت بود و فکر می‌ کرد شوهرش فقط به فکر پیشرفت کاری خودش است و از شنیدن خبر ارتقای شغلی او خوشحال نشده است.
امید هم رفتار مهسا را نوعی «بی‌ توجهی» نسبت به خود تعبیر کرده بود و فکر می‌ کرد مهسا به احساسات او بی‌ توجه است.
متأسفانه این نوع سوء تفاهم‌ ها و ذهن‌ خوانی‌ های غلط در اغلب زندگی‌ های زناشویی به‌وفور دیده می‌ شود. زن و شوهر‌ها بدون آنکه متوجه اصل قضیه یعنی «سوء تفاهم» باشند، فقط سعی می‌ کنند گناه را به‌ گردن دیگری بیندازند. آن‌ ها نمی‌ دانند که علت اصلی «گرفتاری» آن‌ ها به‌ خاطر برداشت اشتباهی است که از همسرشان دارند؛ یعنی در ذهن شان تصوراتی دارند که اصلاً واقعیت ندارد.


اگر می‌ خواهید از این قبیل سوء تفاهم‌ ها دور شوید باید به نقش عملکرد ذهن در موقع افسردگی و عصبانیت توجه کنید. در بیشتر اوقات، وقتی ناراحت و مأیوس هستید، ذهن شما معنای رفتار دیگران را به‌ درستی تفسیر نمی‌کند و یا بزرگ‌نمایی می‌ کند و تصویری منفی از آن‌ ها به‌ وجود می‌ آورد. بعد هم متأسفانه به همین تصاویر منفی ساخته و پرداخته ذهن می‌ چسبید و به این ترتیب، گرفتاری‌ها و سوءتفاهم‌ ها یکی پس از دیگری شروع می‌ شود.
در اینجا اصلاً یک درصد هم این فکر به ذهنت خطور نمی‌ کند که شاید اشتباه فکر کرده باشی. به‌ همین خاطر، کاملاً بی‌ منطق عمل می‌ کنی و لحظه‌ به‌ لحظه رنجش و خشم میان شما افزایش می‌ یابد.




سوء تفاهم‌ ها


وقتی زن و شوهر با رویکرد شناختی آشنا شوند، به‌ راحتی می‌ توانند به‌ این سوء تفاهم‌ ها غلبه کنند، جلوی برداشت‌ ها و قضاوت‌ های اشتباه محکم بایستند و تصاویر مخدوش و غلط ذهنی را محو کنند. آن‌ ها قادرند بدون ذهن‌ خوانی غلط و نتیجه‌ گیری‌ های ذهنی منفی برای آنچه همسرشان انجام می‌ دهد، رفتار معقولانه از خود نشان دهند.


اگر مهسا می‌ توانست در برابر ذهنیات خود به متهم کردن امید به‌ بی‌ توجهی مقاومت کند و با پرسیدن چند سؤال ساده متوجه ناراحتی امید در مورد کارش می‌ شد، به‌ راحتی، هر دو می‌ توانستند آن شب را جشن بگیرند. اگر امید دلیل ناراحتی خود را مطرح می کرد و بی‌ جهت همسرش را به‌ خاطر نداشتن حس همدردی سرزنش نمی‌ کرد، آن شب به‌ یکی از زیباترین شب‌ ها تبدیل می‌ شد. اما برای رسیدن به‌ چنین نقطه‌ ای در زندگی مشترک، هر دو می‌ بایست یاد بگیرند که روی فکرشان کار کنند و بدانند که تفسیرها و برداشت‌ های آن‌ها از یکدیگر می‌تواند اشتباه، خشمشان بی‌ مورد و یا اغراق‌ آمیز باشد.


برای درک بهتر این موضوع به‌این موارد توجه کن:


● شما نمی‌ توانی افکار و احساسات دیگران را به‌درستی بخوانی.


● با قضاوت‌ ها و برداشت‌ های نادرست خود، احتمال اینکه رفتار طرف مقابل را برعکس تعبیر کنی، وجود دارد.


● آن چیزی که شما در مورد همسرت فکر می‌ کنی دلیل ندارد که درست باشد.


آشنایی با شناخت درمانی به زوج‌ ها کمک می‌ کند تا نسبت به قضاوت‌ ها، سوء تعبیرها و بی‌ توجهی‌ های طرفین نسبت به‌ یکدیگر هوشیارانه‌ تر رفتار کنند.


بهتر است زن و شوهر برای درک بهتر از شناخت درمانی، از یک مشاور و روانشناس کمک بگیرند تا راحت‌ تر متوجه انتظارات غیر منطقی و برداشت‌ های غلط خود شوند و با اصلاح چرخه‌ ی فکر، احساس و رفتار خود از شدت درگیری‌ های و اختلافات بی‌ مورد خود کم کنند و به روابط گرم و صمیمی بیشتری دست یابند.