به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 74

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 30 دی 97 [ 13:04]
    تاریخ عضویت
    1392-10-07
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    4,404
    سطح
    42
    Points: 4,404, Level: 42
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    75

    تشکرشده 32 در 22 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من هم فکر میکنم چندان کار منطقی نیست از جراح زیبایی بخواهم کشش در من ایجاد کند...اما حس میکنم واقعا همدیگر را خنثی میکنیم.اصلا از هیچ یک از مولفه های زیباشناختی در این خانم راضی نیستم

    - - - Updated - - -

    من هم فکر میکنم چندان کار منطقی نیست از جراح زیبایی بخواهم کشش در من ایجاد کند...اما حس میکنم واقعا همدیگر را خنثی میکنیم.اصلا از هیچ یک از مولفه های زیباشناختی در این خانم راضی نیستم

    - - - Updated - - -

    من هم فکر میکنم چندان کار منطقی نیست از جراح زیبایی بخواهم کشش در من ایجاد کند...اما حس میکنم واقعا همدیگر را خنثی میکنیم.اصلا از هیچ یک از مولفه های زیباشناختی در این خانم راضی نیستم

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط amirmahmood نمایش پست ها

    بردار من مرد باش منطقی فکر کن.
    ازدواج کردن که فقط رفع نیاز جنسی نیست.
    شما ذهنت همش درگیر همین موضوع هستش.
    اشتباه نکن. شما به جای اینکه بچسبی به زندگیت به جذابیت جنسی همسرت گیر دادی.
    همین که از نظر جنسی ارضا بشی کافیه. دیگه انتظارات بی جا از همسرت نداشته باش!
    چه عرض کنم ! از هیچ لحاظ تا به کنون با هم خوب نبودیم.دست خودم نیست!!

  2. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 30 دی 97 [ 13:04]
    تاریخ عضویت
    1392-10-07
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    4,404
    سطح
    42
    Points: 4,404, Level: 42
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    75

    تشکرشده 32 در 22 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنونم از شما عزیزان. خانم الون گرل محبت میکنید اگر اسم سکسیولوژیست را بفرمایید.قطعا نیاز دارم

    - - - Updated - - -

    ممنونم از شما عزیزان. خانم الون گرل محبت میکنید اگر اسم سکسیولوژیست را بفرمایید.قطعا نیاز دارم

  3. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 فروردین 98 [ 02:42]
    تاریخ عضویت
    1391-9-10
    نوشته ها
    485
    امتیاز
    9,513
    سطح
    65
    Points: 9,513, Level: 65
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 137
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,478

    تشکرشده 1,276 در 407 پست

    Rep Power
    75
    Array
    سلام آقای نیکمرام
    برخلاف بعضی از دوستان من فکر نمیکنم جدا شدن بدتر از زندگی با این وضع باشه! وقتی خودم رو هم جای همسرتون میذارم ترجیح میدم همسرم ازم جدا بشه تا بدون هیچ حسی باهام زندگی کنه ، حسرت بخوره و چشمش دنبال دیگران باشه!
    یعنی فکر نکنین که الان خیلی دارین با وجدان عمل میکنینو اگه جدا شین وجدانو زیر پا گذاشتین!
    آقای نیکمرام میتونم بپرسم خودتون از نظر ظاهری تو چه وضعیتی هستین؟ مطمئنا هیچکس بدش نمیاد همسرش خیلی زیبا باشه اما خب اگه همسرتون خیلی زیبا و جذاب بود آیا با هم تناسب داشتین؟ اصلا آیا میتونن با اطمینان بگین که اگه یه دختر خیلی زیبا رو انتخاب میکردین حتما ازش جواب مثبت میگرفتین؟ (با توجه به دو بار سابقه ی جواب منفی که شنیدین) لطفا جواب این سوالو صادقانه بدین

  4. 3 کاربر از پست مفید sara 65 تشکرکرده اند .

    toojih (سه شنبه 10 دی 92), نیکمرام (سه شنبه 10 دی 92), شیدا. (سه شنبه 10 دی 92)

  5. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 30 دی 97 [ 13:04]
    تاریخ عضویت
    1392-10-07
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    4,404
    سطح
    42
    Points: 4,404, Level: 42
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    75

    تشکرشده 32 در 22 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط sara 65 نمایش پست ها
    سلام آقای نیکمرام
    برخلاف بعضی از دوستان من فکر نمیکنم جدا شدن بدتر از زندگی با این وضع باشه! وقتی خودم رو هم جای همسرتون میذارم ترجیح میدم همسرم ازم جدا بشه تا بدون هیچ حسی باهام زندگی کنه ، حسرت بخوره و چشمش دنبال دیگران باشه!
    یعنی فکر نکنین که الان خیلی دارین با وجدان عمل میکنینو اگه جدا شین وجدانو زیر پا گذاشتین!
    آقای نیکمرام میتونم بپرسم خودتون از نظر ظاهری تو چه وضعیتی هستین؟ مطمئنا هیچکس بدش نمیاد همسرش خیلی زیبا باشه اما خب اگه همسرتون خیلی زیبا و جذاب بود آیا با هم تناسب داشتین؟ اصلا آیا میتونن با اطمینان بگین که اگه یه دختر خیلی زیبا رو انتخاب میکردین حتما ازش جواب مثبت میگرفتین؟ (با توجه به دو بار سابقه ی جواب منفی که شنیدین) لطفا جواب این سوالو صادقانه بدین
    راستش من مقداری مغرورم. از این که کسی جواب رد بهم بده دیوونه میشم ....ولی فکر میکنم ظاهرم نسبتم خوبه اما قدم کوتاه است.(168)بهرحال شاید به نظر بعضی زیاد زیبا نباشم ولی قطعا هیچگس من را زشت نمیندانه. برخی ه.م مرا خوش قیافه میدانند.

  6. #5
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نیکمرام نمایش پست ها
    سلام .دوستان من جوانی ۲۷ساله هستم با تحصیلات فوق لیسانس حقوق که در زندگی خود مشکلات عدیده ای با همسرم پیدا کردم که مرا نه تنها به مرز جدایی بلکه جنون کشیده است. من سه سال و هشت ماه پیش (۱۳۸۹)وارد ارتباط شدم که در یکی از دانشگاههای معتبر دولتی دانشجوی فوق لیسانس رشته حقوق بودند .بنده هم همکلاس ایشون.
    واقعیتش بعد از شکست عاطفی بسیار غیرمنتظره و سختی که در سال ۸۶ خوردم تا حدی نه چندان ملموس اما افسرده تر از قبل شدم. من ابتدادختری از همکلاسی هایم را میخواستم که ملاکهای من را اعم از زیبایی نسبی و مذهبی بودن داشت ولی من مقداری در پیگیری تعلل کردم چون خیلی مطمئن نشده بودم باهاشون خوشبخت میشم یا نه. زیرا ما اهل ایلام هستیم و آنها تهرانی....البته من بخاطر خجالتی بودن خودم هیچ وقت نتونستم باهاشون رو در رو صحبت کنم .هر چند ایشون هم خیلی ادعای دین و مذهبش میشد و دست آخر به دخترعموم که از جانب من باهلشون صحبت کرده بود جواب رد داد.البته جواب ردشون قبل از شنیدن صحبت من و خیلی با بی ادبی و سرپایی بود.طوری برخورد کرده,بود که دخترعموم گفت عجب از دماغ فیل افتاده متکبری بود! من پدرم آنوقت استاندار یکی از استانهای کشور بودند. وجایگاه بالای اجتماعی داریم اما بهرحال این خانم گفتند که ما خیلی مذهبی هستیم ولی شما کردها مذهبی نیستید و نیز اینکه من اصلا علاقه ای به این آقا نداشتم و فقط برای اینکه پیش خدای خودم مسوول نباشم اجازه دادم پیام رد و بدل بشه....بهرحال رفتار زشت ایشون به اضافه اینکه هیچوقت اجازه ندادند من حتی یک کلمه باهاشون صحبت کنم خیلی از نظر روحی برایم آزاردهنده شد...بهرحال گذشت و بعد از گذشت 2سال و نیم باز هم یک علاقه ی یک طرفه و جواب رد یک دختر بسیار دلنشین و زیبا قبل از حتی خواستگاری شدن و یک کلمه صحبت کردن خیلی ناراحتم کرد.. حالا من که هم خوش قیافه هستم هم مذهبی هم خانواده منتفذ و هم خودم درس خوان و موفق .تنها ایرادی که میشد به من وارد کرد این بود که قدم ۱۷۰است.....بهرحال برای فرار از این فکرها و برای درامدن از افسردگی تصمیم به یک زابطه جدید گرفتم. همسرکنونی ام که ایشان را از سال ۸۴میشناختم دختری فوق العاده مودب درسخوان مهربان و مذهبی بودند که فقط یک ملاک مرا نداشتند و آنهم زیبایی و لوندی بود.ایشان به نظر من خیلی معمولی و بدون جاذبه جنسی بودند.البته چند ماهی هم از من بزرگتر هستند و خانواده بسیار پایینی از نظر اجتماعی و مالی دارند .اما خوب برای من تنها همان زیبایی سخت آزار دهنده شد....این خانم اهل یکی از استانهای جنوبی ایرانند خانواده خوبی از نظر اخلاقی دارند ولی بهرحال من اصلا چه در دوره آشنایی چه نامزدی و چه عقد و چه زندگی مشترک دوساله نتوانستم واقعا باهاشون لذت ببرم و همیشه حسرت یک زن جذاب به دلم ماند....البته اول هم هدف من بیشتر شاخت ایشان بود و چون شاید تنها ایشون رو میشناختم وارد یک صحبت معمولی شدم.اما همان جلسه اول حس کردم ابدا احساسی از نظر جنسی و علاقه های دیگر به ایشان ندارم.ولی سعی میکردم خودم را توجیه کنم.زیرا پس از چند جلسه ارتباط پی بردم که ایشان فوق العاده عاشق من هستند و این ازدواج براشون یک نوع آرزوست.....من هم که در گذشته,ضربه شدیدی از جواب رد اون خانمها خورده بودم واقعا واقعا واقعا دلم نیامد دل این خانم را بشکنم.و حتی واقعیت دلزدگی خودم را به امید نصرت الهی از ایشان پنهان کردم.ولی واقعا اینگار داشتم وارد زندان میشوم .زیرا هیچ وقت دوستش نداشتم و نتوانستم حتی ارتباط جنسی لذت بخشی باهاشون بگیرم.و ظرف این سه سال خیلی افسرده شدم و خیلی از زندگی عقب افتادم. حتی حال درس خوندن نداشتم و هر روز بدتر از دیروز حس قربانی شدن میکنم...مثبت اندیشی و روانشناسی و مشاوره هم فایده نداد.... متاسفانه پدرم هم به امید اینکه این خانم درسخوان است و باعث پیشرفت علمی من میشود با ازدواجمون موافقت کرد اما در طول سه سالی که با ایشان بودم علی رغم همه محبت و مهربانی هایی که با همسرم بصورت متقابل داشتیم اما من بهش هیچ احساسی پیدا نکردم و به این خاطر انگیزه نداشتم و حتی یک ساعتدرس نخواندم. ایشان هم از این وضع خسته شد و حدودا دو ماهه که از هم جدا هستیم.این دو ماه احساس خوشایند تری داشتم و خانواده ام را به طلاق راغب کرده ام.دوباره درسها را شروع کرده ام و دیگر تردید و بی علاقگی اذیتم نمیکند.تنها عذاب وجدان بدی دارم زیرا هم سه سال خودم را از شغل اصلیم که درس خواندن است انداختم و هم موجب نارضایتی پدرم شدم و هم از خدا دور شدم و انحرافاتی به خاطر عدم توجه جنسی به همسرم پیدا کردم و مخصوصا همسر بیچاره و متدین و بسیار باشخصیتم را که هنوز مرا عاشقانه دوست دارد را بدبخت کردم..........دست یاری تان را میفشارم.واقعا چه کنم؟من بعد از دو ماه جدایی بسیار زندگی برایم لذت بخش تر و زیبا تر شده چگونه با زنی زندگی کنم که برایم هیچ احساس و لذتی به ارمغان نمی آورد؟من حتی یک روز سرحال نداشتم و همیشه با همسرم علی رغم تفاهم فکری و عقیده ای خوش نگذراندم .دست خودم نیست زیبایی و اندام زنانه برایم فوق العاده مهم است که همسرم از هر دو کاملا بی بهره است...حتی یکبار دلم نخواست بهش دست بزنم.واقعا خیلی ممنون میشوم اگر مرا از نظرات و راهنمایی های ارزشمندتان بهره مند سازید..ممنون از همگی

    شما از سال 84 این خانم را می شناختید، سال 89 وقتی دو بار جواب رد شنیدید و احساس شکست و درماندگی می کردید ( که احساس بی خود و بی جایی بوده و قرار نیست شما از هر کس خواستگاری کردی جواب مثبت بگیری و اگر نگرفتی بری یکی دیگه را بدبخت کنی ) رفتی سراغ این دختر.

    بعد از 5 سال شناخت!! تازه می گی من دوست داشتم همسرم سفید باشه و این خانم سبزه است؟؟؟؟؟؟؟ مگه این خانم با روبنده می اومد دانشگاه؟
    می گی نمی خواستم دلش را بشکنم؟ دل شکستن کجا بود؟ اگر رابطه ای نبود و علاقه ای هم نبود، می رفت دنبال زندگیش. الان بعد از سه سال عقد می خوای ولش کنی و برای خودت کلی حدیث و آیه هم می نویسی (توی تاپیکهای دیگه) که خدا گفته اگر زنتون را نخواستید طلاقش بدید و حلاله و ثوابه و ...

    می گی از اول برام جاذبه جنسی نداشت اما رفتم جلو؟؟؟
    تازه به اون خانمهایی که همون اول شما را رد کردند ایراد هم می گیری که چرا رد کردند. خب براشون جاذبه نداشتید و مثل یک انسان عاقل و بالغ بدون به بازی گرفتن شما و زندگیتون، رد کردند.

    الان هم بهتره این خانم را طلاق بدین تا انشاله همسری که لایق و شایسته اش است پیدا کنه.
    اون کشش و جاذبه ای که باید بین شما باشه، اگر می خواست به وجود هم بیاد، تو این سه سال به وجود می اومد. با عمل جراحی و کرم پودر و رژیم هم این جاذبه ایجاد نمی شه.
    شما یه زمانی سرخورده از جوابهای ردی که شنیدی، دنبال کیسی بودی که بهت جواب مثبت بده و غرور شکسته ات را ترمیم کنه. بفرمایید ترمیم شد، حالا برید دنبال جوابی برای وجدانتون.

    ببخشید من خیلی عصبانی شدم و می دونم که الان هم می خوان بگن خلاف قوانین مشاوره و ... است.
    سه روزه شما در تاپیکهای مختلف پست می نویسید و همه را خوندم و از اوضاع نابسامان روحیتون هم مطلعم. ولی بذار یک دفعه همه حرفها را بشنوی و قاطعانه تصمیمت را بگیری و تمامش کنی.

    لطفا حق و حقوق اون خانم را بده و حالا که اینقدر از موقعیت خوب اجتماعی و اقتصادی خانواده ات و از سطح پایین بودن اونها حرف می زنی،
    اگر خانم بیکار هست یا شرایط بدی داره، حداقل برای اشتغال یا تثبیت موقعیتش کمکش کن و طلاقش بده.
    زن مطلقه در یک شهرستان کوچیک ممکنه خیلی اذیت بشه. اگر استقلال مالی داشته باشه باز خودش یه لطفیه.

    دلسوزی و ترحم و ... را هم بذار کنار. فردا می خواهی به بهانه دستور خدا و ... باز تحقیرش کنی و براش نسخه دوم تهیه کنی، همین الان راحتش کن.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  7. 19 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    asemaneabi222 (سه شنبه 10 دی 92), ava.f (سه شنبه 10 دی 92), jazire (چهارشنبه 11 دی 92), sahra25 (دوشنبه 16 دی 92), sanjab (سه شنبه 10 دی 92), sara 65 (سه شنبه 10 دی 92), toojih (سه شنبه 10 دی 92), فرهنگ 27 (سه شنبه 10 دی 92), فرشته اردیبهشت (سه شنبه 10 دی 92), کاغذ بی خط (سه شنبه 10 دی 92), گل آرا (سه شنبه 15 بهمن 92), واحد (پنجشنبه 12 دی 92), نازنین2010 (سه شنبه 10 دی 92), مهربونی... (چهارشنبه 11 دی 92), yasi_20 (چهارشنبه 11 دی 92), خانوم مجرد (سه شنبه 10 دی 92), رویای پر کشیدن (سه شنبه 10 دی 92), سنجاقک ابی (چهارشنبه 11 دی 92), سارا 2010 (چهارشنبه 11 دی 92)

  8. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 14 مرداد 93 [ 01:28]
    تاریخ عضویت
    1392-8-26
    نوشته ها
    38
    امتیاز
    524
    سطح
    10
    Points: 524, Level: 10
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    18

    تشکرشده 48 در 26 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    شما از سال 84 این خانم را می شناختید، سال 89 وقتی دو بار جواب رد شنیدید و احساس شکست و درماندگی می کردید ( که احساس بی خود و بی جایی بوده و قرار نیست شما از هر کس خواستگاری کردی جواب مثبت بگیری و اگر نگرفتی بری یکی دیگه را بدبخت کنی ) رفتی سراغ این دختر.

    بعد از 5 سال شناخت!! تازه می گی من دوست داشتم همسرم سفید باشه و این خانم سبزه است؟؟؟؟؟؟؟ مگه این خانم با روبنده می اومد دانشگاه؟
    می گی نمی خواستم دلش را بشکنم؟ دل شکستن کجا بود؟ اگر رابطه ای نبود و علاقه ای هم نبود، می رفت دنبال زندگیش. الان بعد از سه سال عقد می خوای ولش کنی و برای خودت کلی حدیث و آیه هم می نویسی (توی تاپیکهای دیگه) که خدا گفته اگر زنتون را نخواستید طلاقش بدید و حلاله و ثوابه و ...

    می گی از اول برام جاذبه جنسی نداشت اما رفتم جلو؟؟؟
    تازه به اون خانمهایی که همون اول شما را رد کردند ایراد هم می گیری که چرا رد کردند. خب براشون جاذبه نداشتید و مثل یک انسان عاقل و بالغ بدون به بازی گرفتن شما و زندگیتون، رد کردند.

    الان هم بهتره این خانم را طلاق بدین تا انشاله همسری که لایق و شایسته اش است پیدا کنه.
    اون کشش و جاذبه ای که باید بین شما باشه، اگر می خواست به وجود هم بیاد، تو این سه سال به وجود می اومد. با عمل جراحی و کرم پودر و رژیم هم این جاذبه ایجاد نمی شه.
    شما یه زمانی سرخورده از جوابهای ردی که شنیدی، دنبال کیسی بودی که بهت جواب مثبت بده و غرور شکسته ات را ترمیم کنه. بفرمایید ترمیم شد، حالا برید دنبال جوابی برای وجدانتون.

    ببخشید من خیلی عصبانی شدم و می دونم که الان هم می خوان بگن خلاف قوانین مشاوره و ... است.
    سه روزه شما در تاپیکهای مختلف پست می نویسید و همه را خوندم و از اوضاع نابسامان روحیتون هم مطلعم. ولی بذار یک دفعه همه حرفها را بشنوی و قاطعانه تصمیمت را بگیری و تمامش کنی.

    لطفا حق و حقوق اون خانم را بده و حالا که اینقدر از موقعیت خوب اجتماعی و اقتصادی خانواده ات و از سطح پایین بودن اونها حرف می زنی،
    اگر خانم بیکار هست یا شرایط بدی داره، حداقل برای اشتغال یا تثبیت موقعیتش کمکش کن و طلاقش بده.
    زن مطلقه در یک شهرستان کوچیک ممکنه خیلی اذیت بشه. اگر استقلال مالی داشته باشه باز خودش یه لطفیه.

    دلسوزی و ترحم و ... را هم بذار کنار. فردا می خواهی به بهانه دستور خدا و ... باز تحقیرش کنی و براش نسخه دوم تهیه کنی، همین الان راحتش کن.
    شیدا عزیز حرفات بدجوری ناراحتم کرد چون شرایط منم مشابه اقای نیکمرامه...واقعا ناراحت شدم.به قول یارو ما پامون روی مینه.نه میتونیم برش داریم نه میتونیم بذاریم بمونه.
    گناه ما چیه....دلم گرفت دیگه هیچی نمیگم!

  9. 2 کاربر از پست مفید saeed.a تشکرکرده اند .

    نیکمرام (چهارشنبه 11 دی 92), شیدا. (سه شنبه 10 دی 92)

  10. #7
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    ببخشید آقای سعید،
    قصدم ناراحت کردن شما نبود.

    به خدا شما مرد هستید، یکسال می گذره اسم این زن را هم یادتون می ره. زنها خیلی حساسند. خیلی عاطفی اند. طول می کشه تا با این درد کنار بیان.

    ولی باز هم موندن تو این شرایط صلاح نیست. چون به قول دلسا و سارا و دختر تنها، وقتی خودم را می ذارم جای اون زن، می بینم دلم نمی خواد با ترحم و دلسوزی و بدون عشق زندگی کنم.

    بدون عشق و نوازش و محبت واقعی، زن کم می آره. نمی تونه.

    شما توی همین تالار ببینید روزی چند تا تاپیک می بینید که زنها از بی توجهی همسرشون ( به شکلهای مختلف، خیانت، چرا به مادرش توجه داره، چرا با خواهرش حرف زد و ... که همه اش داره می گه من توجه می خوام محبت می خوام و ... ) گله دارند و چند تا از مسائل اقتصادی یا ؟؟؟

    زن از زندگیش توجه و محبت و عشق واقعی می خواد. حس کنه دیده می شه و مهم هست برای شوهرش.
    اگر نمی تونی اینها را بهش بدی، بهتر که زودتر راحتش کنی.

    برای همین هست که می گن با دلسوزی و از سر ترحم ازدواج نکنید.
    موقع ازدواج چشماتون را خوب باز کنید.

    به هر حال کاریه که شده. همه سعیتون را بکنید که اگر تصیمیم به جدایی است، به بهترین شکل جدا بشید
    شاید خدا برای هر دوتون تقدیر بهتری در نظر گرفته باشه. انشالله
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا
    ویرایش توسط شیدا. : سه شنبه 10 دی 92 در ساعت 02:32

  11. 8 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    sahra25 (دوشنبه 16 دی 92), فرهنگ 27 (سه شنبه 10 دی 92), فرشته اردیبهشت (سه شنبه 10 دی 92), واحد (پنجشنبه 12 دی 92), نیکمرام (سه شنبه 10 دی 92), نازنین2010 (سه شنبه 10 دی 92), مهربونی... (چهارشنبه 11 دی 92), سارا 2010 (چهارشنبه 11 دی 92)

  12. #8
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 02 آذر 94 [ 10:10]
    تاریخ عضویت
    1392-8-09
    نوشته ها
    227
    امتیاز
    2,683
    سطح
    31
    Points: 2,683, Level: 31
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    1,932

    تشکرشده 348 در 164 پست

    Rep Power
    35
    Array
    سلام آقا...من هم کلی تعجب کردم که با همسرتون بعد از این همه شناخت این قدر بی میل هستید حالا راحت بهتون بگم من قد شما کمتر زنی رو به خودش جذب میکنه...
    یه ماجرا بگم بهت...دختری در اقوام ما هست که بسیار زیباست همون جوری که شما می خوای قد بلند سفید چشمای عسلی کد بانو خوش اخلاق مهریون لوند.....هر چی بخوای هست شوهرش هم هم قد شماست بد قیافه هم نیست...این دختر از سرش خیلی زیاده ....وقتی این دختر به این پسر جواب مثبت داد هممون موندیم و دختر گفت فقط ایمانش باعث میشه بگم بله...........
    حالا اون پسر بعد از 9 سال گندش در اومده این رو می زده ...رابطه جنسی باش نداشته الان هم اون رو تو خونه زندانی کرده....همه اینا به خاطر این بود که همسرش ازش خیلی سره...خیلی نتونسته تحمل کنه همه چی بودن همسرش رو....
    شما می توننستی اگه زن قد بلند زیبا.....داشتی سر بودنش رو تحمل کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ای کاش پشمات رو باز می کردی....من انتظار دارم از همسرتون عذر خواهی کنید دلش رو به دست بیارید و تمام حقوقش رو بل بیشتر به خاطر ظلمی که در حقش کردید بپردازید و دعا کنید قلب او انقدر نشکنه که زندگی آینده شما با یه آه او نابود بشه
    چه قدر از دست شما ناراحتم ............

  13. 3 کاربر از پست مفید کاغذ بی خط تشکرکرده اند .

    نیکمرام (سه شنبه 10 دی 92), مهربونی... (چهارشنبه 11 دی 92), شیدا. (سه شنبه 10 دی 92)

  14. #9
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 30 دی 97 [ 13:04]
    تاریخ عضویت
    1392-10-07
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    4,404
    سطح
    42
    Points: 4,404, Level: 42
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    75

    تشکرشده 32 در 22 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شیدا خانم حرفهات کاملا درسته ولی من مغرورتر از اونی هستم که کسی جرات کنه پیش خودش فکر کنه من جذاب نیستم .من خیلی افسرده میشم و واقعا زودرنجم.... شما خوب ریشه مشکلات امروزم را ریشه یابی کردید...سعید جان شما هم ناراحت نباش خدا بزرگه.ما هم پیشمون اوضاع خراب شد وگرنه قصد بدی نداشتیم..بار اخری که با هم رفتیم مشاوره طبق معمول نسخه جدایی بهمون دادند.دیگه ناامید و خسته داشتم راه میرفتیم بهش گفتم ببین عزیزم من دیگه ازت جدا میشم ولی اگر خدا معجزه ای کرد و بین ما محبتی دوطرفه شکل گرفت اآنطور که بی قرارت شوم نذ ر میکنم گوسفندی قربانی کنم و همیشه تا اخر عمر نمازهامو اول وقت میخونم.خدا شاهده یک انسان شریفی که هیچ از مشکلات ما نمیدونست صبح همون روز زنگ زد و گفت دیشب خواب دیدم خانواده شما و خانواده همسرت اومدن خونه ی تو و شما یه گوسفندی نذر کردی و نذرت را خدا قبول کرده.این خوابو چند شب قبل عید قربان دید.....حالا که فعلا هیچ اتفاقی نیافتاده...اما واقعا امیدوارم خداوند به ما دو تا کمک کنه..چون هر دو مون دل پاک و مهربان و مدذهبی هستیم .ولی خوشبخت نبودیم....شما هم دعامون کنید

  15. 3 کاربر از پست مفید نیکمرام تشکرکرده اند .

    کاغذ بی خط (سه شنبه 10 دی 92), مهربونی... (چهارشنبه 11 دی 92), شیدا. (سه شنبه 10 دی 92)

  16. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 13 آبان 97 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1392-2-03
    نوشته ها
    230
    امتیاز
    5,609
    سطح
    48
    Points: 5,609, Level: 48
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 141
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    291

    تشکرشده 315 در 142 پست

    Rep Power
    38
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نیکمرام نمایش پست ها
    شیدا خانم حرفهات کاملا درسته ولی من مغرورتر از اونی هستم که کسی جرات کنه پیش خودش فکر کنه من جذاب نیستم .






    چه اعتماد به نفسی داری آقا ...

    وقتی یه پسره ژولیده کژیده قد کوتاه ابرو پر باشه غرورش قد بلند ترین آسمون ها هم باشه در نظر هر دختری فقط هیچه هیچ حتی اگه پولدار باشه بهترین باشه این حس تحقیر و حقارت همیشه همیشه خدا باهاشونه و از همه جهات دیده میشه...

    شما هم غرورتون کاذبه میشه دقیقا بگید نسبت به چی فخر و غرور دارید؟ نسبت به این که غرور کاذب دارید نکنه نسبت به هیچی غرور دارید؟ اگه به غرور بود الان همه دخترا با عقاب ها ازدواج میکردن ..

    والا دیگه گذشته زمانی که میگفتن پول داشته باشی دختر خودش میاد ، الان دیگه دخترا به پول ظاهر خانواده و سطح اجتماعی و حتی تار مو گیر میدن ... نشد هم نشد چیزی که زیاده دست بالای دسته...

    امین زندگانی رو نگاه کنید ، شاید بشه گفت جزو زیباترین بازیگران مرد هست که کلی دحتر خوشگل حاضر بودن فقط مدتی باهاش راه برن و حسرتش رو میخورن - ولی در آخر با الیکا عبدلرزاقی ازدواج کرد که یه دختر کاملا معمولیه و امین خیلی ازش سرتره ...



    لازمه این حکایت رو همه آقایونی که فکر میکنن باید لقمه بزرگی گیرشون میومده بخونن:

    مردی تصمیم به ازدواج گرفت. پس به بنگاهی مراجعه کرد که روی آن نوشته بود «بنگاه زناشویی».

    مرد در را باز کرد و وارد اتاقی شد که دو در داشت.
    روی یکی نوشته شده بود «زیبا» و روی دیگری «نازیبا».

    در زیبا را فشار داد و وارد اتاق شد. دو در دیگر دید، روی یکی نوشته شده بود
    «کدبانوی خوب» و روی دیگری «شلخته».

    او از در کدبانوی خوب وارد شد.
    در آن جا دو در دیگر بود که روی یکی «جوان» و روی دیگری «پا به سن گذاشته» نوشته شده بود.

    از در جوان وارد شد. ته اتاق آینه ی دیواری بزرگی دیده می شد که روی آن این جمله نوشته شده بود:

    « " با چنین ادعا و هوس ها، بهتر است اول خودتان را در این آینه نگاه کنید!! " »

  17. 5 کاربر از پست مفید Elena1994 تشکرکرده اند .

    asemaneabi222 (سه شنبه 10 دی 92), فرهنگ 27 (سه شنبه 10 دی 92), ژینا (سه شنبه 10 دی 92), نیکمرام (سه شنبه 10 دی 92), مهربونی... (چهارشنبه 11 دی 92)


 
صفحه 2 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. به خانمم علی رغم تفاهم کامل فکری و روحی و حتی اهداف هیچ علاقه ای ندارم چه کنم؟؟؟؟
    توسط نیکمرام در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 09 دی 92, 21:35
  2. جعل بکنم یا نه؟؟؟؟
    توسط movafaghiyat در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: جمعه 06 آبان 90, 21:39

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.