به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 21
  1. #11
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    وظیفه مرد هستش که پول در بیاره نه وظیفه زن.همسر هم اگر پولی توی خانه میاره و خرج میکنه نشان از لطفش و عشقیه که داره به خانواده

    از همان اول در مورد این موضوه حرف زدید که میخواهید چگونه رفتار کنید ؟
    من واقعا نمیدونم این خانومهای ایرانی وقتی مجبورن همه حقوقشان را در خانه خرج کنن و عملا هیچ تفاوتی برایشان نداره چرا اصلا میرن سر کار؟بشین توی خانه با شوهرت حرف بزن بگو خسته شدم میخوام مرخصی بگیرم و بشین توی خانه و مثل ملکه ها زندگی کن.مگه مادر خدابیامرز من چیکار میکرد 4تا آبجی دارم یکیشون شاغله و 3تا دیگه خانه دار و سنتی والا فرقی نداره زندگیشون همه شان مثل هم هستش و فرقی ندارن.
    بشخصه نظر من اینه خانوم های متاهل تامجبور نباشن نباید برن سرکار مگه اینکه قبلش کامل مشخص باشه وضعیت خرج کردن چجوریه الان مثلا خانوم خودم تقریبا شاغل نیمه وقته بیشتر مورد نیاز خودشو با پول خودش میخره هرووقت پول لازم داشته باشه بقیشو از من میگیره.باهاش شوخی میکنم ولی بصورت کلی واقعا ازش ممنونم چون خیلی کمک خرج خوبیه حقوقش.

    حقوق زن براي خودشه يا نه


    در صورتيکه خانم علاقمند به کار کردنه و درآمد مستقلي داره پيشنهاد ميشه در آمدش رو برا خودش پس انداز کنه -
    چون نوع زندگيهاي الان پس انداز بمعناي پرداخت قسطه - اگه در حال پرداخت قسط هستيد
    مثلا برا آپارتمان ، با تعيين درصد مشخصي از مالکيت آپارتمان ، خانم خونه از درآمدش قسط رو پرداخت کنه.
    به اين ترتيب آقاي خونه که وظيفش پرداخت هزينه هاي جاري زندگيه ،
    از اينکه خانوم خرج زندگي رو مي ده دچار ياس و ناتواني نميشه
    و خانم هم که وظيفه اي در امرار معاش بگردنش نيست درآمدش رو به نوعي پس انداز کرده.
    اميدوارم هيچوقت نياز نباشه با همسرتون راجع به مسائل مالي بحث کنيد


    ***********


    قصاري هست كه:

    حمايت افراطي،‌درماندگي مي آموزد


    يعني شما با حمايت و احساس مسئوليت زيادي، او را بي دست و پاتر كردي.
    در واقع شما از روز نخست او را اينگونه شكل دادي، يا روش او را تشديد كرديد.
    شما خانم خانه هستيد. مسئول مخارج نيستيد.
    وقتي كه كارهاي شوهرت را عهده دار شديد، در واقع مسئوليت همسرت را به دوش كشيدي، ديگر او نيازي براي انجام اين كار نداره.
    به بهانه اي از سركارت مرخصي بدون حقوق بگير، براي مدتي و به شوهرت القاء كن كه فعلا دسترسي به كار و پول در آوردن را از دست دادي.
    شما نبايد بساط كار براي شوهرت درست كني.
    همچنين نياز نيست كه عصبانيت كني،‌دعوا راه بيندازي،‌جروبحث كني و براي كار به او دستور دهي.
    شما فقط هر روز نيازمنديهاي روزانه را در ليست مي نويسي و با يك جمله «لطفا عزيزم براي امروز اينها را نياز داريم» مي دهي دستش.
    اگر شب نان نداشتيد، گوشت نداشتيد، يا برقتون به خاطر عدم پرداخت قطع شد، فقط تحمل كن.
    (در واقع ماه روزه براي شما تشديد ميشه)، اگر بتواني او را عملا با نتيجه بي مسئوليتهايش مواجه كني و اصلا هم به رويش نياري
    و نگويي اين از بي مسئوليتي خودت هست. كم كم متوجه مي شود كه دنياي بي مسئوليتي كودكي اش سپري شده است.

    شما مسئوليت هاي يك خانم خانه را داشته باش. يه كمي هم شما جلوي تلويزيون دراز بكش و تخمه بشكن.
    البته به عنوان خانم خانه كاملا به خودت برس و كاملا او را تحويل بگير و ارتباط صميمي ،‌عاطفي كلامي و ... را با او داشته باش.
    و غرغر هم نكن و دعوا هم نكن. حتي اگر براي مدتي گرسنگي كشيدي تحمل كن.
    اگر غذا درست كردي، ولي خورشت شما سيب زميني، يا گوشت يا ... نداشت بدون همانها درست كن.
    اگر برنج نداشتيد،‌خورشت بدون گوشت و ... را بياور سر سفره. اگر نان نبود، همان نان خشك ها را سرسفره بياور.
    اما طعنه نزن،‌ با تحقير و كنايه صحبت نكن. در نقش يك زن مطيع و بساز و با مسئوليت اندك فعاليت كن و به او احترام بگذار.
    خلاصه بگويم: بايد نقش يك زن سنتي و ساده و بساز را براي مدتي بازي كني. تا شوهرت تكيه گاهت شود.
    الان خودت مثل برج ميلاد شاخص و قوي هستي. هرگز شوهرت در كنار تو نمي تواند نقش برجسته و قوي داشته باشد.
    تا وقتی مجبور نشدی سر کار نرو با شوهرت صحبت کن مشخص بشه خرج چجوریه و بنظر من وقتی احساس ناراحتی کردی استعفا بده بمدت 6ماه تا یکسال
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
    ویرایش توسط khaleghezey : شنبه 24 آبان 93 در ساعت 19:24

  2. کاربر روبرو از پست مفید khaleghezey تشکرکرده است .

    بانوی آفتاب (یکشنبه 03 اسفند 93)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 07 اردیبهشت 94 [ 18:15]
    تاریخ عضویت
    1393-4-18
    نوشته ها
    20
    امتیاز
    790
    سطح
    14
    Points: 790, Level: 14
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 12 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    راستش دوست ندارم , استقلالمو ازدست بدم. و از طرفی می ترسم که اگه یه مدت مرخصی بگیرم , موقعیتم تو شرکت رو از دست بدم.
    از طرفی می خوام شوهرم به من اکتفا نکنه برای هزینه های زندگی. قبلا در این مورد صحبت کردیم. ایشون می گفتند که من با یک زن کارمند ازدواج کردم. و نباید همه هزینه های زندگی رو دوش مرد باشه. هر چی هم من برا خودم می خرم با درآمد خودم هست. ظاهرا اینا رو متوجه نیست.

  4. #13
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اسفند 00 [ 13:12]
    تاریخ عضویت
    1393-5-18
    نوشته ها
    670
    امتیاز
    19,001
    سطح
    87
    Points: 19,001, Level: 87
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 349
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,250

    تشکرشده 1,509 در 535 پست

    Rep Power
    145
    Array
    درود عزیزم

    شما قبل از ازدواج راجع به این مسائل صحبت نکرده بودین؟

    به نظر منم استقلالتون رو از دست ندین.با شوهرتون صحبت کنین.بهش بگین که پول برای شما مهم نیست ولی دوست دارین اون به عنوان یه مرد تکیه گاهتون باشه.

    این کارشون درست نیست که همه هزینه ها رو یادداشت میکنن و بعد از شما میخوان سهمتون رو پرداخت کنین.

    ولی شما هم زیاد حساس نشین.از یه طرفم حق داره که میگه من با یه زن کارمند ازدواج کردم.

    به هر حال شما در طول روز چند ساعت سرکار هستین.وقتی رو که میتونین برای زندگیتون بزارین برای کار صرف می کنین.

    طبیعیه که توی مخارج خونه مشارکت داشته باشین.فقط راجع به نحوه مشارکت با همسرتون مذاکره کنین و به نتیجه برسین.

    معمولا این روزها به خاطر شرایط اقتصادی خانومها حقوقشون رو برای مخارج زندگی خرج میکنن.شما میتونین در کنار این مخارج یه مقدار پس انداز هم برای خودتون داشته

    باشین.و از همسرتون بخواین توی کارهای خونه با شما همکاری کنه.که فشار زیادی روی شما نباشه و اذیت نشین.

    از رسیدگی به خودتون هم غافل نشین.به هر حال شما به عنوان یه خانوم مخارجی دارین.در کنار همکاری در مخارج خونه رسیدگی و خرج کردن برای خودتون رو هم

    فراموش نکنید.به خودتون ارزش بدین.

    در ضمن میتونین با همسرتون برین خرید و ازش بخواین براتون خرید کنه.البته با زبون خوش.

    بگین دوست ندارین اینقدر حساب و کتاب باشه تو زندگیتون.این روی حستون تاثیر بدی میزاره.در عین حال این رو هم به همسرتون بگین که تا حد امکان باهاشون

    توی مخارج خونه همکاری میکنین.ولی ایشونم نباید این رو به عنوان یه وظیفه از طرف شما تلقی کنن.

    در کل من فکر میکنم این اصلا قشنگ نیست که بین زن و شوهر بحث پول و این حرفا که این مال منه و حقوق من و تو پیش بیاد.زندگی یه مشارکته در همه چیز.

    شما بعدا که بچه دار شدین،بچتون که مهمترین سرمایه زندگیتون هست رو با هم شریکین.پول و این چیزا که در مقابل اون ارزشی نداره.

    البته من متاهل نیستم و شاید دارم ایده آل گرایانه به این مسائل نگاه میکنم.

    فقط برای اینکه احساس بدی بهتون دست نده همونطور که گفتم در کنار همکاری با همسر,پس انداز برای خودتون رو فراموش نکنید.مثلا هر چند وقت یه بار یه قطعه طلا

    برای خودتون بخرید.من دیدم همکارام این کار رو میکنن.اگر با همسرتون خونه یا زمین خریدین به اسم هردوتون باشه.


    از همکارهای خانومتون هم که ازدواج کردن میتونین کمک بگیرین.

    نمیدونم این حرفم درست باشه یا نه.ولی میتونین این مساله رو به شوهرتون بگین که اگه احساس

    خستگی کردین و دیدین همزمان از عهده مسوولیتهاتون به عنوان یه زن و کار بیرون برنمیاین ممکنه

    کارتون رو ول کنین.چون زندگی و زن بودن براتون مهمتره.
    ویرایش توسط آنیتا123 : یکشنبه 25 آبان 93 در ساعت 11:06

  5. کاربر روبرو از پست مفید آنیتا123 تشکرکرده است .

    khaleghezey (دوشنبه 26 آبان 93)

  6. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 07 اردیبهشت 94 [ 18:15]
    تاریخ عضویت
    1393-4-18
    نوشته ها
    20
    امتیاز
    790
    سطح
    14
    Points: 790, Level: 14
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 12 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام

    حالم خیلی بده. هر کاری کنم زندگیم درست نمی شه. همش دارم فکر می کنم مگه ازدواج از این بدترم می شد.من خیلی خواستگار داشتم. بدترین case برا ازدواج رو انتخاب کردم.
    سعی کردم بهش محبت کنم. ولی اصلا انگار نه انگار. انقدر از خود راضی هستش که فکر می کنه, وظیفه منه برا رابطه تلاش کنم. و اونم هر طور هست , هست.
    دیشب بعد از سرکار من رفتم کلاس زبان , ایشون هم رفتند باشگاه. کلاس من تا ساعت 9 هستش. و باشگاه ایشون تا 8-8:30. قرار بود بیایند دنبال من.
    ساعت 9 بعد از کلاس باهاش تماس گرفتم , عصبانی گفت الان راه می یوفتم. ساعت 9:30 رسید . خیلی عصبانی بود. هر چی می گفتم چرا ناراحتی , می گفت گرسنمه.
    تمام مدت غر می زد که تو می ری کلاس و باشگاه و به زندگیت نمی رسی. ( این در حالی هستش که خودش هم کلاس موسیقی و باشگاه می ره) و تقریبا تمام وقت ما , به کار و کلاس پر شده.
    رسیدیم خونه, من سریع شروع به غذا درست کردن کردم. که محکم در و بست و کیفشو پرت کرد. گفتم چرا اینطوری می کنی , عصبانی و با حالت مهاجمانه ای , اومد سمت کم , که من گرسنمه. وقتی گرسنه ام , عصبانی می شم. من با این که خیلی از دستش ناراحت بودم , غذا درست کردم و صداش کردم و رفتم تو اتاق. غذاشو که خورد . شروع کرد به داد و بیداد کردن .
    واقعا دارم ازش متنفر می شم.1 ماه ازدواج کردم. فقط دارم می دوم.نه تفریح نه زندگی رمانتیک.
    از طرفی می گه , دوست دارم خانمم ورزش کنه.منم 2 روز باشگاه ثبت نام کردم.
    کلاس زبان هم که از قبل می رفتم و کاملا لازمه.
    هر زمانی که خودش برا کلاساش می گذاره , به چشش نمی آد.
    منم از سر کار بر می گردم , خسته ام.
    از دیشب همش دارم به طلاق فکر می کنم. فکر می کنم بعد طلاق زندگیم از این بدتر نمی شه.

    - - - Updated - - -

    قبل از ازدواج مامانش گفته بود که پسرم وقتی گرسنش می شه, عصبانی می شه. زود باید یه شکلات یا لقمه ای بهش بدی. ولی اصلا انتظار این رفتارو نداشتم. فقط آدم روانی نمی تونه خودشو کنترل کنه. دیگه اصلا علاقه ای بهش ندارم. روز به روز بیشتر ازش فاصله می گیرم.
    ما تو خانواده خودمن , اصلا این رفتار ها رو نداریم. تا حالا ندیدم کسی برا گرسنگی , اینجوری بشه.

  7. #15
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 09 خرداد 96 [ 08:04]
    تاریخ عضویت
    1393-6-08
    نوشته ها
    80
    امتیاز
    3,423
    سطح
    36
    Points: 3,423, Level: 36
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    577

    تشکرشده 236 در 60 پست

    Rep Power
    0
    Array


    سلام خانم عزیز


    چه قدر تند میری عزیزززززم. تازه یه ماه زندگیتونو شروع کردید.طلاااااااق؟؟؟؟ میدونم عصبانیو کلافه بودید یه چیزی گفتید وگرنه از ذهنتونم نباید بگذره چه برسه بخواین به زبون بیارید.
    خانم عزیز اسمتون انقدر انرژی بد میده که ترجیح میدم همون خانم عزیز صداتون کنم.
    وقتی مادر همسر مهربونتون بهتون آلارم دادن که عروس گلم نذار پسرم گشنه بمونه چون خیلی سختش میشه، خوب همیشه یه چیزی تو کیفت یا توی کیف همسرت بذار برای اینجور مواقع. عیب نداره این دفعه تجربه شد برای همیشه.



    آقایون کلا وقتی گرسنه میشن خیلی متفاوتند با زمانی که سیرن.ذاتا این مدلی هستن. دست خودشون نیست بنده خداها. حالا یکی کمتر نشون میده یکی مثل شوهر شما بیشتر.اما...
    من فکر میکنم همه ناراحتی و پرخاش همسر عزیزتون به علت گرسنه بودنشون نبوده. دقیقا به زبون آوردن که اصلا خونه نیستینو به زندگیتون نمیرسین.



    آقایون دوست دارند وقتی میرسن خونه خانم مهربونو زیباشونو تمیز و مرتب و شیک ببینن و بوی خوب یه غذای گرم به مشامشون برسه.توقع زیادیه؟؟


    میدونم شاغلید، میدونم خسته اید وقتی از کلاس میاید اما زندگیتون مهمتر از کلاس زبان و باشگاهو ...
    نمیگم نرید، اگر نیاز دارید که برید به کلاس زبان یا باشگاه ، باشه برید، اما قبل از همسرتون خونه باشید و شما در و براشون باز کنید با لب خندون. ببین خانم عزیز شما حق ندارید خستگیه کارو کلاس و باشگاه و با خودتون بیارید خونه ، همونطور که همسرتون حق ندارن خستگیشونو بیارن خونه. اگر نمیتونید از پس این کارا در کنار زندگیتون بر بیاید بگذرید ازشون، اما اینو بدونید به خاطر آرامش زندگیتون دارید میگذرید از کلاسو کار، که کم چیزی نیست. اگرم از پسش بر میاین، بسم ا...، خیلی هم عالیه.



    صحبت از طلاق ، اونم برای این مشکل ، اونم توی یه ماه اول زندگی؟؟؟؟؟ من وهمه دوستان همدردی نشنیده میگیریم، باشه؟؟؟


    در ضمن به خودتون تلقین نکنید که بدترین انتخابو داشتید و خواستگارهای بهتری داشتیدو ... .


    به امید روزای شیرینتر و خوشتر زندگیتون


    - - - Updated - - -



    سلام خانم عزیز


    چه قدر تند میری عزیزززززم. تازه یه ماه زندگیتونو شروع کردید.طلاااااااق؟؟؟؟ میدونم عصبانیو کلافه بودید یه چیزی گفتید وگرنه از ذهنتونم نباید بگذره چه برسه بخواین به زبون بیارید.
    خانم عزیز اسمتون انقدر انرژی بد میده که ترجیح میدم همون خانم عزیز صداتون کنم.
    وقتی مادر همسر مهربونتون بهتون آلارم دادن که عروس گلم نذار پسرم گشنه بمونه چون خیلی سختش میشه، خوب همیشه یه چیزی تو کیفت یا توی کیف همسرت بذار برای اینجور مواقع. عیب نداره این دفعه تجربه شد برای همیشه.



    آقایون کلا وقتی گرسنه میشن خیلی متفاوتند با زمانی که سیرن.ذاتا این مدلی هستن. دست خودشون نیست بنده خداها. حالا یکی کمتر نشون میده یکی مثل شوهر شما بیشتر.اما...
    من فکر میکنم همه ناراحتی و پرخاش همسر عزیزتون به علت گرسنه بودنشون نبوده. دقیقا به زبون آوردن که اصلا خونه نیستینو به زندگیتون نمیرسین.



    آقایون دوست دارند وقتی میرسن خونه خانم مهربونو زیباشونو تمیز و مرتب و شیک ببینن و بوی خوب یه غذای گرم به مشامشون برسه.توقع زیادیه؟؟


    میدونم شاغلید، میدونم خسته اید وقتی از کلاس میاید اما زندگیتون مهمتر از کلاس زبان و باشگاهو ...
    نمیگم نرید، اگر نیاز دارید که برید به کلاس زبان یا باشگاه ، باشه برید، اما قبل از همسرتون خونه باشید و شما در و براشون باز کنید با لب خندون. ببین خانم عزیز شما حق ندارید خستگیه کارو کلاس و باشگاه و با خودتون بیارید خونه ، همونطور که همسرتون حق ندارن خستگیشونو بیارن خونه. اگر نمیتونید از پس این کارا در کنار زندگیتون بر بیاید بگذرید ازشون، اما اینو بدونید به خاطر آرامش زندگیتون دارید میگذرید از کلاسو کار، که کم چیزی نیست. اگرم از پسش بر میاین، بسم ا...، خیلی هم عالیه.



    صحبت از طلاق ، اونم برای این مشکل ، اونم توی یه ماه اول زندگی؟؟؟؟؟ من وهمه دوستان همدردی نشنیده میگیریم، باشه؟؟؟


    در ضمن به خودتون تلقین نکنید که بدترین انتخابو داشتید و خواستگارهای بهتری داشتیدو ... .


    به امید روزای شیرینتر و خوشتر زندگیتون

  8. #16
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 07 شهریور 99 [ 23:27]
    تاریخ عضویت
    1389-5-21
    نوشته ها
    679
    امتیاز
    18,628
    سطح
    86
    Points: 18,628, Level: 86
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 222
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial10000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    3,951

    تشکرشده 4,314 در 675 پست

    Rep Power
    118
    Array
    سلام.

    قبل از هر چیز لطفا این تاپیک و مخصوصا پست آخر آقای مدیر رو بخون

    یک سوال دارم ازت:

    1- در مورد همکاری های مالی قبل از ازدواج صحبت کرده بودید؟ نتیجه چه بود؟


    پی نوشت: کلاس زبان شما همانقدر اهمیت دارد که که باشگاه رفتن همسرتان. رشد و آرامش شما همانقدر مهم است که آرامش همسرتان. الهام عزیز توصیه می کنند که شما از علایقت دست بکش به خاطر زندگیت. تصور من اینست که سرانجام این مسیر چیزی جز تباهی زندگی همسرانه شما نیست. چرا که یک نیمه زندگی که شما هستی، رفته رفته رنج می کشی و فرسوده می شوی و این تحلیل رفتن ها، پایه های زندگیتان را سست می کند. به جایش توصیه من اینست که همچنان علایقت را دنبال کن اما سازگارانه با همسرت به توافقات ضمنی برس.
    این را بپذیر که همسرت توان گرسنه ماندن ندارد ( من وقتی تشنه باشم یا گرمم باشد، کلافه می شوم- خود شما هم شاید از این مدل حساسیت ها داشته باشی) وقتی این را پذیرفتی تلاش می کنی که به بهترین شکل ممکن حلش کنی. می توانستی چند بیسکوییت بگذاری توی کیف باشگاه همسرت. می توانستی مهربانه از او دلجویی کنی و بگویی "دور همسرم بگردم که گشنه اش شده. الان که رفتیم خونه، همچین غذایی بپزم براش که انگشتاشم باهاش بخوره) می توانستی هنگام رسیدن به خانه، به یک غذای سردستی مثل تخم مرغ اکتفا کنی اما مهربانی بینتان شکوهش می داد.

    انتظار نداشته باش هنگام ناملایمات، در قبال واکنش های منطقی، پاسخ های منطقی تر بگیری. اینها مال وقتی است که هر دو شما حالتان خوبست.
    هر چیز که در جُستن آنی، آنی

    مولانا
    ویرایش توسط آویژه : دوشنبه 26 آبان 93 در ساعت 11:06

  9. 4 کاربر از پست مفید آویژه تشکرکرده اند .

    elham.e (دوشنبه 26 آبان 93), khaleghezey (دوشنبه 26 آبان 93), آنیتا123 (دوشنبه 26 آبان 93), بانوی آفتاب (یکشنبه 03 اسفند 93)

  10. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 07 اردیبهشت 94 [ 18:15]
    تاریخ عضویت
    1393-4-18
    نوشته ها
    20
    امتیاز
    790
    سطح
    14
    Points: 790, Level: 14
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 12 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    الهام جان , حرفهای شما رو قبول دارم.
    ولی نمی تونم درک کنم که یه آدم چقدر می تونه خودخواه باشه. منم با هزار امید و آرزو ازدواج کردم. منم باید انرژی داشته باشم تا بتونم انرژی مثبت منتقل کنم.
    اگه ورزش نکنم , غر می زنه . منم توانایی هام محدوده. باید منو درک کنه. مشکلش بیشتر کلاس زبان منه. که اونم 1 روز تو هفته است.
    راستش خیلی خسته ام. فقط انتظار هست از من.
    از یه طرف همسر من دوست داره , زنش تو هر زمینه ای حرفی برا گفتن داشته باشه. هیکلش خوب باشه. غذا داشته باشیم. بیرون از خونه کار کنه. اهل مطالعه و پیشرفت باشه.
    منم سعیمو کردم. ولی دیگه بیشتر از این انرژی ندارم. مرتب غر می زنه و ایراد می گیره. که تو برنامه ریزی نداری . به کارهای خونه نمی رسی.
    خودم هم دوست ندارم , پیشرفتم متوقف بشه. همانطور که ایشون همه برنامه های قبل از ازدواجشونو دارند ادامه می دند.
    دیروز حرف من این بود که , وقتی گرسنه ات هست خودت یه چیزی بخور. که شروع کرد به داد و بیداد. شوکه شده بودم , چون درو محکم می بست. وسایلشو پرت می کرد.
    داد می زد که من وقتی گرسنه ام می شه , عصبانی می شم. به نظر من آدم خودش تصمیم می گیره که عصبانی بشه و این کارا رو بکنه. به گفته دکتر هلاکویی آدم ها خشمگین می شوند ولی بعد از آن خودش می خواند که عصبانی بشند. چرا همیشه من باید ملاحظه ایشونو بکنم!!!! چرا متوجه رفتارهاش نیست.
    الان باید بهترین دوران زندگیم باشه آخه!!!!!!!!

  11. #18
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 09 خرداد 96 [ 08:04]
    تاریخ عضویت
    1393-6-08
    نوشته ها
    80
    امتیاز
    3,423
    سطح
    36
    Points: 3,423, Level: 36
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    577

    تشکرشده 236 در 60 پست

    Rep Power
    0
    Array
    زندگی یعنی گذشت. آدم باید گذشت کنه تا بتونه رشد کنه. اما منکر این نمیشم که جای درست باید گذشت کرد.

    آویژه عزیز من نگفتم کلاس یا باشگاه نروند، من نوشتم اگر نمیتونید در کنار باشگاه و کلاس زندگیتونو اونجور که باید و شاید جمع کنید پس نرید و تاکید کردم به این باور برسید که به خاطر آرامش زندگیتون این کارو کردید که کم چیزی نیست، اما باورش مهمه، اگر اون باور نباشه همیشه این حسو دارند که دارن فداکاریه بیش از حد میکنند و دارن حروم میشن و به قول شما پایه های زندگیشون سست میشه. اما گفتم بتونید هردورو در کنار هم عملی کنید خیلی هم بهتره
    هنوزم معتقدم باید یا خودشونو قوی کنن تا خستگی نداشته باشن وقتی همسرشون میان یا اگر نمیتونن و از لحاظ جسمی کشش اینهمه کارو با هم ندارن( که طبیعیه) باید از بعضی چیزا بگذرند.


    خانم عزیز شما مجبوری خودتو اصلاح کنی، همسرتو که به این سرعت نمیتونی. در دسترس ترین چیزی که امکان تغییرش هست خود شمایی. همسرتون میخوان شما بهترین باشین؟ باشه. باشید. چرا که نه. اما ببینید توانشو دارید؟ اگر ندارید کارتونو پاره وقت کنید و بقیه زمانتونو اختصاص بدید به بقیه مسائل، شاغل بودن به معنیه برتر بودن نیست.همون پاره وقتشم کافیه.

    در مورد اینکه میگید مدام ایراد میگیرند که چرا به کارای خونه نمیرسید، حقیقتو میگن؟ اگر بهونه میارن بحثش جداست اما اگر حقیقت رو میگن و کارهای خونه میمونه حق دارند.

    اولا با روی خوش یواش یواش به صورت مشارکتی کارهای خونه رو تقسیم کنید، مثلا خرید خونه با ایشون، مثلا سفره پهن کردن و جمع کردن با ایشون. وسیله های خودشونو حداقل جمع کنند بعد از استفاده. اینا رو با روی خوش بهشون یاد بدید.

    دوما شما نیاز دارید به این فضا عادت کنید. یه مدت بگذره عادتتون میشه. به مرور زمان از لحاظ جسمی عادت میکنید که صبحا زودتر بیدار بشید و یه دستی به خونه بکشید و ظرفهارو جمع و جور کنید، برید سر کار ، برید باشگاه، زودم بیاید خونه. برحسب عادت اعمالتون و حرکاتتون سریعتر میشه، سریع یه غذای خوشمزه با مخلفات آماده میکنید و آماده میشید برای آغوش همسرتون.سخته اما شدنیه

    زندگی خیلی شیرینه، به شرطی که هیچوقت با توقع کاری نکنید، چرا میگید چرا من....؟ پس چرا اون نه؟ شما بهتر بشید و در نقش خودتون خوب ظاهر بشید، ناخودآگاه ایشون هم در نقش خودشون خوب ظاهر میشوند. لازمه بعد از تغییرات خودتون وقتی یه مدت بهونه دستشون ندادید و توی نقش همسری جا افتادید، باهاشون با مهربونی صحبت کنید و کمک کنید ایشون هم در نقششون خوب ظاهر بشن.

    ما خانم ها روح خیلی خیلی خیلی بزرگی داریم. خیلی صبورتر از آقایونیم. خیلی مهربونتریم. اصلا خودتونو با یه آقا مقایسه نکنید. شما تو زندگیتون حماسه میافرینید. از همین الان تاااا اومدن فرشته کوچولوهاتون به زندگیتون و بزرگ کردنشونو شب زنده داریاتونو....

    به امید بهترین ها برای شما خانم عزیز، دور نیست روزهای خوبتون

    ویرایش توسط elham.e : دوشنبه 26 آبان 93 در ساعت 12:13

  12. #19
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود

    بانو الهام میشه خواهشا فونت نوشته هاتو درست کنی خیلی دوست دارم بخوانم پست شما را ولی فونتش یکجوریه چشم آدم واقعا اذیت میشه حیفه اینهمه زحمت میکشی مطلب میزاری اینجوری هدر بره

    شما تازه یکماهه ازدواج کردی نکنه توقع داری همانند پدر و مادرت که سالها کنار هم زندگی کردن و به خصوصیات و عادت های همدیگه آشنا هستند و توانستند با کسب مهارت و کسب تجربه تفاوت های بین خودشان را مدیریت کنند باشید؟!!!
    خوب هر فردی نقطه ضعفی داره شوهر شما دوست نداره گرسنه باشه عصبانی میشه خوب اکثر مردها اینجوری هستند و به شکمشان بسیار زیاد اهمیت میدهند.خود من وقتی خانومم غرغر میکنه واقعا عصبانی میشم یا وقتی جایی باشم که گرم باشه چون بدنم گرمایی خیلی بهم فشار میاد و زود عصبی میشم.روی نقاط ضعفم کار کردم و بهتر شدم ولی همه ما انسان هستیم و نقاط مثبت و منفی در ما وجود داره.

    قبل از ازدواج مامانش گفته بود که پسرم وقتی گرسنش می شه, عصبانی می شه. زود باید یه شکلات یا لقمه ای بهش بدی. ولی اصلا انتظار این رفتارو نداشتم. فقط آدم روانی نمی تونه خودشو کنترل کنه.
    اگه بخوایم با توجه به نظر شما به دیگران برچسب بزنیم 90% جامعه به دلایل مختلف روانی هستند!!
    مقاله زیر را مطالعه کنید

    http://www.hamdardi.net/thread-154.html

    از برچسب زدن به شوهرت جدا خودداری کنما مردها برای شکممان فوق العاده ارزش قائلیم 3تا مورد هست برای مردها بیش از اندازه مهمه
    1.خانوادشان مخصوصا مادرشان
    2.شکمشان
    3.غرورشان
    هواست به این 3تا مورد باشه.

    دیروز حرف من این بود که , وقتی گرسنه ات هست خودت یه چیزی بخور. که شروع کرد به داد و بیداد. شوکه شده بودم , چون درو محکم می بست. وسایلشو پرت می کرد.
    داد می زد که من وقتی گرسنه ام می شه , عصبانی می شم.
    شوهر بنده خدات که خودش داره با زبان خودش میگه که وقتی گرسنه میشه عصبانی میشه و ضعفشو قبول داره و داره پیشت اعتراف میکنه.خوب چرا از راهنمایی مادرشوهرت استفاده نمیکنی ؟
    قبل از ازدواج مامانش گفته بود که پسرم وقتی گرسنش می شه, عصبانی می شه. زود باید یه شکلات یا لقمه ای بهش بدی.
    در مورد این جمله شما که نوشتید:
    خودم هم دوست ندارم , پیشرفتم متوقف بشه. همانطور که ایشون همه برنامه های قبل از ازدواجشونو دارند ادامه می دند.
    شما مثل اینکه متوجه جنسیت خودتان و وظایفی که دارید نیستید!یا هنوز فکر میکنید در دوران مجردی قرار دارید؟!
    بخدا واقعا تعجب داره این حرف شما که داری خودت را با شوهرت مقایسه میکنی.وظیفه زن خانه داریه و اینکه محیطی سرشار از آرامش,خانه ای پر از عشق محبت,همراه با احترام و دادن اعتماد بنفس برای شوهرش آماده کنه.همراه با غذای خوشمزه.و وظیفه مرد هم اینه که کار کنه و خرج و مخارج منزل را تهیه کنه و به همسرش محبت کنه و در کارهای خانه کمک یارش باشه.نمیدونم چی بگم و واقعا همب رام جالبه شما از یکطرف داری میگی میخوام کار کنم کلاس برم باشگاه برم و پیشرفت کنم و برای خودم زندگی کنم و شوهرم بهم احترام بزاره و آزادم بزاره از اونور توقع داری همانند بانوان سنتی همه خرج خانه را شوهرت بده و تازه خرج شما را هم ایشان متقبل بشه ولی در قبالش حتی حاضر نیستی براش یه غذای حاضری درست کنی و اگرم اینکار را انجام بدی همراه با منت باشه؟!!!تازه بهش خودخواه هم میگی!!

    آقا من یکی دیگه مخم هنگیده دیگه قفل کردم خدایی کم آوردم!!!
    من یکی عاشق همسرم هستم فوق العاده دوسش دارم و بهش احترام میزارم.اتفاقا شاغل هم هستش همیشه خانه مرتبه همیشه غذای خوشمزه اماده میکنه با احترام باهام رفتار میکنه ازم انتظار بیش از اندازه نداره.بهم احترام میزاره و برچسب بهم نمیزنه.وقتی با شما مقایسش میکنم به این نتیجه میرسم باید سرتا پای وجودشو برم طلا بگیرم و صبح تا شب برم جلوش خم و راست بشم.والا من یکی تا دیروز فکر میکردم خانه داری و پختن غذا و اماده کردن فضای منزل برای ورود شوهر وظیفه خانومها هستش حتی اگه مشغله کاری زیادی هم داشته باشن!
    شما هم تفکرات فمنیستی داری هم دوست داری مثل زن سنتی زندگی کنی این دوتا بهم جمع نمیشه توی اروپا هم زنهای موفق مثل صدراعظم آلمان و یا چرا راه دور بریم آنجلینا جولی بازیگر مطرح هالییود هم 5تا6 بچه دارن هم به کارهای منزلشان رسیدگی میکنن.یا جولیا رابرتز بازیگر زن و مطرح سینمای هالییود.
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  13. 2 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    elham.e (دوشنبه 26 آبان 93), بانوی آفتاب (یکشنبه 03 اسفند 93)

  14. #20
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 07 اردیبهشت 94 [ 18:15]
    تاریخ عضویت
    1393-4-18
    نوشته ها
    20
    امتیاز
    790
    سطح
    14
    Points: 790, Level: 14
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 12 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    فکر کنم منظورمو بد مطرح کردم.
    من مشکلی با کارهای خونه ندارم. اتفاقا یکی از سرگرمی های من آشپزی است . و سعی می کنم هر روز غذای جدید درست کنم. ولی اینا در صورتی هستش که یا کارم پاره وقت باشه یا کلاس هامو کنسل کنم. همسر من موافق کار پاره وقت نیست ( چون حقوقم کمتر می شه) . یه مدت هم که ورزش نمی کردم, مرتب غر می شد.
    چون همکار هستیم از اوضاع شرکت و نحوه کار اینجا هم خبر داره. و می دونه که زودتر از ساعا 5:30 نمی تونم از شرکت برم.و خیلی وقتا باید 7-8 شرکت باشم.
    من هیچ وقت بابت انجام کار خونه غر نزدم. خیلی هم دوست دارم , شرایطم به گونه ای باشه که زودتر از همسرم به خونه برسم. ولی هر جور برنامه ریزی می کنم , نمی شه. از طرفی به نظر من باید شرایط زندگی به گونه ای باشه , که هر دو نفر در کنار هم رشد و ترقی کنند و برای علایقشون وقت بگذارند.ضمن اینکه همسر من هم موافق این قضیه است.

    همچنین من کلا آدم آرومی هستم. داد نمی زنم. حرفم رو با ملایمت می زنم.تحمل داد و دعوا رو ندارم.احساس می کنم , ایشون از این موضوع سوء استفاده می کنند. این که ما بگیم من این خصوصیت منفی رو داریم , که کافی نیست. حرف من اینجاست که خودت می دونی این نقطه ضعف رو داری , خوب سعی کن برطرفش کنی.
    دیشب کل پروسه شام درست کردن , حداکثر 40 دقیقه طول کشید. قبلش هم من بیکار و در حال استراحت نبودم.این رفتارها از نظر من توجیه نداره.
    از طرفی شروع آشنایی ما , از طریق apply کردن من برای دانشگاه های کانادا بود. و ایشون در جریان برنامه ها و تلاش های من بودند. با اینکه کارت pr کانادا رو دارم. برگشتم و با ایشون ازدواج کردم. تا هر زمان شرایطش بود و هر دو موافق بودیم بریم. متاسفانه ایشون همش با من رقابت دارند. و به هر دلیلی می خواند سنگ جلوی پای من بندازند.

    راستش اصلا نمی فهم توجیه اش برا این کارا چیه. آخه وقتی باهاش صحبت می کنم. حرفش اینه که باید زبان بخونیم و ورزش کنیم .... ولی وقتی من این کارها رو انجام می دم. بهانه تراشی می کنه.
    من دوست دارم یه زن کامل باشم برا همسرم. ولی متوجه نمی شه که دارم تلاشمو می کنم.قبول دارم که خیلی وقت برا تمیز و مرتب کردن خونه ندارم. ولی بیشتر از این هم نمی کشم. اوایل کمکم می کرد. ولی جدیدا هیچ کاری نمی کنه فقط گله و شکایت می کنه. آقای khalehGHezi کاملا با شما در خصوص وظایف زن موافقم. خیلی هم اونطوری راحتترم و کمتر بهم فشار می یاد. ولی مطمئن هستم که در اون صورت هم می گه , چرا هیچ کاری نمی کنی , 2روز دیگه بخوایم بریم , تو زبانت ضعیفه و...


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: یکشنبه 10 آبان 94, 19:18
  2. پاسخ ها: 29
    آخرين نوشته: شنبه 17 خرداد 93, 01:49
  3. استفاده از سایت همسریابی برای آشنایی و ازدواج درست هست
    توسط شمیم بهار در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: پنجشنبه 14 فروردین 93, 17:30
  4. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 شهریور 91, 23:34
  5. پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 فروردین 90, 07:04

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:09 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.