خلاصه که از نظرِ خودم اینطور نیستم که بخوام خوبی های زن مدرن و خوبی های زن سنتی رو داشته باشم. واقعا یه نیازِ ذاتی به تامین شوندگی دارم، که از سرِ منفعت طلبی نیست.
ولی باید خودم رو از این قید و بندها رها کنم. نباید زندگیم و اهدافم متاثر از این چیزها بشن. فردا که افتادم مردم، نباید حسرتِ اینو داشته باشم که بخاطر یه چیز واهی، پریدم تو دریاچه ی احساسات منفی.
سلام دوباره
چه خوب که تجربه موفق دور و برت داشتی، من اغلب خانمهای خانهداری که دیدم، عملا مسئول تمام کارهای خونه هستند، اما اینطور نبوده که انجام این مسئولیت، به عنوان سهشمون در پیشبرد زندگی مشترک تلقی بشه. حق با توئه که نگاه مرد هم این وسط خیلی مهمه.
معیار اصلی من "حال خوب"ه. هر منشی، روشی، شیوهای که حالخوبکن باشه به نظرم ارزشمنده. اگر هزینهکردن برای خودت و عبور از این چالش ذهنی که صد درصد تامین باید با همسرت باشه، خوبترت میکنه، چرا که نه؟! 

نوشته اصلی توسط
نیکیا
سلام خانوم آویژه خوبید؟
ببخشید که اینو میپرسم شما گفتید رستوران اصلا نمیرید غذا هم که گفتید خیلی معدود درست میشه توی خونه تون، پس چی میخورید؟( با کمال احترام و ادب این سوال رو پرسیدم واقعا برام سواله)
سلام نیکیا، واقعیتش رو نمیخواستم بگم، ولی چون اینطوری پرسیدی میگم: ما روزی یک ساعت زیر آفتاب، فوتوسنتز میکنیم.
من گفتم غذا درست نمیکنیم نگفتم که غذا نمیخوریم :)، یک وعده که معمولا سالاد و اینهاست. وعده اصلی هم گاهی حاضریه، گاهی غذاییه که سریع آماده شه، یا گاهی هم مجموعه نصفالنهارهای روزهای قبل که یخچال دیگه تاب نگهداریشون رو نداره. در بعضی روزهای خاص هم البته تهچین یا خورشت قرمهسبزی توی خونه یافت میشه :)).
هر چیز که در جُستن آنی، آنی
مولانا
علاقه مندی ها (Bookmarks)