تشکرشده 311 در 123 پست
تشکرشده 290 در 93 پست
گیسو کمند جان
سلام..من گریه ام گرفت.خوش به حالت که داری میری زیارت امام رضا..چه قدر قشنگ نوشتی که فرق داره برات: علتش ..مسیرش،
توشه اش، مقصدش..صفحه گوشی ایم خیس شد خوندم پست ات رو...خیلی التماس دعا..امام رضا غم زایرش رو برطرف میکنه..من اخرین باری که قسمتم شد ...وقتی روبروی ضریح اش بودم هیچی نمیاونستم بگم..فقط نگاه میکردم هر چی تلاش کردم حرف بزنم نشد..انگار هیچ غمی نبود...فقط برای بقیه زبونم میچرخید دعا میکنم..برای خودم هیچی نمیخواستم..خیلیی عجیب و قشنگ بود..دلم خواست باز اون حس رو....خوش به حالت عزیزم..التماس دعا
![]()
تشکرشده 6,659 در 1,532 پست
شال گردنی برای پائیز
تو اما معشوقه اى مى خواهى
که برایت پاییز را،شالِ گردن ببافد...
یا از آن هایى که ناز کردنشان،
انصافاً آنقدر مرغوب است که فقط باید بخرى!
من اما واژه ها را زیر و رو میکنم تا چیزى براى گرم کردن دلت بنویسم
و تو که مى دانم آنقدر بى حوصله هستى که میل خواندن ندارى !
و من هنوز،
وقتى دلت هیچ چیز و هیچ چیز و هیچ چیز نمى خواهد،
خوب بلدم
خودم را امیدوار کنم به مُرَدَّد شدنت!
سالهاست یه عشق زمینی دارم که هنوزواسم نابه!
پائیزتون پرازعشق![]()
عمر که بی عشق رفت
هیچ حسابش مگیر...
ammin (پنجشنبه 30 شهریور 96), m.reza91 (جمعه 31 شهریور 96), گیسو کمند (سه شنبه 11 مهر 96), شمیم الزهرا (یکشنبه 02 مهر 96), عشق آفرین (یکشنبه 02 مهر 96)
تشکرشده 260 در 112 پست
نه تلخم ، نه شیرین ، مزه ی بی تفاوتی میدهم این روزا ، جنس حالم زیاد مرغوب نیست
شاید برایت عجیبست این همه آرامشم!
خودمانی بگویم؛
به آخر خط که برسی فقط نگاه می کنی...![]()
ammin (پنجشنبه 30 شهریور 96), m.reza91 (جمعه 31 شهریور 96), گیسو کمند (سه شنبه 11 مهر 96), شمیم الزهرا (یکشنبه 02 مهر 96), عشق آفرین (یکشنبه 02 مهر 96)
تشکرشده 6,950 در 1,499 پست
بازهم پاییز و اون حسای عجیب غریبش
اول مهر ،شنبه ،اوایل محرم +رفتن همسر
قضاوت نمی کنم خوب یا بد
دلم برای خلوت با خودم هم تنگ شده
من درهمه حال دلم برای کسی یا وجودی تنگه حتی وقتی همه اون کسایی که باید باشن هستن هم دلم تنگه...
اون دلیل بهانه جویی های دلم در دسترس هست هر لحظه شب وروز منم که جفا میکنم منم که وقت نمیذارم و به دلم زجر می دم منم که شب ها رو با غفلت تمام میخوابم...
امروز اول محرم وقتشه به خودمون برسیم
وقت خوبیه برای چله گرفتن چله برای ترک گناه برای تصفیه روح ...تا این روح زنگار گرفته نوری به خودش بگیره و بتابه
فقط یه مداد و دفتر لازمه و یه کیف پر اراده...
گیسو کمند عزیزم با تمام وجودم به حالت غبطه میخورم رفتی بهشون بگو که چقدر دلم میخواست بیام ولی اخر شهریور شد و من دل تنگ ماندم...
التماس دعا عزیزان![]()
ammin (پنجشنبه 30 شهریور 96), m.reza91 (جمعه 31 شهریور 96), miss seven (پنجشنبه 30 شهریور 96), paiize (شنبه 01 مهر 96), گیسو کمند (سه شنبه 11 مهر 96), zolal (جمعه 31 شهریور 96), شمیم الزهرا (یکشنبه 02 مهر 96), عشق آفرین (یکشنبه 02 مهر 96), صبا_2009 (جمعه 31 شهریور 96)
تشکرشده 13 در 9 پست
سلام خدمت مدیریت محترم
ببخشید از اینکه مشکلم رو اینجا مطرح میکنم من چندین بار است که به مدیریت سایت جهت تغیر نام کاربریم از طریق قسمت تماس با ما پیام داده ام اما جوابی نگرفتم ببخشید باید چکاری انجام بدم؟لطفا راهنمایی نمایید
تشکر
تشکرشده 3,515 در 811 پست
وباز هم آمد بوی ماه مهر ...
من دیوانه چو زلف تو رها میکردم / هیچ لایقترم از حلقه زنجیر نبود
ammin (جمعه 31 شهریور 96), sia518 (جمعه 31 شهریور 96), فرشته اردیبهشت (شنبه 01 مهر 96), گیسو کمند (سه شنبه 11 مهر 96), میشل (چهارشنبه 12 مهر 96), بی نهایت (یکشنبه 02 مهر 96), شمیم الزهرا (یکشنبه 02 مهر 96), عشق آفرین (یکشنبه 02 مهر 96)
تشکرشده 8,211 در 1,575 پست
به نام خداوند بخشنده مهربانمادر بودن خیلی خوبه ، خدا رو شکر می کنم .
سوگند به قلم و آنچه می نویسند
به ازای هر فرزندت از بدو تولدش با او از نو متولد می شوی غذا خوردن را با او تجربه می کنی ، با او راه رفتن را تمرین می کنی ، به مدرسه می روی ، بازی می کنی ، مشق می نویسی ،
دوباره بزرگ می شوی.
با هر کدوم از فرزندات .
چه حس خوبیه .
در عین اینکه هیچ کدومشون برات فرقی ندارن با هر کدوم یک دنیای متفاوتی رو از دریچه دید اونها تجربه می کنی . اما یه چیزیش یکسانه خدای همه شون یکیه .
چند روزی بود که در حال آماده سازی وفراهم کردن امکانات لازم برای شروع مدارس بودم.
خدا رو شکر ، امروز بوی ماه مهر توی خونه ما پیچید.
همه با چه انرژِی فوق العاده ای صبح زود از خواب بیدار شدیم.
انگار که خودم می خواستم برم مدرسه.
و من هم رفتم مدرسه و اتفاقا با پسرم توی راه می خوندیم :
باز آمد بوی ماه مدرسه********** بوی بازی های راه مدرسه
ammin (شنبه 01 مهر 96), Aram_577 (جمعه 14 مهر 96), فکور (پنجشنبه 13 مهر 96), فرشته اردیبهشت (یکشنبه 02 مهر 96), گیسو کمند (سه شنبه 11 مهر 96), میشل (چهارشنبه 12 مهر 96), شمیم الزهرا (یکشنبه 02 مهر 96), عشق آفرین (یکشنبه 02 مهر 96)
تشکرشده 2,402 در 566 پست
سلام عزیزان
نمیدونم همزمانی پاییز با محرم اینطور آدمو دلگیر میکنه یا موضوع چیز دیگست... خیلی با خودم کلنجار رفتم تایپیک بزنم اما یه حس ناامیدی غریبی میگه وقتتو تلف نکن. تو اهل تغییر نیستیلااقل به درست برس یه فایده داشته باشه!
از حسم میترسم! خیلی سردم خیلی! برای سفرهای همسرم لحظه شماری میکنم... شاید دنبال جرعه ای آزادی و آرامشم... دلم میخواد چشمامو ببندم و بخوابم
خوابی عمیق بدون دغدغه هیچ چیز... وقتی چشمامو باز کنم که همون دختر دبیرستانی شاد و شیطون و درس نخون که همه وقتشو با دوستاشه باشم...
واقعا ادم در هر برحه ای هست بعدا حسرت همون زمانو میخوره... و این منو به خودم میاره که بعدا چه خواهد شد که حسرت این روزها به دلم بمونه
دلم سفر میخواد. یک سفر تنها بدون هیچ کس...
فرشته اردیبهشت (یکشنبه 02 مهر 96), گیسو کمند (سه شنبه 11 مهر 96), میشل (چهارشنبه 12 مهر 96), عشق آفرین (یکشنبه 02 مهر 96), صبا_2009 (یکشنبه 02 مهر 96)
تشکرشده 24 در 11 پست
الگوی زیبایی برای دیگران باش!
سعی کن کسی که تو را می بیند، آرزو کند مثل تو باشد.
از ایمان سخن نگو! بگذار از نوری که بر چهره داری، آن را احساس کند.
از عقیده برایش نگو! بگذار با پایبندی تو آن را بپذیرد.
از عبادت برایش نگو! بگذار آن را جلوی چشمش ببیند.
از اخلاق برایش نگو! بگذار آن را از طریق مشاهده ی تو بپذیرد.
از تعهد برایش نگو! بگذار با دیدن تو، از حقیقت آن لذت ببرد.
"بگذار مردم با اعمال تو خوب بودن را بشناسند
![]()
فرشته اردیبهشت (جمعه 14 مهر 96), میشل (چهارشنبه 12 مهر 96), شمیم الزهرا (چهارشنبه 12 مهر 96)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)