تشکرشده 376 در 164 پست
تشکرشده 14,732 در 3,979 پست
من نمی دونم چرا پدر شما هیچ نقشی تو این داستان ندارن.
ولی پدر و مادرها و آدمهای با تجربه معمولا در برخوردهای اول می فهمن با کی طرفن. حداقل بعد از چند ماه عقد می فهمن !!
نرمال نبودن این آقایی که شما تعریف می کنید خیلی راحت قابل تشخیصه. مگه می شه پدر شما نفهمیده باشه.
حتما که نباید تو اتاق خواب شما باشن که بفهمن رفتاراش غیرعادیه
در ضمن شما در دوران عقد! هفته ای دو وعده کتک صرف می کنید. به پدر مادرتون جاش را نشون بدین کافی نیست برای طلاق؟
ناراحت بودن و ناراضی بودن شما کافی نیست برای طلاق؟
مگه بقیه مردم برای طلاقشون چه مدرکی می آرن که شما مدرک نداری؟ مگه زندگی مدرک کتبی داره؟ رضایت یا نارضایتی، خوشی و ناخوش فیلم و مستندات داره ؟
شوهرت را با پدر و مادرت ببر یه روانشناس ماهر ازش تست بگیره و بهشون بگه که چقدر غیرنرماله. این می شه مدرکت ...
چه اعصابی داری این تاپیک را هی می نویسی و می نویسی ....
اینا واقعا راسته؟
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
maryam988 (پنجشنبه 15 مهر 95), بانوی آفتاب (پنجشنبه 15 مهر 95)
تشکرشده 113 در 56 پست
اون طورى كه نميزنه جاش بمونه، به نظر اونا زندگى همه مشكل داره و من بايد تحملم رو ببرم بالا و زندگيمو حفظ كنم. پدرم شديدا تحت تاثير حرفهاى مادرمه و مامانم اصلا اجازه نميده بهش كه دخالت كنه، حتى به بابام گفته وقتايى كه حنا ميره خونه محمد بهش زنگ نزن، زشته. محمد هم هميشه ميگه چرا پدر مادرت اصلا بهت زنگ نميزنن و اصلا سراغتو نميگيرن.
مامانم چند بار بهم گفته اگه طلاق بگيرى و اين زندگى رو حفظ نكنى نهايت بى لياقتيتو نشون ميدى، ميگه دليل محكمه پسند واسه طلاق ندارى. ميگه همون مونده طلاق بگيرى و مسخره عالم آدم بشى، ميگه ميان تف ميكنن تو روى آدم ميگن يه شوهر رو نتونستى نگه دارى!!!!
شيدا من از زندگى و كار و درسم موندم، حوصله هيچى رو ندارم، فكر كردى اينقدر ميام اينجا مينويسم واسه چيه؟! انقدر ناچار موندم كه نميدونم راه چاره كجا پيدا ميشه، دنبال يه راهى هستم از اين حالت برزخ دربياد ، نه مرده ام نه زنده.
ديروز زنگ زدم به دوستم پنج ساعت حرف زدم و درددل كردم و گريه كردم، نه ناهار خوردم نه شام، مامانم يه بار نيومد بپرسه دخترم چرا چيزى نميخورى؟ چرا گريه ميكنى؟
عزيزم شما ميخونى و شرايط من واست باورنكردنى مياد حالا به نظرت من اين وضعيت رو چطورى دارم تحمل ميكنم؟!!!
يه شوهر خيانتكار بداخلاق بددهن بيمار دارم و يه خانواده كه پشتم نيست. من خيلى تنهام، بى پشت و پناهم، خيلى وضعيت بدى دارم. هم طلاقم شكسته هم ادامه زندگيم با اين آدم بيمار.
امروز ميرم با يه وكيل حرف بزنم شايد از اونجا يه نتيجه اى بگيرم.
تشکرشده 282 در 128 پست
سلام
منم می گم داستانه، ایشون می گن متاسفم بابت طرز فکرت!
انسانی که همچین زندگی زناشویی اسفناکی داره، به این راحتی میاد هی قصه می بافه و اینقد قدرت و تحمل کشش این نوع زندگی رو داره؟!
خب داستانه دیگه
اینقد می گی يه شوهر خيانتكار بداخلاق بددهن بيمار دارم و .... بازم دلیل داری برای ادامه ی این زندگی رویایی؟! که هی می یای اینجا تاپیک می زنی و ادامه می دی؟!
خب عجیبه دیگه. مثل شخصیت های یه داستان یا رمان برخورد می کنی نه زندگی واقعی
امیدوارم داستانت پایان خوبی داشته باشه و همه چیز به خوبی و خوشی تموم بشه. اینطوری ما خوانندگان بیشتر می پسندیم. !!
ویرایش توسط بانوی آفتاب : پنجشنبه 15 مهر 95 در ساعت 10:21
maryam988 (پنجشنبه 15 مهر 95)
تشکرشده 278 در 136 پست
حنا جان توصیفی که از مادرت کردی نشون می ده که چرا انقدر در مقابل شوهرت ضعف نشون می دی. در واقع مادرت هست که اعتماد به نفست رو ازت گرفته.
دوست من، اوضاع سختی داری. نمی دونم چقدر توصیه ی من به دردت می خوره و چقدر توان داری که از عهده ی این کار بربیای یا نه ولی من فکر می کنم با توجه به شرایط خانواده ات و همسرت بهترین راهی که داری اینه که از شرایط اقتصادی همسرت استفاده کنی. منظورم از این حرف اینه که سعی کنی کم کم یک سرمایه ی مناسب برای خودت فراهم کنی و اگر ممکنه به گزینه هایی مثل مهاجرت فکر کنی. می دونم این حرف ها ممکنه برات خیلی ترسناک، غم انگیز و حتی غیرانسانی به نظر بیاد ولی واقعیت زندگی ات اینه و چاره ای جز جنگیدن نداری. همون طوری که همسرت از تو سوءاستفاده کرده تو هم حق داری که از اوضاعی که ایشون فراهم می کنه استفاده کنی. روی هیچ کسی دیگه حساب باز نکن و فقط و فقط به خودت متکی باش. به فکری کسی هم جز خودت نباش.
masomeh2016 (چهارشنبه 14 مهر 95), sphinx (جمعه 16 مهر 95)
تشکرشده 4,954 در 1,249 پست
با سلام
دوست عزیز به نظرم شما اول باید آماده بشی برای هر اقدامی از نظر روانی
اگر تصمیمت به جدایی هست اول سعی کن توی ذهنت جدا بشی اصلا همین الان فکر کن جدا شدی از نظر عاطفی این فرد رو از ذهنت حذف کن فکر میکنم با قطع رابطه عاطفی با این مرد خودبخود زندگی شما روال عادی خودشو پیدا کنه
این مرحله رو پشت سر بذار
اگر احیانا قبل از اتمام این مرحله این آقا برگشت فقط و فقط شرط مراجعه به روانشناس و روانپزشک رو براش بذار بگو خیانت بعد از ازدواج خط قرمز شما بوده که رد شده حالا اگر این روند قراره ادامه پیدا کنه که کلا هیچ حرفی نمی مونه اگر هم بحث یک بیماری روانی هست که در صورتی که درمان بشه شما میتونی به ادامه زندگی فکر کنی
البته کلا توی ذهنت دنبال برگشت این آقا نباش به خودت القا کن که این فرد برنخواهد گشت و اگر هم برگرده با این شخصیت که ایشون داره زندگی شما رو تباه میکنه
به نظرم قبل اتمام این مرحله طلاق عاطفی به وکیل مراجعه نکن
درسته که ممکن هست طلاق به نوعی شکست یک زندگی باشه ولی همیشه قرار نیست این روند ادامه پیدا کنه بلند میشی سرپا میشی و زندگیت رو میسازی
پرواز کن آنگونه که می خواهی
وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند
ZENDEGIBEHTAR (یکشنبه 18 مهر 95)
تشکرشده 378 در 207 پست
اري بابا سركاريه . انسان مگه چقدر تحمل داره؟
maryam988 (پنجشنبه 15 مهر 95), بانوی آفتاب (پنجشنبه 15 مهر 95)
تشکرشده 32 در 15 پست
تشکرشده 113 در 56 پست
زندگى من انقدر سخت و غيرقابل تحمله كه به نظر شما غيرواقعى و داستان مياد. شما هر طور دوست دارين فكر كنين. متاسفم كه زندگى منو اينقدر به مسخره گرفتين. اگه خانواده خوبى داشتم جدا ميشدم، اگه مامانم پشتم بود و بهم محبت ميكرد اينقدر آويزون شوهرم نبودم. ميدونين الان چند روزه هيچى نخوردم؟!!!
ابنو مطمئن باشين اونى كه مشكلش كمه نمياد اينجا هى بنويسه و بره، اونى كه از خانواده اش حمايت ميبينه و تكيه گاه محكم داره نيازى نداره بياد اينجا هى بنويسه. اينجا ننويسم چيكار كنم؟ دردمو برم به كى بگم؟
خودتون هم ميدونين مشكلم چقدر سخته، من خيلى تنها و ناچارم.
هيچ وقت در مورد زندگى ديگران اينقدر راحت قضاوت نكنين.
ZENDEGIBEHTAR (یکشنبه 18 مهر 95)
تشکرشده 278 در 136 پست
دوستان عزیز من، به احترام مهربانی و انسانیت نباید بدون اطمینان به پست گذارهای این سایت چیزی گفت. یک لحظه تصور کنید که برای شما مشکلی پیش اومده باشه و حتی غریبه های اینترنتی هم شما رو پس بزنن و بهتون دروغگو بگن. احساس خوبیه؟! بیاین بی رحم نباشیم. حتی اگر این پست ها الکی باشه به شما ضرری می رسه؟ اگر احساس می کنین پستی الکیه خوب جواب ندین.
پست های حنا تا جایی که من دیدم هیچ ضد و نقیضی نداشتند. من شخصا احساس نمی کنم این پست ها سرکاری باشند.
masomeh2016 (پنجشنبه 15 مهر 95), میشل (جمعه 16 مهر 95), ZENDEGIBEHTAR (یکشنبه 18 مهر 95)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)