به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 25 , از مجموع 25

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 08 اردیبهشت 96 [ 21:40]
    تاریخ عضویت
    1393-10-03
    نوشته ها
    345
    امتیاز
    7,833
    سطح
    59
    Points: 7,833, Level: 59
    Level completed: 42%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    299

    تشکرشده 738 در 270 پست

    Rep Power
    82
    Array
    چندتا سوال ذهن منو به شدت درگیر کرده
    بعد چندسال زندگی و به دنیا اوردن یه بچه تازه باید دوست داشتنتو برا همسر اثبات کنی؟؟یعنی این مدت نشده بهش؟؟؟
    اصلا حالا چرا باید شما دوست داشتنتو باید به ایشون ثابت کنی؟؟؟ اونم با مهریه؟؟؟!!!!!!!ایشون تام کروز تشریف دارن اینقدر مدعی هستن؟؟؟
    چرا ایشون دوست داشتنشو نباید به شما اثبات کنه؟؟؟؟ خب بیاد خونشو به نامت کنه یا حق طلاق و حضانت بچه رو بیاد بهت بده خب . مگر فقط تو باید اونو دوست داشته باشی و اثباتشم بکنی اونم به اون شکلی که ایشون میخواد
    اگه مهریتو بخشیدی اقا هنوز بهش اثبات نشد دوسش داری فردا اگه بهت گفت برو از یه ساختمان ده طبقه خودتو بنداز پایین که بهم ثابت بشه دوسم داری میری اینکارو میکنی؟؟

    تو زندگی گذشت خیلی مهمه بله مادیات خیلی باید کمرنگ باشه اما نباید به این بهانه ها طرف معذرت میخوام سوار ادم بشه
    قابل توجه کسایی که میگن مخالف مهریه و مادیات هستن همسر من یه دوستی داشت که مهریه زنش یه جلد قران و چند شاخه نباته خانومش میگفت هفته ای سه بار با نباتها برام شربت درست میکنه و قران رو از کتابخونه برمیداره میاره میگه بفرما شربتتو بخور و اینم قرانت پاشو برو!!!!!!!

    درسته الان میگید زندگی وقتی به اینجا رسید ادم اگر مهریه هم داشته باشه باید بگذره و ازون جهنم در بیاد اما یادتون نره این وسط اون زن چقدر تحقیر میشه پس خواهش میکنم به مهریه اونقدرا هم بیخود نگاه نکنید

    من اگر جای شما بودم اصلا با همسرم بحث نمیکردمو جوابشم نمیدادم و محال ممکن بود بپذیرم اخه این چه خواسته غیر معقولیه بگو از اول قبول نمیکردی یا بگید توهم ثابت کن منو دوس داری

    ایشون طلاق پس زمینه ی ذهنش هست بگرد ببین دلیلش چیه

    تو زندگیتون خیلی خودتو دست پایین نمیگیری؟؟ ازین مدل زنهای از خود گذشته که کلا خودشونو نمیبینن؟؟؟
    یه کم سعی کن تو رفتار و تفکر و برخوردو زندگیتون بیشتر خودتو قبول داشته باشی و روی اعتماد به نفست کار کن
    شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن
    زندگی شگفت انگیز است اگر بدانید که چطور زندگی کنید
    ویرایش توسط sahar67 : چهارشنبه 27 مرداد 95 در ساعت 20:02

  2. 2 کاربر از پست مفید sahar67 تشکرکرده اند .

    Amina (چهارشنبه 27 مرداد 95), بارن (چهارشنبه 27 مرداد 95)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 مرداد 96 [ 15:07]
    تاریخ عضویت
    1394-12-02
    نوشته ها
    198
    امتیاز
    4,191
    سطح
    41
    Points: 4,191, Level: 41
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 159
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    414

    تشکرشده 240 در 117 پست

    Rep Power
    42
    Array
    سلام
    من واقعا نمیدونم جزعیات زندگی شما 2 نفر چطوره، زندگی شما از دید ایشون هم خوبه بوده یا نه فقط از دید شما تو این 8 سال خوب بوده، اصلا چطوری با شما ازدواج کردن یعنی انتخاب خودشون بودین یا نه خانواده شون پسندتون کردن (این مهمه که از اول دوستتون داشتن یا نه فرد دیگه ای رو میخواستن اما خب تحت سلطه ی فرد یا افرادی قرار گرفتن و مجبور به ازدواج با شما شدن)، این که شما خرجی فقط از ایشون میگیرید و نه چیز دیگه خیلی کیفیه مثلا من خانوم سیکل خانه دار سطح پایینی دیدم که فقط وسایل ارایش و لباسش و رفت و آمدش و آرایشگاهش تو ماه ممکنه 500 هزار تومن بشه (بماند بقیه ی خرجا) ولی من دانشجوی دکتری 100 تومن خرج این امور میکنم پس ممکنه چیزی از دید شما کم باشه ولی از دید فرد دیگه زیاد، رفتارتون با ایشون چطوره یعنی مهربانانه و از سر دلسوزی یا نه نقش بازی کردن، خلاصه مدت زمان زندگی نشون نمیده که اون زندگی با ثبات بوده یا نه من دقیقا خانمی دیدم که 8 -9 سال از زندگی مشترکش میگذره ولی با شوهرش سازش و سازگاری ندارن و اتفاقا این خانوم و کل فامیلشونم مرد رو به چشم عابربانک میبینن، حالا من نمیدونمخودتون بیشتر بگین تا دوستان کمک کنن

  4. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 خرداد 97 [ 10:51]
    تاریخ عضویت
    1392-9-10
    نوشته ها
    79
    امتیاز
    4,906
    سطح
    44
    Points: 4,906, Level: 44
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 48.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    122

    تشکرشده 156 در 48 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون از راهنمایی های همگی
    همسرم دوماه (یعنتی تا موقع تولد ۱ سالگی فرزندمون)بهم مهلت داده تصمیم بگیرم .واقعا دچار وحشت شدم. اکثر صحبتایی که بالهای صداقت عزیز تو پستشون گفته بودن بهش گفتم. اما مصره که بین من و مهریه یکی رو انتخاب کن.منم درآخر بهش گفتم نیازی نمیبینم تا دوماه به این قضیه فکر کنم و این قضیه از صورت مساله برای کن پاکه.مگر اینک هیک روز به خواست خودم اینکار و بکنم.
    من واقعا حتی با وجود بچه چیزی براش کم نگذاشتم همیشه آراسته و مرتبم.اندامم رو حتی به بهتر از قبل حاملگی برگردوندم. کلی فشار به خودم وارد میکنم تا همه چیز مرتب و باب میلش باشه.توقعم هم واقعا در حد پایینیه.اصلا رقم قابل توجهی برای خرج ماهیانه خودم نمیگیرم. کاملا قابل قبوله. ما واقعا تا هفته پیش باهم خوب بودیم.طوری که عصر یک روز تو هفته گذشته با من تماس گرفت و گفت همه خستگی کار به این می ارزه که لحظه شمارب کنم برای دیدنتون و کلی ابراز علاقه کرد. من واقعا تو شوکم. تو این ۴ روز نزدیک ۲ کیلو وزن کم کردم.همش شیر استرس و غصه دارم به بچم میدم. اما نمیخوام خودمو ضعیف نشون بدم. بهش گفتم اگه قراره ابن زندگی دوام داشته باشه بخشیدن و نبخشبدن مهریه نمیتونه براون تاثیر داشته باشه.
    خواهش مبکنم کمکم کنیدحال و روز خوبی ندارم.گفته با پدر و مادرم هم مطرح میکنه.اونا هردوشون بیمارن و غصه براشون خوب نیست.فکر میکنن ما خیلی خوشبختیم.والا تا ۴ روز پیش منم همین فکر و میکردم
    ویرایش توسط S.H.I.D.E.H : چهارشنبه 27 مرداد 95 در ساعت 22:55

  5. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 03 آذر 95 [ 11:32]
    تاریخ عضویت
    1395-2-09
    نوشته ها
    193
    امتیاز
    2,947
    سطح
    33
    Points: 2,947, Level: 33
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 44.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    179

    تشکرشده 278 در 136 پست

    Rep Power
    44
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط S.H.I.D.E.H نمایش پست ها
    ممنون از راهنمایی های همگی
    همسرم دوماه (یعنتی تا موقع تولد ۱ سالگی فرزندمون)بهم مهلت داده تصمیم بگیرم .واقعا دچار وحشت شدم. اکثر صحبتایی که بالهای صداقت عزیز تو پستشون گفته بودن بهش گفتم. اما مصره که بین من و مهریه یکی رو انتخاب کن.منم درآخر بهش گفتم نیازی نمیبینم تا دوماه به این قضیه فکر کنم و این قضیه از صورت مساله برای کن پاکه.مگر اینک هیک روز به خواست خودم اینکار و بکنم.

    عزیزم این شما نیستین که در موقعیت انتخاب قرار داری. شما زندگیت رو انتخاب کردی و بهش دو دستی چسبیدی. این همسرته که داره برای ادامه ی زندگی با شما شرط می ذاره. واقعیتش اینه که مهریه واقعا جز در مورد طلاق و مرگ همسر کارایی دیگه ای نداره. اینکه همسر شما به این موضوع گیر داده واقعا مشکوکه. من هم فکر می کنم به هیچ وجه نباید مهریه تون رو ببخشید. اگر هم فشار آورد بهش بگین که انتخاب با تویه. من زندگی ام رو انتخاب کردم و به عهده ی تویه که زندگی رو که این همه سال با هم داشتیم رو ادامه بدی یا ول کنی بری.

  6. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 19 خرداد 96 [ 18:05]
    تاریخ عضویت
    1395-3-09
    نوشته ها
    63
    امتیاز
    1,600
    سطح
    22
    Points: 1,600, Level: 22
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 100
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 62 در 33 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام....اینکه میگید تا چهار روز پیش همه چی اکی بوده یکم سخته قبولش....برای خود من چند ماه پیش مساله ای پیش اومد که دقیقا مثل شما فکر میکردم...اصلا انگار چهره ی جدیدی از همسرم رو میدیدم...باور کنید اینقدر برام هضمش سخت بود یعنی اگه یک هفته قبلش بهم میگفتن که قراره یه همچین اتفلقی بیفته خندم میگرفت....اما افتاد و واقعا هنوز پس لرزه هاش تو زندگی ام حس میشه...اما یکم که با ریزتر شدم و مساله رو از نگاه بالا دیدم....دیدم نه جریانی تو زندگی ام اروم اروم پیش میرفته ومن ترجیح میدادم نبینمش!!! یعنی خودم رو به خواب زده بودم.....****یکم با تاخیر و به قیمت گزاف مدیریتش کردم.....منظورم اینه که یکم به موضوع از بالا نگاه کن.....حتما علائم هشدار تو زندگیت بوده وشما بهش بی توجه بودی....یه سری مسائل که شاید هممون بدونیم اما عملی وکاربردی کردنش مهارت بالایی میخواد....یکم از این مساله فاصله بگیر ....یکم برو دورتر....یکم برو تو بحث هایی که تو این مدت
    (چند سال)به نظرت پیش پا افتاده وبدیهی بوده....یکم برو عقب تر ....زمان بارداری...یا اوایل به دنیا اومدن بچه...یل=ا شاید دورتر.....حالا خیلی دور دورا نری ها...گم میشی
    علائم رو حتما میبینی...حالا بشین تو اون جریانها نقش خودت رو بررسی کن...اگه کتابهای رازهیی درباره مردان رو خونده باشی یا بومی شده و ویرایش ایرانی اش سخنرانی دکتر حبشی رو گوش کرده باشی زنگ خطرها رو به وضوح میبینی.....

    حالا به نظر من(اینا نظر منه و چون من کارشناس نیستم واینا تجربیات خودمه...حتما دوستان صاحب نظر ویرایش خوهاند داشت...)

    +بعد از مراحل بالا ...با خودش صحبت کن....هیچچچچچ سیاستی بالاتر از راستی نیست.....حس واقعی ات رو بهش بگو....واز ایشون بخواه دلیل واقعی اش رو بهت بگه...خالصانه از ش بخو.اه....با تن اروم...با لحن مهربون ....تو یه فرصت خوب.....بدون توضیح اضافه.....بدون حاشیه

    ++اگه دلایلش قابل قبول نبود....بداخلاق نشو....لحنت عوض نشه......بین صحبتتون فاصله بنداز....
    +++ازش بخواه یه نفر سوم که مطلقا اون نفر سوم از خانواده هاتون نباشه(مشاور) نظر بده در این مورد
    ++++مرحله اخر که مطمئنم به اینجا نمیرسه...اول با خانوده خودش در میون بزارین....بعد باخانواده خودتون
    خداوند رحمان براتون خیر پیش بیاره انشالله

  7. کاربر روبرو از پست مفید دنیای یاسی تشکرکرده است .

    باغبان (چهارشنبه 27 مرداد 95)


 
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.