به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 63
  1. #31
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 مرداد 95 [ 15:24]
    تاریخ عضویت
    1393-1-24
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    3,922
    سطح
    39
    Points: 3,922, Level: 39
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 73.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    94

    تشکرشده 539 در 149 پست

    Rep Power
    43
    Array
    سلام
    مائده جان امیدوارم تصمیم درستی بگیری و انتخاب درستی داشته باشی...اما به نظرم تا رسمی نشده و جدی نشده مثل دفعه قبل صمیمی نباش و زیاد بیرون بدون نظر مادر نرو...امیدوارم خوب پیش بره برات..
    در مورد چیزی که خانوم فرین دخت فرمودن...من با شما کاملا مخالفم... مگه ما ازدواج میکنیم که برامون خرج کنن؟ یا بشینیم فکر کنیم که چطور بتونیم کاری کنیم یه مرد برامون هزینه کنه؟ پس خودمون و عزت نفسمون چی میشه؟ پس نقش تعامل و در کنار هم بودن تو زندگی مشترک چی میشه؟ برای اینکه متوجه بشیم یه مرد خسیسه یا نه تو دوران شناخت میشه متوجه شد...اما چه لذتی داره که ادم با برنامه ریزی بخواد کسیو مجبور کنه براش هزینه کنه؟ نمیدونم .... خب من فکر میکنم شخصیت زن خیلی بالاتر این حرفاست که بخواد با روش و مهارت های خاص از کسی هدیه بگیره... هدیه زمانی ارزش داره که همراه زندگی ادم با وسع و درامد خودش حتی یه چیز کوچیکم شده برای ادم بگیره...در هر صورت فقط خواستم بگم به نظر من این روشش نیست...

  2. 4 کاربر از پست مفید ida bahrami تشکرکرده اند .

    M.S.H (چهارشنبه 15 بهمن 93), parsa1400 (سه شنبه 14 بهمن 93), فرهنگ 27 (چهارشنبه 15 بهمن 93), بارن (چهارشنبه 15 بهمن 93)

  3. #32
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 21 مرداد 05 [ 15:12]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    327,112
    سطح
    100
    Points: 327,112, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,362 در 7,160 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    با سلام و احترام
    نکته 1:
    بنده از پیشکسوتها انتظار دارم وقتی یک تازه واردی مطلبی ارسال می کند که خارج از قوانین و حتی خارج از نظر همدردی و از طرفی ظاهر قشنگی دارد با دقت بررسی کنند و ادامه دهند نه اینکه بدون دقت کافی نقل قول بگیرند.
    اینطوری مدیران مجبور می شوند چندین پست را حذف کنند.

    مگر ما این تالار مقاله نزده ایم که هر مهارت ارتباطی زناشویی باید با نیت صادقانه همراه باشد:
    http://www.hamdardi.net/thread-1262.html

    آن وقت می گوییم به دلمان باشد آقا را به خرج وادار کنیم اما به ظاهر فیلم بازی کنیم بگوییم نمی خواهیم!!!! بعد تا آخر پولش را تیغ بزنیم!!!!!
    ما کجای تالار اینگونه مهارتها را تعریف کردیم و اینقدر غیر خالصانه و غیر صادقانه ها را ترویج کردیم!!!!

    ساده بگویم تنها مهارتهایی صحیح هست. که دل فرد با مهارتی که اجرا می کند هم راستا باشد
    مثلا
    لباس می خواهیم. ولی شک داریم که شوهرمان توان خرید داشته باشید یا نه! یا نمی دانیم چگونه بگوییم که او احساس آسیب نکند!
    بعد صادقانه می گوییم فلان لباس را دوست دارم یا به من می آید.(و نمی گوییم آن لباس را برایم بخر)
    اما فیلم بازی نمی کنیم و نمی گوییم که نمی خواهیم. و او اصرار کند!!!!!

    در واقع این مهارت برای اینست که همسرمان را در فشار قرار ندهیم و جملات امری به او نگوییم و او را به موضع نیندازیم.




    نکته 2:
    همه حرف در مورد همسران هست.
    در مورد کسی که نسبتی با ما ندارد.( و صرفا با چند جمله وارد ارتباطات احساسی شده ایم و نام دوست را گذاشته ایم واحتمالا بعدا به بهانه ای ما او را رها کنیم یا او ما را رها کند یااگر ازدواج هم کنیم، احتمال طلاق بالاست ) قرار نییست به خرید برویم.
    همه این مطالب و مهارتها صرفا در ازدواج و صادقانه باید گفته شود.



    نکته 3:
    بازدیدکنندگان و اعضاء محترم
    زن و شوهر هم جسم و هم روحشان بر هم عیان و عریان هست. نمی توانند با فیلم بازی کردن و نوع دیگر خودشان را نشان دادن کاری کنند که طرف مقابل فریب حقه های آنها را بخورد.
    یک بار فریب، یک بار کلک، اما به مرور ذات فرد و شخصیت فرد برای همسرش عیان می شود.



    نکته 4:
    از تازه واردین و مراجعین که به خاطر مشکلات عمیق و شدید خود مراجعه کرده اند و دست به گریبان آن هستند خواهش می کنم بیشتر روی تاپیک و مشکلات خود و مطالعه مقالات مرتبط با خود متمرکز شوند. و سعی نکنند در نقش مشاور به تاپیکهای دیگر سر بزنند و راهنمایی بنویسند.
    کسی که خود به خاطر نحوه نگرش و تفکر و رفتار و احساس دچار مشکل شده است و هنوز هم مشکلش ادامه دارد ، چگونه می خواهد دست کس دیگری را بگیرد(مگر اینکه بر مشکلش فائق آمده و در شرایط آرامشی قرار گرفته باشد.)


    نکته 5:
    واقعیت می خواستم این تاپیک را بدون این توضیحات به انجمن آزاد منتقل کنم. چون متاسفانه در حال به حاشیه رفتن هست. اما گفتم برای نمونه یک مورد را وقت بگذارم و علت را بنویسم.
    فرد در خواستگاری و انتخاب مسئله دارد کم کم تاپیک رفته به سراغ مهارت ها و روش های برخورد با همسر در خرید و غیره ....
    اگر ما شاخ و برگ به موضوع تاپیکها بدهیم ، هر تاپیک همه موضوعات را در بر می گیرد و پست ها مثل کلامهای عوامانه از هر دری می شود. و این نامش مشاوره نیست.
    از صاحب تاپیکها خواهش می کنم خودشون مواظب باشند که پست ها دقیقا در راستای موضوع تاپیک باشد و هر پستی خارج از موضوع بود، گزارش کنند. تا تاپیکشان پر بار باشد. و از دسترس خارج نشود و بسته نشود

    با تشکر

    غلام همت آنم که زیر چرخ کبـــود
    زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

    http://www.hamdardi.com
    دسترسی سریع به همدردی و مدیر همدردی با عضویت در کانال همدردی در ایتا

  4. 15 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    ebi-larynx (یکشنبه 19 بهمن 93), hamidhi (یکشنبه 19 بهمن 93), ida bahrami (چهارشنبه 15 بهمن 93), khaleghezey (چهارشنبه 15 بهمن 93), M.S.H (چهارشنبه 15 بهمن 93), sasha (یکشنبه 19 بهمن 93), فرين دخت (چهارشنبه 15 بهمن 93), فرهنگ 27 (چهارشنبه 15 بهمن 93), فرشته مهربان (چهارشنبه 15 بهمن 93), واحد (یکشنبه 19 بهمن 93), آویژه (چهارشنبه 15 بهمن 93), آزرم (شنبه 18 بهمن 93), اثر راشومون (چهارشنبه 15 بهمن 93), بارن (چهارشنبه 15 بهمن 93), عشق آفرین (چهارشنبه 17 آذر 95)

  5. #33
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 05 اردیبهشت 94 [ 13:32]
    تاریخ عضویت
    1393-11-04
    نوشته ها
    59
    امتیاز
    1,463
    سطح
    21
    Points: 1,463, Level: 21
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 37
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered1000 Experience Points
    تشکرها
    197

    تشکرشده 103 در 45 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام به همه و مدیر همدردی ممنون از تذکراتتون
    دوستان لطف کنید درباره خرید پستی نگذارید و فقط درباره مبحث خواستگار صحبت کنید و راهنمایی بدید ممنون از همتون ...

    دیروز که رفتیم مامانم در جریان نبود موضوع که مطرح شد مامانم یکم جا خورد .. دوستم و مامان دوستم تو دهن مامانم حرف گذاشتن که ا چرا ناراحت شدی از خداتم باشه پسر به این سالمی اینجا بود که پسره و داداشش بهشون برخورد بعد دوست نامردم برگشته بود بهشون گفته بود من که از اولم بهتون گفتم این مامانش اینجوریه اونجوریه ... اومدیم خونه مامانم گفت کتش با کفشش همرنگ نبود ... بهشون میومد از این خانواده بی کلاسا باشن و ایرادای الکی ... منم گفتم دیگه هیچی گیرت نیومد چسبیدی به این حرفا ...

    نمیدونم والا ... دوستم میگه شوهرم و برادر شوهرم بهشون برخورده حس میکنن کوچیک شدن میگن اگه مامانش اینطوریه بیخیال بشیم ... آخه من چیکار کنم ااااای خدااااااااا
    پسره خوبی بود دیشب حس کردم میتونم بعدها بهش حسی پیدا کنم اما الان حالم بد شده از این حرفا

    واقعا نمیدونم چیکار کنم؟دوستم میگه پسره خوشش اومده اما به خاطر این رفتارو حرفا یه طوری شده ....

    من دوست نداشتم این مورد از دست بره حالا باید چیکار کننم؟؟

  6. 2 کاربر از پست مفید M.S.H تشکرکرده اند .

    sasha (یکشنبه 19 بهمن 93), بانوی آفتاب (چهارشنبه 15 بهمن 93)

  7. #34
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 05 اردیبهشت 94 [ 13:32]
    تاریخ عضویت
    1393-11-04
    نوشته ها
    59
    امتیاز
    1,463
    سطح
    21
    Points: 1,463, Level: 21
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 37
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered1000 Experience Points
    تشکرها
    197

    تشکرشده 103 در 45 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام به همگی روزتون خوش ....

    با پیشنهاد بعضی از دوستان که گفتن یکی دوبار بیرون رفتن یا ملاقات کردن بعدا تصمیم بگیرم که ایشون ظاهرشون به دلم نشسته یا خیر الان نظرم تغییر کرده و حس میکنم چهره خوب و نمکی دارند و خوش خنده هستند چشماشم دیگه شبیه انیمیشن نیست

    فعلا از نظر من همه چیز تقریبا خوبه اما فن بیان خواستگار قبلیم خیلی بهتر از ایشون بود ... اما مهربونیه ایشون بیشتره ...

    اما مادرم باز هم طبق معمول دنبال بهانست برای مخالفت ... مطمئنم بخوان بیان خواستگاری شروع میکنه به پیجوندنشون اما خیلی زشته جلو دوستم من کوچیک میشم رابطه دوستیمون بهم میخوره ....

    راااستی ایشون گفتن که من شب ها 2 وعده شام میخورمو پرسید آشپزیتون خوبه؟؟؟منم که حالا هیچی بلد نیستم گفتم بهتره کلاس آشپزی برم تا بتونم غذاهای متفاوت تری درست کنم و ایشونم با کمال میل موافقت کرد ...
    من فکر میکنم برنامشون واسه قبل عید باشه یعنی قصدشون برای نامزدی و این صحبتا منم که مشکلی ندارم اما مامانم نمیدونم چی میگه از طرفی هم یه بنده خدایی ک حسادت کرده رفته بهشون گفته که این دختره مادرش پوست داماد میکنه راحت دختر نمیدن بیخیالش شو اوناهم به این قضیه کمی بدبین شدن اما من گفتم سوتفاهم شده و همچین چیزی نیست در صورتی که متاسفانه هست ...

    از طرفی حوصله کل کل با مامانمو ندارم از طریفیم این خواستگار خیلی با شرایط خانوادگیم جور هست و دلیلی برای رد شدنش نمیبینم

  8. کاربر روبرو از پست مفید M.S.H تشکرکرده است .

    sasha (یکشنبه 19 بهمن 93)

  9. #35
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 شهریور 94 [ 23:22]
    تاریخ عضویت
    1393-9-03
    نوشته ها
    183
    امتیاز
    5,161
    سطح
    46
    Points: 5,161, Level: 46
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 189
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class3 months registered5000 Experience Points
    تشکرها
    588

    تشکرشده 383 در 141 پست

    Rep Power
    49
    Array
    مائده جون خيلى خوشحالم ، فكر ميكنى دليل اصلى مخالفت مامانت چيه؟ من فكر كنم واسه اينه كه ميترسه بعد از ازدواج تو تنها بمونه! بهتره باهاش بشينى صحبت كنى كه اينجورى نيست و دلشو قرص كنى، وگرنه هيچ مادرى كه بد بچه شو نميخواد

  10. 2 کاربر از پست مفید sasha تشکرکرده اند .

    M.S.H (یکشنبه 19 بهمن 93), آنیتا123 (یکشنبه 19 بهمن 93)

  11. #36
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 05 اردیبهشت 94 [ 13:32]
    تاریخ عضویت
    1393-11-04
    نوشته ها
    59
    امتیاز
    1,463
    سطح
    21
    Points: 1,463, Level: 21
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 37
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered1000 Experience Points
    تشکرها
    197

    تشکرشده 103 در 45 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام ساشا جان ممنون

    اره هم میشه گفت که از تنهایی میترسه هم اینکه فکر میکنه من برم خوشبخت نمیشم واقعا نمیدونم مامان دنبال چی میگرده ...

    به هرحال من شرایط بدی دارم و این استرس از سمت مخالفت های مامانم باعث شده که اصلا ذوق و شوق نداشته باشم

    ایشون به شوهر دوستم گفته که میخوام از همه لحاظ امتحانش کنم حتی بهش بگم که مهریه 14 سکه قبول میکنه یا نه دوستم گفت حواستو جمع کن اما کی دیگه الان 14سکه میذاره آخه ؟؟؟؟ الان عرف جامعه 110تاست اگه میخواد 14 تا بذاره که نذاره بهتره اما نمیدونم چطوری بیان کنم که فکر نکنه مهریه ملاکم هست دوست دارم طوری قانعش کنم که الان عرف 110 تاست میشه کمکم کنید که چطور قانعش کنم؟؟؟؟

    سه شنبه شب هم تولد شوهر دوستم که منم دعوت کرد گفت 4 تایی میریم بیرون حالا موندم واسه تولد اون چی بگیرم چون دست خالی هم برم خیلی زشته ... اینم لطفا کمک کنید که چی براش بگیرم ؟؟؟

    مامانم مسافرت بود و امروز میاد مطمئنم که ازم سوال میپرسه چه خبر؟؟اما واقعا نمیدونم چی بهش بگم چون واکنشش رو نمیدونم ... به نظرتون چطوری بگم که ایشون و خانوادش شرایط نسبتا خوبی دارن ....
    مامانم اول هر رابطه به من میگه تو هیچی حالیت نیست نمیفهمی همش تو این مسائل تحقیرم میکنه اما بعدش یه حرفایی درباره طرف و خانوادش بهش میگمالبته زمانی ک قضیه تموم شده باشه کلی قربون صدقم میره میگه خداروشکر که دختر فهمیده ای بهم داد ... واسه جدایی تشویقم میکنه و واسه وصال تحقیر نمیدونم!!!!!!!1

  12. 2 کاربر از پست مفید M.S.H تشکرکرده اند .

    sasha (دوشنبه 20 بهمن 93), آونگ (یکشنبه 19 بهمن 93)

  13. #37
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 دی 94 [ 18:30]
    تاریخ عضویت
    1392-7-22
    نوشته ها
    178
    امتیاز
    3,383
    سطح
    36
    Points: 3,383, Level: 36
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    172

    تشکرشده 443 در 158 پست

    Rep Power
    39
    Array
    سلام مائده خانم
    اسم کاربری جدید مبارک
    هنوزم که با همون مشکلات قبلی درگیر هستی
    فکر کنم باید یک راه حل اساسی پیدا کنی
    البته اطلاعات ما فقط از زبون شماست (یعنی از فیلتر شما رد شده)
    شاید یک مشکل دیگه وجود داره ؟؟
    همون طور که قبلا گفتم مشکل مادر شما با خواستگارهای شما یکی از این چند حالت است:
    1- تفاوت دیدگاه با شما در برخی مسائل و در نتیجه تفاوت دیدگاه با انتخابهای شما به عنوان همسر
    2- ترس از دست دادن شما و تنهایی (ممکن به زبون نیاره ولی در ضمیر ناخوداگاهش باشه)
    3- تجربیات تلخ گذشته در برخورد با همسر و یا دیگر آقایان . که منجر به سختگیری در انتخاب همسر برای شما شود
    در عین حال که به مسئله ازدواج به عنوان یک مقوله مهم در زندگی می پردازید (با کیسهای مورد نظرتان) ، به حل ریشه ای این مباحث نیز بپردازید
    شاید این خواستگار هم نشد ، شما با هر خواستگاری این مباحث را داشته باشید ضریب موفقیتتان کم خواهد بود
    مثلا مشکلاتان با خاله تان چی شد ؟
    کمی تاپیکتان را جدی تر پیگیری کنید
    کمتر در مورد مسائلی مانند خرید کادو از دوستان نظر بپرسید
    این مطلب منجر به کاهش سطح کیفیت تاپیک و نگرش منفی اعضا تالار نسبت به تاپیک شما می شود و شما را از راهنمایی جدی دوستان محروم می کند
    موفق باشید

  14. 2 کاربر از پست مفید آونگ تشکرکرده اند .

    M.S.H (یکشنبه 19 بهمن 93), فرهنگ 27 (یکشنبه 19 بهمن 93)

  15. #38
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 خرداد 94 [ 11:33]
    تاریخ عضویت
    1393-7-13
    نوشته ها
    52
    امتیاز
    1,140
    سطح
    18
    Points: 1,140, Level: 18
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 60
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    66

    تشکرشده 136 در 41 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    تاپیکو تا آخر خوندم
    یه جا میخواستم بنویسم تو که به هیکلو چشماش گیر میدی وایراد دیگه ای نمی بینی فکر کن دیگه پی تو رو نگیره چه حسی بهت دست میده؟حتما به فکر فرو میرفتی که چه کیس خوبی و از دست دادم

    پس خودتم میدونی این پسره به درد بخوره

    مامانتم راضی کن بالاخره که چی این نه یکی دیگه اصلا بهترین مرد دنیاهم بیاد بازم مامانت میخواد گیراشو شروع کنه
    بشین بهاش صحبت کت بگو مامان من فکر میکنم تو از رفتن من ناراحتی؟چون تنها میمونی
    اگه گفت آره قانعش کن نزدیک تو خونه میگیریم
    اگه گفت نه از رفتنت ناراحت نیستم بگو مامانم دردت چیه؟(خودمونی باهاش صحبت کن)

    فقط سوتی نده تو این دیدو باز دیداد نظرش نسبت بهت عوض بشه
    بریم خریدو امتحانش کنیمو ببینم چی برام میخره و میخواد منو با مهریه امتحان کنه و این بچه بازیارو بزار کنار خودت باش رو راست باش بزار هر فکری میکنه بکنه اگه قسمت باشه جور میشه
    پیشاپیش مبارکه
    (از خداتم باشه یه پهلوون کنارت راه بره)(ورزش کار جماعت شکمومیشه تو جواب شکمشو بده همه کاری برات میکنه)

  16. کاربر روبرو از پست مفید ebi-larynx تشکرکرده است .

    M.S.H (یکشنبه 19 بهمن 93)

  17. #39
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 05 اردیبهشت 94 [ 13:32]
    تاریخ عضویت
    1393-11-04
    نوشته ها
    59
    امتیاز
    1,463
    سطح
    21
    Points: 1,463, Level: 21
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 37
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered1000 Experience Points
    تشکرها
    197

    تشکرشده 103 در 45 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مرسی از آقای آونگ و آقای ابی

    آقای آونگ عزیز
    قضیه خالم که متاسفانه درست نشد اون همچنان بیشتر شبها خونه ماست و جایی نمیره کاریشم نمیشه کرد ... از رفتنش قطع امید کردم و مجبورم که بسازم

    اما درباره مسائلی که گفتی کاکلا درسته مامان من یه چند وقتی میرفت پرستاریه بچه های بالا شهر زندگی اونارو دیده مگه توام باید اینطوری باشی تو چیزی از اینا کم نداری میگم ما هیچیمون شبیه اونا نیست قبول نمیکنه اونا یه ادمایی هستن که پدر بزرگ مادر بزرگشون هم خارج میرن و میان ... دنیاشون کاملا با ما متفاوته اما نمیدونم مامانم چه اصراری داره که من باید به همچین ادمایی شوهر کنم میگم بهش این آدما سراغ من نمیان میرن سراغ یکی مثل خودشون بعد تو فیلمارو مثال میزنه ... اصلا دیوونم کرده دیگه ...
    میگم ما متوسطیم باید با یه خانواده متوسط وصلت کنیم که به هم بخوریم بتونیم همدیگرو بفهمیم میگه حرف نزن نمیشه به هرکی اومد شوهرت بدم ...

    من همه چیزو جدی گرفتم آقای آونگ و همیشه تو فکرم اما با هزارتا امید میرم با مامانم صحبت میکنم چنان میزنه تو پرم که حالم از ازدواج بهم میخوره ... انگار الرژی داره به اسم خواستگار

    اقای ابی عزیز :

    درسته ناراحت میشدم اگه کنسل میشد مامانم روی هرکس یه ایراد میذاره الکی هم باشه میزاره درباره این میگفت من از ظاهرش خوشم نیومد خیلی هیکلی بود مامانم ادمیه که میگه من نباید نظر بدم اگه خودش تایید کرد اون موقع من حق دارم که نظری که مورد تاییدش باشه روبدم

    خخخ اره میگفت من هرچی بخوای فرهم میکنم تو فقط آشپزی کن
    وااای باورم نمیشه اگه این داستان جور شه سرکار دیگه نمیرم خیلی خوبی هایی تو زندگیم ایجاد میشه دعا کنید

  18. #40
    Banned
    آخرین بازدید
    یکشنبه 19 بهمن 93 [ 12:29]
    تاریخ عضویت
    1393-11-19
    نوشته ها
    1
    امتیاز
    14
    سطح
    1
    Points: 14, Level: 1
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 36
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    0
    تشکرشده 2 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    اینکه تحصیلاتشون دیپلم هستش و تو همچین موقعیت جغرافیایی ای کار می کنند باید ترسی.
    من موقعیت مشابه داشتم بعد یک مدت متوجه شدم بد دهنی و فحاشی براشون عادیه....
    بیشتر رفت و آمد کن






  19. 2 کاربر از پست مفید zivvar تشکرکرده اند .

    M.S.H (یکشنبه 19 بهمن 93), بارن (سه شنبه 21 بهمن 93)


 
صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تو سایت همسر یابی اشنا شدیم به دوستم گفته خیلی دوستم داره نمی دونم دوستم داره یا نه
    توسط arshida در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: شنبه 16 دی 96, 21:27
  2. چه جوری بفهمم خواستگارم دوستم داره؟
    توسط angel69 در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: شنبه 30 بهمن 95, 19:33
  3. دوستم تمرکزمو بر خواستگاری بهم زده
    توسط عشق آفرین در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: جمعه 28 آذر 93, 19:05
  4. خستم.دوستم باهام قهره.چی کار کنم؟
    توسط mammadss در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: جمعه 01 شهریور 92, 15:16
  5. وابستگی دوستم به من (احساس گناه من)
    توسط ali99 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 33
    آخرين نوشته: شنبه 08 مهر 91, 20:05

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:55 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.