به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 82

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 17 آبان 92 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1392-6-15
    نوشته ها
    21
    امتیاز
    196
    سطح
    3
    Points: 196, Level: 3
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    10

    تشکرشده 26 در 10 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    0
    Array
    عزیزم شوهر من اون موقع از من توقع رفتار یه زن 29-30 ساله رو داشت.از مدل حرف زدنم تو جمع...آداب معاشرتم..حتی مدل لباس پوشیدنم ایراد میگرفت!!مثلا از من توقع داشت لباس زنونه بپوشم مثل کفش پاشنه بلند ..مانتو خیلی زنونه...زنونه که میگم یعنی سن بالایی!! ولی من دوست نداشتم .من لباس تین ایجری رو میپسندیدم بعد باعث دعوا میشد که من اصلا قبولت ندارمو این حرفا...تو خلوتمون یا مسایل زناشویی هم همینطور ..من نمیتونستم توقعاتشو برآورده کنم..ازم راضی نبود..من اصلا از نظر روحی به بلوغ نرسیده بودم..از این کارا چندشم میشد..ولی تحمل میکردم..حتی بارها شده بود از حرص اونقدر دندونامو فشار میدادم که صداشو میشنید و حالمو میفهمید و عصبانی میشد و با عصبانیت پرتم میکردو میگفت غلط کردم زن بچه گرفتم.!!!!یعنی اون موقع اعتماد به نفسم با خاک یکسان میشد!!!تو حواست باشه مقصر نیستی فقط 15 سالته...من اون موقع ها خیلی احساس گناه داشتم فکر میکردم هیچی بلد نیستم.خیلی بی عرضه ام...حتی یه بار مادرش به من گفت کاش یه پیر دختر براش گرفته بودم به جای دختر بچه!ما داریم تاوان فرهنگ ضعیف اجتماع رو میدیم ولی دیگه نباید خودمون تو سر خودمون بزنیم...گفتی هوش میان فردی ندارم!!!!مگه هوش میان فردی ارثیه!!!!!از تعامل با محیط به دست میادو یه سری مهارت که باید کسب کنی..اگه میتونی کارگاه های روانشناسی مثل (مهارت های زندگی) و ....رو شرکت کن ..احساس میکنم حساسی و این باعث میشه از اجتماع دور بشی چون از طرد شدن میترسی..از قضاوت دیگرون میترسی ..اشکالی نداره 100 بار خراب کاری کن یواش یواش یاد میگیری...

    - - - Updated - - -

    راستی از راهنمایی های اقای شکیبا پور هم استفاده کن تو همون سایت.به من خیلی کمک کردن...

    - - - Updated - - -

    گفتی دختر قشنگی نیستم!!!!!اولا که میدونم هستی ...در ثانی تو سن بلوغی هنوز قیافه ات شکل نگرفته تو روز به روز خوشکل تر میشی ..مخصوصا که از حرفات این استنباط رو کردم که یه کمی لاغری...وای اگه بدونی چند سال دیگه چقدر ناز میشی..با شوهرت خوب باش .شاد باش تو خونه...عزیزم یه چیزی گفتی دلم گرفت..گفتی اول مهر شد و غمگینی...من با تموم سلول هام این دردو حس کردم..مخصوصا که تلویزیون آهنگ (همشاگردی سلام)که یه اهنگ قدیمیه واسه اول مهرو میزاشت من به پهنای صورتم اشک میریختم..غروب ها میرفتم رو پله خونمون مینشستم با صدای کلاغ ها گریه میکردم با خودم میگفتم الان دوستام تو مدرسه دارن چیکار میکنن؟؟؟؟ عزیزم درستو جدی بگیر برو شبانه بخون..خلاصه یه راهی پیدا میشه..از اجتماع خودتو دور نکن...بازم بهت سر میزنم..نمیدونم چرا در اینقدر در مقابل تو احساس مسولیت میکنم..دوست دارم.

  2. 2 کاربر از پست مفید خاطره مهتابی تشکرکرده اند .

    majid_k (یکشنبه 07 مهر 92), mohammad6599 (یکشنبه 07 مهر 92)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 11 دی 95 [ 09:45]
    تاریخ عضویت
    1391-12-20
    نوشته ها
    343
    امتیاز
    5,466
    سطح
    47
    Points: 5,466, Level: 47
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    59

    تشکرشده 378 در 207 پست

    Rep Power
    55
    Array
    عزيز من من منظورم اين نبود كه ادعاي بزرگي ميكني
    از يه طرف ميگي من بچه ام و اين حرفها و از طرف ديگه جلو دو نفر كه ازت بزرگ ترن وايسادي و ميخواي برنده بشي
    ببين
    تنها چيزي كه ميتونم بهت بگم اينه كه يه مدت غرورتو بزاري كنار.
    تحمل كني.
    ميدونم تنهايي
    مادرت نيست
    همدم نداري
    اين حرفا رو بهشوهرت بزن
    بزار حس مردونگي توش تقويت بشه
    من بارها شده بود سر خونوادش دعوا ميكرديم.ازم با وجود حس عشقي كه بهم داشت دلخور مي شد .
    ازم دور ميشد منو نمي ديد
    با همه غرورم ميرفتم پيشش
    بهش ميگفتم همه دنيامه. بهش ميگفتم اگه نباشه ميميرم
    .اگه پشتم نباشه نابود ميشم . تو دنيا فقط اونو دارم .باور ميكني اشكش در مي اومد و ميگفت عزيزم نگران نباش من پشتتو خالي نمي كنم
    مردها اول ازدواجم تا وقتي حسابي از طرف سير نشن و براشون عادي نشه . ميل جنسيشون بي اندازه س و خيلي براشون مهمه . حتي تو روابط عادي شون تاثير مي زاره
    سعي كن ميل جنسي رو با تصورات جنسي و فكر ركدن بهش تقويت كني
    فدات

  4. کاربر روبرو از پست مفید paria_22 تشکرکرده است .

    خاطره مهتابی (یکشنبه 07 مهر 92)

  5. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 23 فروردین 02 [ 06:11]
    تاریخ عضویت
    1390-8-21
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    8,539
    سطح
    62
    Points: 8,539, Level: 62
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 211
    Overall activity: 18.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,282

    تشکرشده 89 در 30 پست

    حالت من
    Khabalod
    Rep Power
    0
    Array
    سلام زهرا خانم

    ببین اینجا کسی نمیخواد الکی شما رو دلخوش کنه مخصوصا کارشناسان محترم و زحمتکش سایت .کسی هم نگفت شما نابغه هستی یا خیلی ادم کم اشتباهی هستی اما دیدی که همه داریم میگیم از طرز نوشتنت مشخصه بیشتر از سنت میفهمی و اصلا همین که اومدی اینجا و راهکار میخوای و دنبال راه حلی گواه بر نگرش و پختگی نسبی شماست .

    از طرفی من(با توجه به سخنان شما) منکر عملکرد نامناسب همسرت و سهم تاثیرش تو رابطه فعلیتون نمیشم اما خب ما اینجا با شما گفتگو میکنیم قطعا اگر همسرتون مخاطب بودن چیزهای دیگه ای گفته می شد لذا توصیه های دوستان به شما به معنی نادیده گرفتن اشتباهات همسرتون نیست

    چیزی که من فهمیدم اینه که به دلیل مشکلات فعلی زندگیت و با پر رنگ کردن ضعف هات و مرور گذشته تلخت به اعتماد به نفست هم آسیب زدی.
    باور کن همه ما پر از ضعفیم کسی فرشته یا معصوم نیست چیزی که من تاکید دارم این هست که به تواناییهات توجه کن و فقط ویژگیهای ظاهری رو پر رنگ نکن.ببین کاملا از نوشته هات مشخصه ظاهر شما مطلوب شوهرت هست پس دیگه به قد کوتاه و اینکه زیبا نیستم فکر نکن در ضمن این رو هم بدون شما در سنی هستی که به مرور در ادامه زیباتر و اندامهای زنانه بهتر شکل میگیره. باور کن دخترانی زیبایی هستن که به دلیل تنشهای زندگی و کم محلی شوهر و تامین نشدن محبت دچار کمبود اعتماد به نفس میشن و فکر میکنن زشت هستن.


    اول مثل یک منتقد منصف به خودت نگاه کن و فقط منفی ها رو نبین قدم اول این هست که خودت رو دوست داشته باشی و به اهمیت و تواناییهای خودت پی ببری

    دوم حالا که خودت رو دوست داری به خودت وزندگیت فرصت میدی تلاش میکنی منفعل نمیشی تا گریه کنی برای این کار باید مهارتهای ارتباطی و آگاهیهای لازم زندگی مشترک رو یاد بگیری

    سوم باید اهل عمل باشی اوایل سخته مثل دارویی که تلخه اما لازمه. باور کن موثره تو از امتیاز زن بودن هم بهره میبری ویژگیهای خاص زنانه! عشوه گری و طنازی حتی اگه از ته دل نباشه تاثیر خودش رو میزاره وقتی شوهرت جذب شد رفتارش تغییر میکنه اونم شوهرت که با یه سیب زمینی سرخ کرده که بهش دادی دست انداخت دور گردنت زود واکنش نشون داد این یعنی تشنه محبته ته دلش دوست داره و زمینه برای هنر نماییت اماده هست مطمئن باش در مدت کوتاهی با عملکرد شما و تغیر رفتارهای اون این علاقه و رفتارهای محبت آمیز دوطرفه و از ته دل میشه. دیگه حتی نیاز نیست شما بگی خواهر شوهرت بره خود شوهرت این کار رو میکنه

    ببن آخر سر یه کوچولو هم بترسونمت!در مشکلات شبیه مشکل شما بعضا متاسفانه میبینم که مراجع به هر دلیلی مثل غرور بی جا یا عدم آگاهی درست عمل نمیکنه که گاهی کار به جاهای باریک میکشه مثلا از طرف مقابل به شکلی خیانت میبینه به خودش میاد دنبال راه حل میگرده در حالی که در ابتدا با یک سری فرمولهای ساده و امتحان شده میتونست زندگی رو درست کنه اما حالا به مراتب کار سخت تر میشه و مجبور میشه خیلی خیلی بیشتر هزینه بده

  6. کاربر روبرو از پست مفید mohammad6599 تشکرکرده است .

    majid_k (یکشنبه 07 مهر 92)

  7. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 مهر 92 [ 22:23]
    تاریخ عضویت
    1392-7-04
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    201
    سطح
    4
    Points: 201, Level: 4
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points7 days registered
    تشکرها
    3

    تشکرشده 28 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام بنده ادعا نکردم نابغه یا کم اشتباهم ! تنها منظور من از بیان اون چند خط درمورد تحصیلم این بود که حس میکنم آینده تباه شده همین وبس میخواستم بگم دلم میخواد درس بخونم الان اول مهره این قابل درکه نه ؟ مطمئنم هر آدمی دلش میخواد تحصیل کنه منم حیفم میاد بعد از اون همه تلاش یدفه تمامش بسوزه ومنم بشینم خاکسترشو نگاه کنم ! من کم تقصیر ندارم اما نیما مقصر تره ! چون اصرار برای ازدواج از جانب اون بوده نه من! فکر کنم اینم قابل درکه که من با نوشتن خودمو تخلیه میکنم وآروم میشم ومطئن باشید اگه الان با حرص یه چیزی اینجا نوشتم بعدش بهتر میتونم با نیما حرف بزنم ورفتار کنم درواقع هر آدمی نیاز داره چند نفر باهاش همدردی کنن اما اگه همه نفیش کردن اون وقت بدتر میشه ! مطمئن باشید من نیومدم اینجا تا فقط غر بزنم هیچ کاری نکنم اگه شوهرم با یه سیب زمینی خوش حال شد که به خاطر اونم نبود و به فکر چیز دیگه ای بود! منم فقط باقرار گرفتن دستش رو شونه هام عین یه بدبخت خوش حال شدم ! میخوام زندگیمو درست کنم اما از حرف تا عمل خیلی راهه! خوب معلومه که من یه چیز هایی رو میدونم و بهش ایمان دارم اما رسیدن این ایمان به عمل خیلی سخته به خصوص وقتی دعوامون میشه و هردومون تو فکر اینیم که چه طوری بیشتر حرص طرف مقابلمون رو دربیاریم ! اگه یکی زد توگوشت میبتونی بری بغلش کنی ؟ وقتی حرف های گزنده ی نیمارو میشنوم دقیقا مثل همین نمیتونم بهش بگم دوست دارم یه بچه اول چهار دست وپا راه میره بعد تاتی تاتی میکنه بعد میدوه ! منم الان دارم همین کارو میکنم فکر میکنید دوست دارم دعوا کنم؟ به خدا که اینطور نیست منم دلم آرامش میخواد اما مسئله اینه که هربار مهربونی با نیما تهش به تخت ختم میشه شاید یه عده بگن ناز میکنی ولی واقعا عذاب میکشم و خورد میشم تمام بدنم میلرزه واینم نیمارو عصبی تر میکنه ورفتارشو بدتر . الان یه لیست از ویژگی های خوب نیمارو نوشتم و دارم تلاش میکنم فراموش کنم این ازدواج زوری بوده شاید اگه توشرایط بهتری میدیدمش بهش علاقه مند میشدم خوب برای اینکه به نیما نزدیک بشم اول باید با نیاز هاش کنار بیام فکر کنم بهتر باشه همون طور که دوستان گفتن یه مدت بیخیال باشم وبه خودم برسم اینجوری اعصابم هم آروم تر میشه و راحت تر میپذیرمش. پریاجان سعی میکنم حرفایی که گفتی بهش بگم کارایی که گفتی انجام بدم

    - - - Updated - - -

    احسان ایشون مجبور نبود با من ازدواج کنه یه جوری میگید انگار از خدا خواسته خودمو بهش انداختم بنده همون بار اول بهش گفتم نمیخوامش و البته چرا همه دارن از نگاه همسرم به این قضیه نگاه میکنن؟ که اگه نیازشون برطرف نشد خیانت میکنن؟ کی گفته این حقو داره ؟ قضیه میتونه کاملا برعکس باشه اگه ایشون بخواد به رفتارهاش ادامه بده . هرکاری بکنه بازتابشم میبینه دقیقا به اندازه ی خودش تلافی میکنم . بنده از سر لجبازی اونو پس نمیزنم ببخشید که اینو میگم ولی بعد هربار یه جای سالم تو بدنم نمیمونه چه رابطه ی قشنگ عشقولانه ای واقعا ! بازم میگم بنده ادعای باهوشی در رفتارم ندارم فقط گفتم توی درس آینده ی خوبی داشتم تنها چیزی که توی این زندگی لعنتی دلم بهش خوش بود اینم بگم که نیما خان لج کرده میگه نمیذارم درس بخونی ! ببخشید تا آخر عمرم منتظر بمونم؟ نیما همچین تحفه ای نیست که اگه خیانت کرد بخوام خودمو بکشم تنها کاری که میخوام بکنم درس خوندنه تا بتونم بعدا ازش جدا شم ! البته دارم سعی میکنم زندگیمو نابود نکنم من همین الان میتونم شکایت کنم که به اجبار تن به این ازدواج دادم و قانون هم به گفته ی یه مشاور توی قلم صنع از من حمایت میکنه ! با بی توجهی به نیاز جنسیش اونو به سمت کس دیگه ای هل میدم ببخشید تنهایی به این نتیجه رسیدید یا کسی هم کمکتون کرد؟ اینو خودمم میدونم فکر کردید برای چی اینجام ؟ منم خوش حال میشدم اگه میرفت سراغ یکی هم سن خودش یا چند سال کوچیک تر! شما چرا برای اشتباه ایشون حرص میخوری ؟ کسی که اینجا بدون خواست خودش داره تلف میشم منم نه اون خوب منم قبول دارم که بچم واز اون به عنوان فردی که 11 سال بزرگتره انتظار دارم فکر نمیکنید ایشون هم دارن مثل یه پسر بچه ی تخس رفتار میکنن؟

  8. 2 کاربر از پست مفید dandelion15 تشکرکرده اند .

    malakeh (دوشنبه 08 مهر 92), setareh 1390 (یکشنبه 07 مهر 92)

  9. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 خرداد 93 [ 18:51]
    تاریخ عضویت
    1392-5-31
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    902
    سطح
    16
    Points: 902, Level: 16
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    75

    تشکرشده 139 در 73 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دندلیون عزیزم
    می خوام مطلب مهمی بهت بگم.
    اگر سنت بالاتر از این بود , خانواده ات ازت حمایت میکردند و مشکلی برای طلاق نداشتی من فکر میکنم بازهم همین توصیه هارو بهت میکردم. مهم همسرته.....فقط شما در شرایط بدی باهم آشنا شدید. همسرت من فکر میکنم امتیاز بزرگی داره و اونهم اینه که فحش نمیده و دست بزن نداره و تر و تمیزه و خسیس نیست( خودت گفتی)
    اینا امتیازهای خیلی بزرگیه

  10. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 15 آذر 92 [ 23:08]
    تاریخ عضویت
    1392-6-22
    نوشته ها
    257
    امتیاز
    1,102
    سطح
    18
    Points: 1,102, Level: 18
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger First ClassOverdrive1000 Experience Points
    تشکرها
    136

    تشکرشده 293 در 136 پست

    Rep Power
    38
    Array
    جواب حرف‌های شما را نمی‌دهم چون هنوز سر حرف‌های‌ام هستم!



    شما و همسرتان باید اطلاعات‌تان را درباره مسائل جنسی بالا ببرید تا بتوانید در یک رابطه درست هر دو لذت ببرید :


    که هم کتاب و هم سخنرانی‌های آموزشی در این مورد در فروشگاه‌ها و اینترنت موجوده (سخنرانی‌ها را میتونی دانلود کنی)

    عناوین سخنرانی‌های آموزشی :

    شب زفاف (خواهران) از استاد خانم یزدی

    مسائل جنسی زنان

    هنر عشق بازی از حجت الاسلام دهنوی

    خانواده و هویت جنسی از دکتر مجد

    آموزش مسائل زناشویی آشنای محبوب

    مدیریت روابط جنسی از دکتر حبشی
    ویرایش توسط ehsan_hamdardi : یکشنبه 07 مهر 92 در ساعت 20:36

  11. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 23 فروردین 02 [ 06:11]
    تاریخ عضویت
    1390-8-21
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    8,539
    سطح
    62
    Points: 8,539, Level: 62
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 211
    Overall activity: 18.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,282

    تشکرشده 89 در 30 پست

    حالت من
    Khabalod
    Rep Power
    0
    Array
    احسان جان سرزنش و تحقیر مراجع نتیجه عکس میده و ممکنه اون رو از مشاوره مایوس کنه

    زهرا خانم واقعا متاسفم اگه از حرفم ناراحت شدی واقعا درک شرایطتت دشواره برای کسی که دقیقا توی اون شرایط نیست.
    منظور من این نبود که شما مدعی نبوغی من متوجه شدم اعتماد به نفس نداری و حتی در مقابل تعریفهای بچه ها از خودت موضع میگیری و از ضعفهای خودت میگی خواستم بگم که بدونی در کنار همه ضعفها این خوبیها رو داری و همین ارزشمنده و نیازی به هوش سرشار و نبوغ کم اشتباه بودن نداره همه ما پر از اشتباهیم مهم اینه که بخوایم از اشتباهات درس بگیریم تا پیشرفت کنیم

    همون طور که گفتی من هم مطمئنم که شما نیومدید اینجا که غر بزنید و این واقعا آفرین داره واقعا عالیه که میگی میخوام زندگیم رو درست کنم باور کن باور کن خیلی راحت میتونی با عملکردت زندگیت رو درست کنی این حرف به این معنی نیست که لزوما خودت این زندگی رو خراب کردی و همسرت کم تقصیر یا بی تقصیره و حالا تو باید درستش کنی.نه خیر! همون طور که گفتم ما به همسرت دست رسی نداریم تا توصیه های لازم رو به اون بکنیم همسر شما شدیدا احتیاج به مشاوره داره مخصوصا اینکه همسر کم سن سال گرفته که مراقبت و دقت و محبت بیشتری میطلبه

    بعدشم کسی به هیچ زن یا شوهری حق نمیده به هر دلیلی هر نوعی از خیانت رو مرتکب بشه اما حقیقت اینه که احتمال خیانت در مواردی که عرض کردم بالا میره مطمئنا هیچ زوجی از خیانت خوشش نمیاد و تجربه نشون داده که متاسفانه برخی زوجین وقتی کار از کار میگذره به خودشون میان

    ببین واقعا اگه مشکلات زندگیت رو درست کنی اصلا حسرت مجرد بودن رو نمیخوری درسته بالاخره مجردی اونم تو این سن یه کیف خاصی داره اما بهت قول میدم با حل مشکلت کیف تاهل بیشتره میتونی از اونهایی که زود ازدواج کردن اما ازدواج موفقی داشتن بپرسی .و فکر نکن که حالا طلاق گرفتی یه شوهر فرشته گیرت میاد باور کن هر زندگی کلی مشکل داره البته قبول دارم با توجه به سنت و اینکه امادگی نداشتی وضعیتت سخت تره اما مطمئنم میتونی

    آخر سر هم بگم همون طور که گفتم شوهرت باید حتما درباره نحوه برخورد عاطفی و جنسی با یه خانومی هم سن شما مشاوره ببینه واقعا به شما حق میدم برخورد غلط ، مدیریت نشده و افراطی شوهر در روابط زناشویی تاثیر بدی روی دختر میذاره اما این رو هم بگم این رفتارها از سر بی اطلاعیه ایشون هست این ها رو حمل بر شهوت پرستی صرف نکن . موفق باشی

  12. کاربر روبرو از پست مفید mohammad6599 تشکرکرده است .

    malakeh (دوشنبه 08 مهر 92)

  13. #8
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 خرداد 96 [ 08:11]
    تاریخ عضویت
    1392-1-27
    نوشته ها
    221
    امتیاز
    4,855
    سطح
    44
    Points: 4,855, Level: 44
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    129

    تشکرشده 303 در 118 پست

    Rep Power
    36
    Array
    زهرا جان خواهر عزیزم از حرفهای دوستان ناراحت نشو همشون قصد کمک دارن هممون همین قصد رو داریم.اتفاقا به نظر من داری خوب پیش میری همین که سیب زمینی بهش تعارف میکنی یا شام درست میکنی که برید بیرون عالیه کم کم برو جلو تا به قول خودت رو دل نکنه.عزیزم هیچوقت به فکر جدایی نباش سعی کن همین جوری زندگیت رو نجات بدی.اصلا سعی کن عاشقش بشی فکر کن باهاش ازدواج نکردی احساس یه پسر خوش تیپه تو خیابون که هر روز میبینیش پس سعی کن نیما رو برای خودت دلربا جلوه بدی.اون
    باهات سر لج افتاده وچون تو هم باهاش سر لج افتادی.سعی کن اروم اروم دست از لجبازی برداری و مطمین باش وقتی رابطه ات باهاش خوب شد خودش با کمال میل اجازه میده ادامه تحصیل بدی.(من یه دوست دارم همسن تو بود ازدواج کرد خودش میگه شوهرش رودوست نداشته اما سعی کرده اون رو جذب خودش بکنه مثلا پا به پای شوهرش شیطونی کرده با اینکه دختر ارومی هست والان عاشق شوهرش و ضمنن دانشجو هم هست)اگه دوست من تونسته پس تو هم میتونی.سعی کن ناز کنی ازش تعریف کنی وسعی کن خجالت درونیت رو ازبین ببری تا بتونی راحت در مورد مسایل جنسی با همسرت صحبت کنی و ازش رابطه ای که دوست داری رو درخواست کن.کم کم باهاش صحبت کن و ازش بخواه که کمی در رابطه با عاشق شدن کمکت کنه البته اروم باهاش صحبت کن و سعی کن با سلاحهای زنانه راضیش کنی.
    اروم اروم برو جلو وقتی قراره برید بیرون ارایش کن و ازش درمورد ارایشت کمک بگیر مثلا بگو رژ چه رنگی بزنم بهتره یا تو لاک چه رنگی دوست داری.سعی کن راضیش کنی صبحها یکم باهم قدم بزنید.میتونی غیر مستقیم ازش بخوای مثلا بگو دوست دارم صبحها برم پیاده روی ولی تنهام نمیشه اخه همه با شوهراشون میان.
    ضمنا اصلا فکرنکن اگه میرفتی مدرسه چی میشد تو یه قدم از دوستات جلوتری اونها تازه باید برن دانشگاه اگه شد خدا یکی مثل شوهر تورو جلو راهشون بذاره ولی تو دانشگاه نرفته یکی مثل شوهرت رو داری.سعی کن تو خونه درسهات رو بخونی تا فراموش نکنی.
    با شوهرت مهربون باش و بهش اجازه بده تا بهت نزدیک بشه نه به خاطر اینکه اون حقش بلکه به خاطر اینکه تو لایق ارامش و خوشبختی هستی.سعی کن خودت رو خوشبخت کنی.
    بازم از مشکلاتت بنویس تا هرکسی میتونه کمکت کنه...

    راستی یکم از خصوصیات اخلاقی شوهرت بگو تا بتونیم تو رام کردنش یکم کمکت کنیم.

    - - - Updated - - -

    زهرا جان خواهر عزیزم از حرفهای دوستان ناراحت نشو همشون قصد کمک دارن هممون همین قصد رو داریم.اتفاقا به نظر من داری خوب پیش میری همین که سیب زمینی بهش تعارف میکنی یا شام درست میکنی که برید بیرون عالیه کم کم برو جلو تا به قول خودت رو دل نکنه.عزیزم هیچوقت به فکر جدایی نباش سعی کن همین جوری زندگیت رو نجات بدی.اصلا سعی کن عاشقش بشی فکر کن باهاش ازدواج نکردی احساس یه پسر خوش تیپه تو خیابون که هر روز میبینیش پس سعی کن نیما رو برای خودت دلربا جلوه بدی.اون
    باهات سر لج افتاده وچون تو هم باهاش سر لج افتادی.سعی کن اروم اروم دست از لجبازی برداری و مطمین باش وقتی رابطه ات باهاش خوب شد خودش با کمال میل اجازه میده ادامه تحصیل بدی.(من یه دوست دارم همسن تو بود ازدواج کرد خودش میگه شوهرش رودوست نداشته اما سعی کرده اون رو جذب خودش بکنه مثلا پا به پای شوهرش شیطونی کرده با اینکه دختر ارومی هست والان عاشق شوهرش و ضمنن دانشجو هم هست)اگه دوست من تونسته پس تو هم میتونی.سعی کن ناز کنی ازش تعریف کنی وسعی کن خجالت درونیت رو ازبین ببری تا بتونی راحت در مورد مسایل جنسی با همسرت صحبت کنی و ازش رابطه ای که دوست داری رو درخواست کن.کم کم باهاش صحبت کن و ازش بخواه که کمی در رابطه با عاشق شدن کمکت کنه البته اروم باهاش صحبت کن و سعی کن با سلاحهای زنانه راضیش کنی.
    اروم اروم برو جلو وقتی قراره برید بیرون ارایش کن و ازش درمورد ارایشت کمک بگیر مثلا بگو رژ چه رنگی بزنم بهتره یا تو لاک چه رنگی دوست داری.سعی کن راضیش کنی صبحها یکم باهم قدم بزنید.میتونی غیر مستقیم ازش بخوای مثلا بگو دوست دارم صبحها برم پیاده روی ولی تنهام نمیشه اخه همه با شوهراشون میان.
    ضمنا اصلا فکرنکن اگه میرفتی مدرسه چی میشد تو یه قدم از دوستات جلوتری اونها تازه باید برن دانشگاه اگه شد خدا یکی مثل شوهر تورو جلو راهشون بذاره ولی تو دانشگاه نرفته یکی مثل شوهرت رو داری.سعی کن تو خونه درسهات رو بخونی تا فراموش نکنی.
    با شوهرت مهربون باش و بهش اجازه بده تا بهت نزدیک بشه نه به خاطر اینکه اون حقش بلکه به خاطر اینکه تو لایق ارامش و خوشبختی هستی.سعی کن خودت رو خوشبخت کنی.
    بازم از مشکلاتت بنویس تا هرکسی میتونه کمکت کنه...

    راستی یکم از خصوصیات اخلاقی شوهرت بگو تا بتونیم تو رام کردنش یکم کمکت کنیم.

  14. #9
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 تیر 94 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1392-1-16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    455
    امتیاز
    3,873
    سطح
    39
    Points: 3,873, Level: 39
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    873

    تشکرشده 1,282 در 361 پست

    Rep Power
    60
    Array
    ستاره 1390 خوب شروع کردی اما ضعیف ادامه دادی تا در پایان خرابش کردی.
    مگر دخترا برای شوهر کردن میرن دانشگاه؟
    یعنی چی که در رام کردن همسرش کمکش کنی؟
    دندی خانم. من از زندگی زناشویی سر رشته ندارم. اما تصور میکنم بیشتر مشکلات زن و شوهرها بخاطر اینه که حرف هم دیگه رو درست متوجه نمیشن. و مهم تر اینکه گاهی از اوقات بدون اینکه خواسته ها رو به زبون بیارن توقع دارن که طرف اونارو درک کنه.
    یکی از دوستان گفته بود " آقایون زبان ایما و اشاره رو نمی فهمند."
    بعضی از مواقع درسته. به نظر من بهتره بشینی کنارش و بگی هر وقت حوصله داشتی بیا کمی با هم صحبت کنیم. و همون اول بگی من قصد دارم برای بهتر شدن زندگیمون تلاشم رو بکنم و توقع دارم تو هم مثل یک دوست همراهی کنی. بعد با هم دست بدین.
    اینجوری منت کشی نکردی و در ضمن نشون دادی که براش ارزش قائل شدی و اونو لایق دونستی.

  15. 2 کاربر از پست مفید majid_k تشکرکرده اند .

    dandelion15 (یکشنبه 07 مهر 92), فرانک بانو (سه شنبه 09 مهر 92)

  16. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 خرداد 96 [ 08:11]
    تاریخ عضویت
    1392-1-27
    نوشته ها
    221
    امتیاز
    4,855
    سطح
    44
    Points: 4,855, Level: 44
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    129

    تشکرشده 303 در 118 پست

    Rep Power
    36
    Array
    majid_k عزیز فکر کنم منظورم رو بد رسوندم.
    اصلا منظورم این نبود که دخترها به خاطر شوهر میرن دانشگاه!!!!اکثر دخترها اولویت هدفهاشون اول دانشگاست بعد ازدواج با فرد تحصیل کرده که خیلیهاشون بعدها با کسانی ازدواج میکنند که از نظر تحصیلی از اونها پایینتره.ولی دوستمون زهرا با فردی ازدواج کرده که تحصیل کرده است و این یه نکته ی مثبت در همسرشه وزهراجان این رومد نظر نداره.
    دوم اینکه گفتم تو رام کردن شوهرش منظور همون راضی کردن شوهرش و اینکه کمکش کنیم که رگ خواب همسرش رو پیدا کنه و این یه واقعیته که بعضی از اقایون نسبت به یکسری مسایل خاص واکنش مثبت نشون میدن.من جملاتم رو عامیانه به کار بردم فقط همین.
    زهرا جان تو حتما تو زندگیت موفق میشی ضمنن malake عزیز راهنماییهای خوبی کردن حتما ازشون استفاده کن و همیشه یادت باشه با زبون خوش ادم مار رو هم از لانه اش بیرون میکشه


 
صفحه 5 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نامزدم از من پرسیده که من چندمین مرد توی زندگیت هستم لطفا خیلی زود راهنماییم کنید
    توسط raha1415 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 27
    آخرين نوشته: دوشنبه 13 مرداد 93, 02:49
  2. میخوام طراح بشم برم توی کار تبلیغات، کسی بلده که راهنماییم کنه؟
    توسط سرافراز در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: دوشنبه 21 بهمن 92, 10:58
  3. زود رنجی زیاد
    توسط a_kamrani در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: شنبه 30 شهریور 92, 13:15
  4. خیلی کلافه ام,دعواهامون زیاده با اینکه تقریبا توی همه چیز تفاهم داریم
    توسط wandered در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: پنجشنبه 30 آذر 91, 19:01
  5. حساسیت و زود رنجی زیاد
    توسط eghlima در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: پنجشنبه 17 آذر 90, 12:32

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:26 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.