به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 61 از 70 نخستنخست ... 112131415152535455565758596061626364656667686970 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 601 تا 610 , از مجموع 691

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    سلام.

    یادمه این متن رو توی کتاب آدبیات دبیرستان داشتیم و من عاشقانه دوستش داشتم. کلا یکی از لذتهای زندگی من، خوندن مائده های زمینی آندره ژید بود.

    امروز بعد از مدتها یه جا چشمش به همون متن کتاب ادبیات افتاد و کلی حس های خوب برام یادآوری شد. گفتم بیام اینجا بری شما هم بذارمش. احتمالا تکراریه. ولی تکرارش هم می ارزه.

    ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


    ناتانائیل آرزو مکن که خدا را جز در همه جا در جایی دیگر بیابی.

    هر آفریده ای نشانه خداوند است اما هیچ آفریننده ای نشان دهنده او نیست.

    ما همه می پنداریم که باید خدا را پیدا کنیم اما افسوس که نمی دانیم در انتظار یافتن او دعاهایمان را به کدامین سو روانه کنیم. سرانجام خود می گوییم که او در همه جا هست در هر جا که به تصور آید و "نایافتنی"است و بی هدف زانو می زنیم.
    و تو ناتانائیل به کسی مانند خواهی بود که برای هدایت خویش در پی نوری می رود که خود به دست دارد.
    هر جا بروی جز خدا نخواهی دید منالک می گفت خدا همان است که در پیش روی ماست.

    ناتانائیل همچنان که می گذری به همه چیز نگاه کن و در هیچ جا درنگ مکن به خود بگو تنها خداست که گذرا نیست.
    ای کاش" اهمیت" در نگاه تو باشد و نه در آن چیزی که به آن بدان نگاه می کنی.

    از بیم از دست دادن عشق بود که من گاه توانستم با غمها دلتنگیها و دردهایی بسازم که اگر جز این بود به آسانی در برابرشان تاب نمی آوردم.

    افسردگی چیزی نیست جز شور و شوقی فرو مرده.

    اعمال ما وابسته به ماست همچنان که روشنایی فسفر به فسفر است که آن را می سوزاند اما برایمان شکوه و درخشش به ارمغان می آورد و اگر جان ما ارزشی داشته باشد برای این است که سخت تر از برخی جانهای دیگر سوخته است.

    منتظر هر چه به سویت می آید باش و جز آنچه به سویت می آید آرزو مکن.

    بدان که در لحظه لحظه روز می توانی خدا را به تمامی در تملک خویش داشته باشی. کاش آرزویت از سر عشق باشد و تصاحب عاشقانه زیرا آرزویی ناکارآمد به چه کار می آید؟

    عجبا!! ناتانائیل تو خدا را در تملک داری و خود از آن بی خبر بوده ای!! تملک خدا یعنی دیدن او اما کسی به او نمی نگرد.
    ناتانائیل تنها خداست که نمی توان در انتظارش بود.در انتظار خدا بودن یعنی در نیافتن اینکه او را هم اکنون در وجود خود داری.

    تمایزی میان خدا و خوشبختی قائل مشو و همه خوشبختی خود را در همین دم قرار ده.

    نگرش تو باید در هر لحظه نو شود.

    خردمند کسی است که از هر چیزی به شگفت در آید.

    یگانه دارایی انسان زندگی است.

    برای من "خواندن" اینکه شنهای ساحل نرم است بس نیست می خواهم پاهای برهنه ام آن را حس کنند .... به چشم من هر شناختی که مبتنی بر احساس نباشد بیهوده است.
    ناتانائیل خدا را از خوشبختی ات جدا مکن.

    "آندره ژید"

  2. 4 کاربر از پست مفید Pooh تشکرکرده اند .

    paiize (پنجشنبه 10 خرداد 97), میس بیوتی (دوشنبه 14 خرداد 97), بی نهایت (پنجشنبه 10 خرداد 97), بهاره جون (چهارشنبه 09 خرداد 97)

  3. #2
    ترنم عشق
    مهمان
    سلام
    دوستان چطورید؟
    امشب رفته بودیم جایی که فقط خانم ها بودیم
    قبل رفتن ، رفتیم دنبال مادر همسرم تو راه مادرشوهرم رو به شوهرم که پسرم تو امشب کجا میخوای افطار کنی بمیرم برات برو خونه برادرات یا برو خونه پیش بابا افطار کن :)

    (من اصلا ناراحت نشدم مادرشوهرم زن خیلی ساده ای هست گاهی وقتا حرفایی میزنه که کسی نشناستش دلش میشکنه ولی من میدونم نیت نداره)
    همسرم در جوابشون گفت مادر ممنونم از محبتت اما شما فکر می کنی ترنم منو بی غذا میذاره میره بیرون؟! از روزی که عمل کرد با اون حالش سحری و افطاری من آماده بود.

    که مادرشوهرم گفتند اره ترنم کدبانو هست من به این خاطر گفتم که چون عمل کرده هست و شاید نتونه اشپزی کنه!

    میخوام بگم گاهی برخی حرف ها بین عروس و مادرشوهر اختلاف میندازه
    مادرشوهرم میتونست از همون ابتدا بگه ترنم بنده خدا عمل کرده ست و آشپزی سخته براش .....

    فکر نکنید عروس بدجنسی هستما :) ولی لذت بردم همسرم پشتیبانم بود
    ویرایش توسط ترنم عشق : چهارشنبه 09 خرداد 97 در ساعت 23:53

  4. 3 کاربر از پست مفید ترنم عشق تشکرکرده اند .

    paiize (پنجشنبه 10 خرداد 97), میس بیوتی (دوشنبه 14 خرداد 97), بی نهایت (پنجشنبه 10 خرداد 97)

  5. #3
    ترنم عشق
    مهمان
    سلام دوستان
    چه لذتی بالاتر از این که خواهرزاده ت بخاطرت ذوق کنه و دوست داشته باشه بیاد بغلت
    گل پسری ، عشق خاله واسم دست و پا میزنه تا منو میبینه نق نق کنان دستاشو وا میکنه و میخواد بغلش کنم
    یه روز نبینمش دلم تنگ میشه براش

    بچه ها من خیلی خوبم چهارده کیلو وزن کم کردم
    همه منو می بینند کاملا تغییرمو حس می کنند و من کلی ذوق میکنم

  6. 3 کاربر از پست مفید ترنم عشق تشکرکرده اند .

    miss seven (شنبه 12 خرداد 97), میس بیوتی (دوشنبه 14 خرداد 97), افسونگر (سه شنبه 22 خرداد 97)

  7. #4
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 27 مرداد 01 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1394-9-10
    نوشته ها
    1,022
    امتیاز
    36,001
    سطح
    100
    Points: 36,001, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,229

    تشکرشده 2,952 در 957 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    260
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ترنم عشق نمایش پست ها
    سلام دوستان
    چه لذتی بالاتر از این که خواهرزاده ت بخاطرت ذوق کنه و دوست داشته باشه بیاد بغلت
    گل پسری ، عشق خاله واسم دست و پا میزنه تا منو میبینه نق نق کنان دستاشو وا میکنه و میخواد بغلش کنم
    یه روز نبینمش دلم تنگ میشه براش

    بچه ها من خیلی خوبم چهارده کیلو وزن کم کردم
    همه منو می بینند کاملا تغییرمو حس می کنند و من کلی ذوق میکنم
    سلام ترنم جون

    طاعات و عباداتت مورد قبول حق باشه ان شاءالله

    دختر واقعا 14 کیلو وزن کم کردی ؟ تو طول چه مدت ؟

    بگذریم غرض حال و احوال پرسی بود

  8. #5
    ترنم عشق
    مهمان
    نقل قول نوشته اصلی توسط « 7 » نمایش پست ها
    سلام ترنم جون

    طاعات و عباداتت مورد قبول حق باشه ان شاءالله

    دختر واقعا 14 کیلو وزن کم کردی ؟ تو طول چه مدت ؟

    بگذریم غرض حال و احوال پرسی بود
    سلام هفت مهربان خوبی عزیز جان؟

    طی بیست روز خانمم
    من خیلی دارم سختی می کشم اما شیرینه و ارزشش رو داره
    شما چطوری؟

  9. 3 کاربر از پست مفید ترنم عشق تشکرکرده اند .

    miss seven (شنبه 12 خرداد 97), paiize (شنبه 12 خرداد 97), بی نهایت (سه شنبه 15 خرداد 97)

  10. #6
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 27 مرداد 01 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1394-9-10
    نوشته ها
    1,022
    امتیاز
    36,001
    سطح
    100
    Points: 36,001, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,229

    تشکرشده 2,952 در 957 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    260
    Array


    سلام ترنم ... آیا من درست دیدم ؟؟؟؟؟

    طی بیست روز ؟؟؟

    خیلی کار اشتباهی کردی عزیزم

    آخه اینطوری آسیب میبینی ... چی داری میگی احساس شیرینیه ...هر کاری قاعده خودش را داره ... این دکتری که بهت این دستور تغذیه را داده باید در مطبش را بست و بد تر از اون مراجعینی مثل شما که برای لاغری اینقدر سختی به خودتون و جسمتون و روحتون میدید ...حتما میدونی که لاغری زیاد روی سیستم عصبی هم تأثیر منفی میزاره ...

    منم ناراحت کردی...

    نکن این کارو دیگه .

    چی بگم والا !!

    من خوبم شکر خدا ...تو این شبا التماس دعا دارم .

  11. 3 کاربر از پست مفید miss seven تشکرکرده اند .

    tavalode arezoo (شنبه 12 خرداد 97), میس بیوتی (دوشنبه 14 خرداد 97), بی نهایت (سه شنبه 15 خرداد 97)

  12. #7
    ترنم عشق
    مهمان
    عزیزم ناراحت نباش.من خوبم الحمدالله
    هفت جان من طی عمل جراحی هشتاد درصد معده مو برداشتم خواه ناخواه وزن کم میکنم
    چاره ای نداشتم.روح و روانم در عذاب بود
    اصلا پشیمان نیستم
    ممنون که به فکرمی خواهر نازنینم

  13. 4 کاربر از پست مفید ترنم عشق تشکرکرده اند .

    miss seven (شنبه 12 خرداد 97), فرشته اردیبهشت (سه شنبه 15 خرداد 97), میس بیوتی (دوشنبه 14 خرداد 97), بی نهایت (سه شنبه 15 خرداد 97)

  14. #8
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 29 مرداد 05 [ 12:38]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,287
    امتیاز
    26,066
    سطح
    96
    Points: 26,066, Level: 96
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 284
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    3,683

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    226
    Array
    سلام
    امروز در حین بازی دست پسر کوچکم دچار آسیب شد
    اولش گفتم ضرب دیده و سعی کردم کمکش کنم بخوابه تا دردش فراموش بشه ولی نشد
    بردیم دکتر و عکس و ...
    گفتن دستش هم شکسته و هم دررفته از مفصل دراومده بود (ولی چون ورم نداشت ما فکر نمی کردیم به این حد آسیب دیده باشه)
    گفتن باید بیهوش بشه و عمل بشه
    و چون تازه غذا خورده بود گفتن بمونه برای صبح
    حالم اصلا خوب نیست
    من چکار کنم توی این غربت
    خدایا کمکم کن
    دوستان اگر میشه برای پسر کوچولوی من هم دعا کنید

  15. 9 کاربر از پست مفید فکور تشکرکرده اند .

    Erica (سه شنبه 15 خرداد 97), miss seven (سه شنبه 15 خرداد 97), paiize (سه شنبه 15 خرداد 97), tavalode arezoo (سه شنبه 15 خرداد 97), فرشته اردیبهشت (سه شنبه 15 خرداد 97), افسونگر (سه شنبه 22 خرداد 97), بی نهایت (سه شنبه 15 خرداد 97), زن ایرانی (سه شنبه 15 خرداد 97), صبا_2009 (سه شنبه 15 خرداد 97)

  16. #9
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 27 مرداد 01 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1394-9-10
    نوشته ها
    1,022
    امتیاز
    36,001
    سطح
    100
    Points: 36,001, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,229

    تشکرشده 2,952 در 957 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    260
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فکور نمایش پست ها
    سلام
    امروز در حین بازی دست پسر کوچکم دچار آسیب شد
    اولش گفتم ضرب دیده و سعی کردم کمکش کنم بخوابه تا دردش فراموش بشه ولی نشد
    بردیم دکتر و عکس و ...
    گفتن دستش هم شکسته و هم دررفته از مفصل دراومده بود (ولی چون ورم نداشت ما فکر نمی کردیم به این حد آسیب دیده باشه)
    گفتن باید بیهوش بشه و عمل بشه
    و چون تازه غذا خورده بود گفتن بمونه برای صبح
    حالم اصلا خوب نیست
    من چکار کنم توی این غربت
    خدایا کمکم کن
    دوستان اگر میشه برای پسر کوچولوی من هم دعا کنید
    سلام فکور عزیز

    خدا به پسر گلت سلامتی بده عزیزم ...نگران نباش ، ، صدقه بدین و توکل بر خدا خوب میشه پسر نازنینت .

    چشم ما هم دعا میکنیم

  17. 6 کاربر از پست مفید miss seven تشکرکرده اند .

    Erica (سه شنبه 15 خرداد 97), paiize (سه شنبه 15 خرداد 97), sahar.66 (سه شنبه 15 خرداد 97), فکور (سه شنبه 15 خرداد 97), فرشته اردیبهشت (سه شنبه 15 خرداد 97), بی نهایت (سه شنبه 15 خرداد 97)

  18. #10
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 03 [ 04:02]
    تاریخ عضویت
    1388-1-20
    نوشته ها
    1,530
    امتیاز
    37,798
    سطح
    100
    Points: 37,798, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second ClassSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    5,746

    تشکرشده 6,060 در 1,481 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    276
    Array
    فکور جان ناراحت شدم از وضعیت پسرت.

    ولی نگران نباش ؛ عمل میشه و دستش هم خیلی زود خوب میشه. بچه ها خیلی راحت با این مسائل کنار میان. توکل کن به خدا. ما هم برای مامان فکور و گل پسرش دعا میکنیم که زود به آرامش برسند

    یادمه چند سال پیش دختر یکی از دوستان دقیقا دستش دچار یه همچین مشکلاتی شده بود، مامان و خاله های بچه از گریه و ناراحتی نمی دونستند چطوری خودشون رو آروم کنند، اما دختر کوچولو عزا گرفته بود که رنگ گچش آبی هست و با لباس مهدش که صورتی هست ست نیست و حالا با چه رویی با این تیپ ضایعش بره مهد!! که دکتر دخترک رو نجات داده بود و گچ صورتی واسش گرفته بود.

  19. 7 کاربر از پست مفید صبا_2009 تشکرکرده اند .

    Erica (سه شنبه 15 خرداد 97), miss seven (سه شنبه 15 خرداد 97), paiize (سه شنبه 15 خرداد 97), sahar.66 (سه شنبه 15 خرداد 97), فکور (سه شنبه 15 خرداد 97), فرشته اردیبهشت (سه شنبه 15 خرداد 97), بی نهایت (سه شنبه 15 خرداد 97)


 
صفحه 61 از 70 نخستنخست ... 112131415152535455565758596061626364656667686970 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:14 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.