دلم میخاد نامزدیمو بهم بزنم ولی نمیزارن!
نمی دونم این سایت مشکلی از من حل می کنه یا راه حلی میده یا نه !!!!!!!!!!
من حدود 3ماه است نامزد کردم ولی خیلی پشیمونم...یعنی دلم می خاد جدا بشم ولی نمی تونم:47:
یک ماه آشنایی داشتیم از روز اول گفتم نمی خام ولی خانوادم قبول نمی کردن البته خودم هم
یک روز آره بودم یک رو ز نههههههه
الام من مشکلام رو می گم
یک تایپیک قبلا باز کردم گفتم با مادرش نمیسازه ...ایشون عملا همیشه خونه ماست و منو خسته کرده
هر کار میکنم بره خونه خودشون نمیره
کارای شخصی شو انجام نمیده انگار من کلفتشم...از این اخلاقش متنفرم
توقع احساسی و همه جورش از من زیاد داره.
دروغ زیاد میگه.
زمانی که خاستگاری من اومد تازه از کارش اومد بیرون ولی گفته بود داره پستش عوض میشه ولی بیکاره و منتظر پول خانواده من هست(البته یک ارث زیادی داره به من میرسه ایشون از اول نمیدونستن تازه فهمیدن من نمیدونم باهاش چیکار کنم که ررو پول من برنامه نریزه)
خیلی عصبی هست و به راحتی فحش میده من اوایل ساکت بودم ولی الان منم جوابشو میدو
همش شوخی و حرف سکسی مسخره میزنه
نمیدونم چه طور بگم ذهنم پراکنده هست همه این چیزایی که گفتم در بیشترین حالتشو داره
من اصلا برخورد باهاشو بلد نیستم یا منفعل میشم یا پرخاشگر اصلا نمیشه وسط بود
ولی قبول داره عصبی هست و اشکال از خودش هست و همیشه معذرت میخاد ولی من از دلم نمیره.بهم میگه من عذر خواستم تو هم زود ببخش
نمیزاره کارای شخصیمو برسم همش میخاد به کارای این توجه کنم
اصلا احساس مسولیت هم نداره و همیشه خودشو الویت میدونه.10بار باید خواستمو بگم
خوبی هم داره ولی من میخام یا درست شه یا جدا شم خسته شدم دیگه
چه طور بفهمونمش فحش نده و بد حرف نزنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟/من چه برخوردی کنم؟؟؟؟؟؟؟/
احساس مسولیتشو چه طور زیاد کنم؟؟؟؟؟؟؟//
زیاد دوست ندارم خونه ما بیاد.هر چی میگم ناراحت میشه ولی باز میاد.
دلم میخاست مجرد بودم:43:بعضی وقتا میگم وقتی از ایران رفتم و خانوادم دیگه نیستن اونجا راحت شم از دستش.
ولی ته دلم دوسش دارم.چون پاک هست و منو دوست داره و با سواد هست.
همش منتظرم یکی بگه جدا شو
خیلی موقعیتهای بهتر داشتم که گولم زد با حرفاش و از دست دادم.دلم میخاد برگردم به 3ماه قبل