خيانت كسي كه دوستش داشتم ...
يك ماه پيش فهميدم پسري كه همه ي دنيام بود به من خيانت كرده ،... توي موبايلش اس ام اس هايي از يه سري صحبت هاي جنسي پيدا كردم
دنيام خراب شد رو سرم ، له شدم ... و بعد از اين قضيه افسردگي شديدي پيدا كردم و الان دارو مصرف مي كنم
يكي دو بار ديگه هم البته مچش رو گرفته بودم ولي به هواي اينكه دوست اجتماعي و اين حرفاست زير سبيلي رد كرده بودم
و اينكه از ابتداي آشناييمون دروغاي زيادي بهم گفته بود حتي در مورد شهر محل زندگي خانوادش و خيلي چيزاي ديگه
و از اول آشناييمون وعده هاي زيادي بهم داده بود ولي هر چه پيش مي رفتيم و من به روش مي آوردم كه چرا به وعدش عمل نكرده بهانه تراشي مي كرد و نهايتاً با اين حرف كه شرايط من همينه كه هست با علم به اينكه من اينقدر عاشقشم كه حاضرم با هر چيزش بسازم قضيه رو فيصله مي داد
و الان
يك ماهه كه داره ازم عذر خواهي مي كنه چندين بار با گريه و زاري و التماس به دست و پام افتاده
مي خوام نظر چند نفر ديگه رو راجع به اين قضيه بدونم آيا اگر شما جاي من بوديد فرصت دوباره اي مي دادين براي چيزي كه به قول خودش جبران گذشتست؟