-
افسردگی گرفتم شدید
سلام . من 29 سالمه ؛ 6 ماه پیش خواهرم که 7 سال از من کوچیکتره ازدواج کرد من هم خوشحال بودم هم ناراحت .... ولی الان ناراحتیم بیشتر شده , نمیتونم تحمل کنم شرایط برام سخته ...از این طرف هم با یکی از همکارام 6 ماهه رابطه دوستی ساده ای رو شروع کردم ؛ من فکر میکردم قصدش ازدواجه ولی الان میبینم فقط دودله و نمیدونه باید چه کارکنه و بدش نمیاد رابطه رو کات کنیم تا به قول خودش بتونه تصمیم بگیره ولی من هم بهش وابسته شدم هم علاقه مند...احساس میکنم میخواد تموم کنیم ...
دختر شاد و سرزنده ای بودم ولی واقعا توی این 6 ماه داغون شدم
-
تاحالا همکارت راجع به ازدواج حرفی زد تا حالا حرفی بابت ازدواج باهاش زدی
میدونم سخته یه دختر بحث ازدواج رو وسط بکشه اما غیرمستقیم باید باخاش صحبت کنی بهش بگی هدفت از این رابطه چیه من این رابطه رو نمیتونم ادامه بدم یجوری بهش بفهمون که قصد ازدواج داره یا نه
-
مرسی از لطفت ؛ والا یک چیزی بین میخواد و نمیخواده ؛ نه حاضره رابطه رو کاملا تموم کنیم ( که البته خودم هم نمیخوام چون میگم بهش علاقه مند شدم ) نه اجازه میده بفهمم بالاخره قصدش چیه ..حس بدیه همینطوری معلق رو هوایی
-
والا هیچ وقت من ندیدم کسی بتونه چنین شرایطی رو درست تحلیل کنه. تا دلت بخواد از این موارد دور و برم دیدم و واسه خودم هم پیش اومده. به نظرم نمیشه نسخه پیچید. الان اینترنت پر شده از مقاله های روانشناسی. به من همه میگفتن ببین طرف تو برنامه آینده اش تو رو درنظر میگیره؟ حالا غافل از اینکه پسرها هم اینا رو میخونن و خیلی خوب فیلم بازی میکنن یه جوری که بری تو توهم و فکر کنی که دارن جدی بهت فکر میکنن بعدشم زیر همه چیز زدن راحت تره. چون توی چشمات نگاه نکردن قول ازدواج بدن بلکه تلویحا بهت اینو القا کردن و این تو بودی که با خودت اشتباه برداشت کردی.
به نظرم اگه میتونی دل بکن اگر نمیتونی صبر کن ببین چی پیش میاد ولی حواست باشه زیادی دل ندی و انتظار هر اتفاقی رو داشته باش. حتی اینکه طرف بره با یکی دیگه ازدواج کنه. به هر حال میتونه اون ادم در حد یک گزینه تو زندگیت باشه ولی اگه بیشتر بهش بها بدی احتمالن به ضررت بشه