خانواده ی شوهرم وشوهرم با مخفی کاری و دروغگویی منو احمق فرض میکنن!!!
سلام.
یه راس میرم سر اصل مطلب.از اینکه شوهرم درمورد مسائل خانوادگیشون به من هیچی نمیگه .مخفی میکنه و دروغ میگه به شدت ناراحت میشم.یعنی شوهرم با خانوداش هماهنگ دروغ میگن.وتنها کسی که چیزی نمیدونه منم.هراتفاقی که تو خونواده ی من بیفته به شوهرم میگم و اونو محرم خودم و خانوادام میدونم.ولی شوهرم منو غریبه میدونه.یه مثال میزنم تا دوستان عزیز بتونن بهتر راهنماییم کنن.
خاهرشوهرم طلاق گرفته ولی الان صیغه یه مرد شده.اما شوهرم و خانوداش هیچی به من نگفتن وبا دروغای بچه گانه و مخفی کاری وانمود میکنن که اون اقا یکی از فامیلای دورشون هس و فقط بهشون سر میزنه.اما من با خیلی از رفتارای تابلوشون فهمیدم.ویه روز خیلی اتفاقی عقد نامشون رو دیدم ومطمئن شدم که صیغش شده.اما اونا فکر میکنن که من نمیدونم ومنو احمق ونامحرم میدونن.این مسئله خیلی منو ازار میده.البته من فقط از شوهرم انتظار نداشتم که مسئله رو ازمن پنهون کنه و وقتی غیر ستقیم ازش میپرسیدم دروغ میگفت.انتظار دارم شوهرم هم منو محرم خودش بدونه و به منم بگه.ایا به روش بزنم که میدونم یا نه؟ایا الان جلوی دروغ گفتنش به من رو نگیرم ممکن براش عادت بشه و بعد هام به من دروغ بگه؟چیکار کنم که منو هم محرم خودش بدونه و مسائل خونوادگیشو به من بگه همونطورکه من بهش میگم؟خاهش میکنم کمکم کنید.امیدوارم مشاوران محترم هم راهنماییم کنن.