-
ایا وقت ازدواج منه؟
با سلام
یه نمای کلی از خودم بدم
25 ساله مجرد لیسانس شغل ازاد درامد نسبتا خوب دارای ماشین و خونه ای سه طبقه هست که یه طبقه من و بقیه مادر بزرگ و اون یکی پدرم هست
تجربه سفر خارج نزدیکی رابطه عای محدود دوستی اهل ماهواره(اخبار علمی) کمتر اجتماعی
عاشق زندگی ساده و به دور از تجمل
=====
نکات که باعث نقطه قوت من از فکر به ازدواج میشه:
1- تقریبا از رابطه های بیهوده و دوستی های قبلیم خسته شدم چون تهش جدایی و درونش پر استرس و مخفی کاری و بعضا احساس گناه برای دختر هست
2-از نزدیکی بدون رابطه دوستی لذت نمیبرم مث قبل (چند باری موقعیت پیش اومده انجام ندادم)یعنی به ازدواج فقط برای نزدیکی فکر نمیکنم ولی اونو جزئی از ازدواج میدونم
3-از تنهایی خودم خسته نشدم ولی دوست دارم یه خانم به تمام مهنا خانم شریک زندگیم باشه و مسئولیت پذیر تر باشم و زندگیم پر از تقسیم و شراکت و عشقبازی با همسرم باشه که واقعا دوستش داشته باشم
4-دوست دارم پول و موفقیتم تو زتدگی رو با کسی که دوستش دارم شریک بشم
5- دوست دارم اگه قراره ازدواج کنم تو اوج جوانیم باشه نه بعد یه مدت که شاید فرصتی از دست بره و شوق و شور جونیم مث قبل نباشه
=================
نکاتی که منو از ازدواج نگران میکنه
1- به هر دختر زیبایی تو محیط نگاه میکنم خوشم میاد و بعضا دوست دارم همسرم ایندم مث اون باشه ...گاهی چادری دوست دارم گاهی مانتویی گاهی بیحجاب ولی فرقی برام نداره مهم برات تفریح سالم اخلاق و صداقته (ولی خودم اهل نماز و روزه نیستم و به خیلی از چیزا معتقدم)
2-با خواهرم که ازدواج کرده رفت و امد ندارم ...ازدواج کنم شاید خانواده طهمسرم ناراحت بشه
3-شاید اگر در کارم پیشرفت کنم موقعیت های بهتری برای انتخاب همسر ایندم پیدا کنم
4- وضعیت مالیم اونقد قوی نشده که کلا از پدر و مادر مستقل بشم ولی پدرم وضعش خوبه ولی من بهش رو نمیاندازم
5-پدر ومادر میگن باید پخته تر بشی زن محدودیت میاره و خرج زیاد میزاره تو دستت ولی خوب منم دوس دارم اوج جونییم میدان جنگ مسئولیت پذیری زندگیم باشه
-
سلام
به هرحال هرکسی زمانی که ازدواج میکنه کامل نیست و ازدواج میکنه تا به تکامل برسه ...
اگر اینکه بخوای فکر کنی وضعت بهتر میشه زن بهتر میگیری خونتو بزرگتر کنی زن خوشگل تر میگیری باشگاه بری زن فلان تر میگیری و ... اصلا بهتره به زن فکر نکنی ...
چون شما یه نفرو انتخاب میکنی تا پیشرفت کنی در کنارش و پیشرفتت رو ممنونش باشی نه که پیشرفت کردی با خودت بگی الان اگه ازدواج میکردم یه زن بهتر گیرم میومد ...
همین که شما مسئولیت پذیر باشی بتونی همسرت رو درک کنی و بهش توجه کنی و یه زندگی ساده اما پر از آرامش براش مهیا کنی کافیه ...
توکلت به خدا ...
-
راستی اینو بگم از بچه داشتن و بچه داری هم خوشم نمیاد (لا اقل حس میکنم 5 سالی)
-
برادر گلم شما نیاز به ازدواج رو مثل هر جوون دیگه ای در خودت احساس میکنی . و این طبیعیه . ولی شاید به پختگی لازم نرسیدی . برای انتخاب همسر اینده ات باید خوب فکرهات رو بکنی . معیارهات رو مشخص کنی . مهارتهای لازم رو برای زندگی مشترک کسب کنی . اینکه هر دختری رو ببینی فکر کنی خوشت اومده خوب نیست . تنها با خوش اومدن بعدا به مشکل بر میخوری . بهترین کار اینه که دختری که با معیارهای شما هماهنگه یعنی از هر نظر کفو همید رو انتخاب کنی . البته ( اگه به دلت نشست ) و الا اگه مثلا شما که فرد غیر مذهبی هستید با یه دختر مذهبی ازدواج کنید بعدا به مشکل میخورید . ازدواج با دوستی خیلی تفاوت داره . بحث یکی دو روز نیست . بحث یه عمر زندگیه . بحث تعهد داشتنه . بحث مسئولیت پذیریه . میتونید دور کارهایی که کردید و میدونید اخلاقی نبوده خط بکشید ؟ تفریحات نا سالم در زندگی متاهلی جایگاهی نداره . و هر چقدر استقلال بیشتری داشته باشید زندگی بهتری خواهید داشت . کسی که کل زندگیش رو با شما تقسیم میکند از شما توقعاتی خواهد داشت . و شما باید تکیه گاه محکمی براش باشید . موفق باشید .