تجربه منو بخونین شما هم پیروز میشین مطمئنم
من دوران سختیو پشت سر گذاشتم اگه بخوام خلاصشو بگم اینه که بیماریه سرطان گرفتم در همون زمان با اقایی ارتباط اینترنتی برقرار کردم همسرم هیچ توجه عاطفی بهم نداشت خلاصه روزای بدی بود درد -بیماری -عذاب وجدان -ایجاد یک رابطه ی عاطفی جدید
من یک زن تحصیلکرده با مدرک دکترا صاحب یک شغل مناسب همسر تحصیلکرده بچه ی خوب یک زندگیه اروم که یهو طوفان شد همه اعتقاذاتم زیر سوال رفت منی که اجازه نداده بودم یک تار موی منو نامحرم ببینه یهو خودمو وسط یک رابطه عاطفی با یک مرد متاهل دیدم منی که همیشه به دوست واشنا وفامیل مشاوره می دادم خودم وسط یک معرکه ی بد گیر افتاده بودم خیلی سخت گذشت از شوهرم التماس می کردم بهم بیشر توجه کنه با من حرف بزنه نوازشم کنه واون در پاسخ می گفت همه چی که خوبه من بیشتر بلد نیستم
خیلی تلاش کردم به همسرم نزدیک بشم تا اون رابطه ی لعنتیو فراموش کردم دیدم هر کاری می کنم اون خوب بشو نیست تصمیم گرفتم فقط روی خودم تمرکز کنم فقط از خودم کمک بگیرم خیلی سخت بود خیلی اما شددددددددددددددددد:43:
الان به خودم می بالم که توی بدترین شرایط روحی وجسمی از پس خودم بر اومدم هرروز به خودم می گفتم که لایق بهترین چیزها هستم ونمی ذارم کسی ازم سو استفاده کنه من قویم من بهترینم والان هر روز سعی می کنم برای ارتقا خودم کار جدیدی انجام بدم
دوستای خوبم که دچار بحران ومشکل شدین به خودتون کمک کنید هیچکس جای شما نیست ونمی تونه درکتون کنه
اون زمان که با اون اقا درارتباط بودم از افراد دیگه که کمک می خواستم بعضی ها اونقدر بد بهم می توپیدن مثل اینکه با یه زن خیابونی دارن حرف می زنن اما من کم نیاوردم به خودم مطمئن بودم که ادم خوبیم اما دچار بحران شدم الان من هستم قوی هستم وبهترین
با ارزوی موفقیت برای همه ی شما:203: