مخفی کاری های شوهرم با مادرش داره شکنجه ام میده چیکار کنم؟
سلام دوستان، ما2سال ازدواج کردیم و من آخرین باری که درددل کردم باشما کلاس گذاشتن های بی مورد مادر شوهرم بود سر سیب زمینی و پیاز و ... چیزای مسخره و کم آوردن من اجمق تو چنین چیزای بی ارزشی :97:
سعی کردم باهاش کنار بیام تحمل کنم و بعضی وقتا منم یه چیزی بگم که اونم سریع ضایع ام کنه!
اما الان یه مشکل بزرگتر دارم ،داشتم اما سعی میکردم بروی خودم نیارم اما دیگه داره دیوونه ام میکنه به شوهرم میپرم اعصابش رو ندارم و خیلی وقتا تو تنهایی گریه میکنم:54:ما یه خونه خریدیم بدون کمک دیگران با کلی بدبختی و بی پولی مادر شوهرم پارسال راه میرفت میگفت این خونه رو ازمن دارین پسرم رو مهندس کردم و ... تو اوج خوشی حال من رو خیلی گرفت و با حمایت های پسرش صاحب خونه امی میگفت بیا و ببین! از این خونه متنفر بودم یکسال من و شوهرم بحث داریم داشتم کم کم میبخشیدم؟! نه فراموش میکردم که الان حساب مسکن جوانانی رو که سه سال ماهر بار اسمش رو آورد ازش تشکر کردیم و باکلی منت داره به نام میزنه،و باز شد مال اون و زنگ میزنن راجع به خونه و کاراش و پولش باهم برنامه ریزی میکنن و همش باهم قرار میذارن و من باز شدم غریبه:47: دلم خیلی گرفته از پسر بدش!!!!!!!!!! وقتی من میپرسم پول از کجا میاری بهم میپره بعد با مامانش کلی حرف میزنه تو نگران نباش جور میشه و ... خیلی داغونم کمکم کنید این خونه شد بلای جون من:54:مسافرتش به جا گردشش به جا ماشین عوض کردنش به جا بعد من با این همه بی پولی هیچ کاره ام این خونه از زحمتای اونه و پسرش هم تاییدش میکنه،نمیذاره یه دردت تموم بشه دومی روشروع کنه این یواشکی هماهنگ کردن ها داغونم کرده:54: