-
نوع رابطه در دوران عقد
با سلام من دختری 23 ساله هستم که حدودا 5 ماهه با هسرم که 30 ساله اس ازدواج کردم خوشبختانه هیچ مشکلی با هم نداریم نه در روابط زناشویی نه در طرز فکر و اعتقادات از صحبت کردن با هم سیر نمیشیم از دیدن هم سیر نمیشیم ما به صورت سنتی با هم ازدواج کردیم من لیسانس کامپیوتر و همسرم لیسانس عمران هستش من بچه اول خانواده هستم و یک بردار دارم که دو سال از خودم کوچکتر اما خانواده همسرم دارای هفت فرزند هستن که همسر من بچه سوم خانواده اس پدر مادر من اختلاف سنی چندانی با همسرم ندارن پدرم حدودا 15 سال بزرگتر هستش یکی دو ماه اول همه چی خوب بود همسرم قبل ازدواج به مادرم گفته بود که من هفته ای یه بار میام خونه شما اما مادرم مخالفت کرده بود که نه ما سنتی فکر نمیکنیم دوس داریم رفت و آمد داشته باشی اما الان نظرش برگشته و میخواد که هفته ای یه بار بیشتر خونه ما نیاد جدیدا بیرون رفتن هم ممنوع شده و میگن اگرم میخواد بیاد دنبالت باید از ما اجازه بگیره و از دو روز قبل تر خبر بده میخوام بدونم این عرف جامعه اس یا خانواده من خیلی سخت گیری میکنن؟
من متوجه نمیشم چرا باید از دیدن همسرم منع بشم کسی که باعث آرامش روحم میشه وقتی نمی بینمش افسرده و کسلم دیگه خلاصه اوضاع خیلی به هم ریخته اس یه راهنمایی بفرمایین
-
سلام
این مساله بستگی به خود خانواده ها داره و نحوه رفتار همسر شما که اعتماد خانواده رو به خودش جلب بکنه.
من خودم که تازه عقد کردم حداقل یه روز در میان همدیگه رو میبینیم و توی یه هفته بعد از عقد چندتا شام و ناهار خونه همدیگه بودیم و حتی با مادر زنم هم اس ام اس بازی میکنیم! خانواده همسرم هم مذهبی هستن و خانمم هم خیلی معتقد. اما برادر من که از فامیل نزدیک زن گرفته مثل شما هفته ای یه بار هم ممکنه نشه!
یه مساله رو هم بگم؛ به شوهرتون بگین که بیشتر به مادرتون توجه بکنه که کلید حل مساله شما ابراز محبت و توجه همسر شما به مادرتون هست. بگین که خجالت و این چیزا رو هم کنار بذاره. هیچ کس و هیچ چیزی در برابر محبت و احترام نمی تونه مقاومت کنه.
-
ببخشید ولی اصلا حرفتون روقبول ندارم. محبت زیاد، بعضی وقتها آدم رو کوچک میکنه. آدم تا آدم داریم. من که دیگه به کسی محبت زیاد نمیکنم.قبلا این نظر رو داشتم که با محبت میشه بقیه رو جذب کرد ولی ضربه های بدی به خاطر این طرز فکرم خوردم. هر چیزی باید به اندازه خودش باشه. بعضی وقتها هم ایجاب میکنه که آدم جدی باشه و حرفشو محکم بزنه تا بقیه حرفش. بشنون و جدی بگیرن
-
سلام راضیه خانم تند نرو عیم یعنی چی ادم داریم تا ادم مادر یعنی مادر یعنی عششششششششششق خب چند تا توصیه میکنم به جای مخالفت فقط انجامشون بده ضرر نمی کنی من تجربه دارم استفاده کن عزیزم
1هرچه سریع تر برای محافظت از عشق تون برید سر خونه زندگیتون هر چه سریع تر اگر هم نمی تونید رفت امد به خونه رو کم کنید (نگو شما هم حرف مادرم میزنی من 23هم سن توام واحساساتت تو درک می کنم)خونه مادر شما محل ارامش ایشون هست با اومدن یک غریبه حتی همسر شما ایشرن نمی تونند راحت باشند باید غذا وپوشش صحبت ها هم با حضور همسر شما تغییر میکنه شاید بحثی باشه که نخوان که همسرشما بدونند پس باید رفت امد کم باشه قدیمی ها ومادر شما ومن حتما این راهی که شما می خواهید برید تجربه کردیم که میگیم هفته ای یک بار:18::305:
2شما برادر جوان وبالغ دارید شاید مادرتون از این بابت نگرانند که مبادا ایشون هم تحریک بشند(عذر میخوام بی پرده گفتم)
3حتما حتما سیاست های زنانه رو یاد بگیر این شما هستید که باید رفتار همسر وخانواده تون رو باهم مدیریت می کنید حتما از همسرتون وخوبی هاشون جلوی مادرتون تعریف زیاد کنید ایشون مادرند عزیزم وهر کی که باعث خوشحالی شا باشه مادر تون دوستشون دارند به بهونه عید برای مادرها هدیه بخرید برای مادرتون وقتی هدیه میدهید بگید اینو مثلا اقای شوهر برداشت گفت به مامان خیلی میادبراش بگیرم جلوی همسرتون وبا حضور خودتون وبه مادر همسرتون هم شوهرتون این حرف ها روبزنند به همسرتون عزت بزرگی بدید تواول راهی مراقب قدم هات باش عزیم اگر بی راهه بری سال های سال باید برای جبرانش تلاش کنید :81:
بیشتر از چیزی نیست که بگم همین ها رو انجام بدی البته درست موفق یشی والهی همیشه خوشبخت باشی
3برای یادگیری سیاست سخنرانی ها رو توهمین سایت سرچ کن ودانلود کن گوش کن به درد خودت وشوهر عزیزت میخوره یا حق