-
بر سر دو راهى
سلام
من يه خانم ٤٣ ساله هستم با دو فرزند ٧ و ١٠ ساله، همسرم ١٣ سال از من بزرگتره و يكى از بستگان نزديك من هست. ٢٠ ساله ازدواج كردم و خارج از ايران زندگى ميكنم. من و همسرم دو تا وصله ناجور بوديم، از همون ابتداى ازدواج مدام جنگ و دعوا داشتيم، حتى خانواده هامون هم از هم بدشون ميومد، از نظر تحصيلات هم من بالاتر از همسرم هستم. ايشون اهل كار و پذيرش مسئوليت نبود، بيشتر به خودش اهميت ميداد تا به من و بچه ها، هر شب الكل مصرف ميكرد، شبها تا نيمه هاى شب بيدار ميموند و صبح ها تا ظهر خواب. من چون ادم صبورى بودم هميشه كنار ميومدم و خيلى كم اعتراض ميكردم. شوهرم در ضمن بى نهايت دروغ ميگفت و اين كارش منو خيلى اذيت ميكرد. تا اينكه يكسال و نيم پيش من از طريق فيس بوك با اقايى در ايران اشنا شدم، ابتدا فقط در حد چت بود ولى كم كم به هم تلفن هم ميكرديم، به مرور اونقدر به اين اقا وابسته و دلبسته شده بودم كه ديگه تمام غم هام رو فراموش كرده بودم. سنگ صبورم شد و براى روح زخمى من مرحم شد. من عاشق اش شده بودم و اون شده بود زندگى من، تا اينكه تابستون امسال براى دو ماه با بچه هام اومدم ايران و اين اقا رو چند بار ملاقات كردم. البته ايشون شهرستان بودن و من تهران، در ضمن اين اقا هم متأهل بودن، و از همسرشون ناراضى. من تو مدت ٢ ماهى كه ايران بودم مدام از طريق تلفن همراه شوهرم در ايران با ايشون تماس داشتم و پيامك به هم ميداديم. من برگشتم به كشور محل اقامتم و درست يك هفته بعد از من همسرم رفت ايران. خانم اين اقا متوجه ارتباط من با همسرشون ميشه و شماره تلفن همراهى رو كه دو واقع متعلق به همسر من بوده و من با اون شماره در ايامى كه ايران بودم تماس ميگرفتم رو پيدا ميكنه و زنگ ميزنه، به اين ترتيب همسر من از ارتباط من با اين اقا خبردار ميشه. ٣ ماه در ايران ميمونه و از من و اين اقا شكايت ميكنه به جرم ارتباط نامشروع. تمام فأميل رو پر ميكنه و خلاصه ابروريزى در مياره. منم تا اين وضعيت رو ديدم تقاضاى طلاق تو اين كشور كه هستم دادم و مهريه ام رو تو ايران اجرا گذاشتم و همسرم رو ممنوع الخروج كردم. حالا هر روز برام پيام ميده كه اونو اگه اجازه بدم برگرده گذشته ها رو فراموش ميكنه و منو ميبخشه. من ميدونم بازم دروغ ميگه، ميخوات بياد اينجا منو اذيت كنه. موندم چيكار كنم!!!! شما جاى من بوديد چيكار ميكرديد؟!!
-
سلام خانوم روح انگیز. اصلا در مورد درست یا غلط بودن کارتون صحبت نمیکنم....هر کسی دلایل و دیدگاه های خودش داره.تازه من مجرد هم هستم.اما حد اقل توی اون شرایط میتونم بگم ازموده را ازمودن خطاست.خوب شماهم اشتباه کردید حداقل به جبران اشتباهتون ممنوع الخروجیشون بردارید اما با توجه به قوانین کشوری که ساکنید بچه هارو بگیرید یا اگه احتنال اسیب و ازار و اذیت وجود داره ادرستون هم عوض کنید.
-
ممنون از پاسخ شما، قبول دارم منم اشتباه كردم ولى ايشون بعد از اون سه ماهى كه گفتم ايران بودند، يكماه برگشتند اينجا اونم بدون اوردن هيچكدوم از وسايلشون، و درست دم كريسمس يواشكى بدون اينكه به من حرفى بزنن دوباره برگشتن ايران، بعد من متوجه شدم توى اين يكماه فقط اومدن اينجا كه عليه من براى دادگاه ايران مدرك بيشترى جمع كنند از جمله گذاشتن دستگاه شنود به صورت ٢٤ ساعته توى منزل و ضبط تمام مكالمات من. بعدش رفتن ايران و توى دادگاه شكايت كردند. به همين دليل بود كه من ممنوع الخروجشون كردم. چون ميدونم برگرده ما رو اذيت ميكنه. من پسرم مشكل روحى و روانى داره، قرص مصرف ميكنه، اين يكماهى كه اينجا بود خيلى تو روحيه پسرم اثر منفى داشت. من قبول دارم كه اشتباه كردم ولى اون نامردى كرد، بچه هاش رو ول كرد و رفت، ابروى منو تو خانواده برد. ميتونست با طلاق من تمومش كنه ولى در راه اشتباه ترى قدم برداشت. توى اين كشورى كه ما هستيم بچه ها بعد از طلاق با مادر ميمونن، و قانون طرفدار خانم هاست. از اون جهت مشكلى ندارم
-
با سلام
تاپیک وموضوع شما مشمول بند 22 قوانین همدردی هست یعنی در صحن عمومی نباید مطرح شود و در انجمن آزاد و بخش مشاوره خصوصی و تخصصی باید پیگیر باشید لذا این تاپیک قفل و منتقل می شود و اگر خواهان هستید در بخش مشاوره خصوصی پیگیر شوید