به عنوان يک نوجوون ديگه نمى دونم چيکار کنم؟
سلام دوستان. من 17 سالمه و واقعا ديگه نمى دونم چيکار کنم. مشکل اصليم پدرومادرمن. پدرم همين ديروز به من توى روم مى گه من پولى ندارم که براى تو غذا بخرم براى همين هميشه مريضى و کمبود اهن و ويتامين دارى! باور کنين توى خونمون هيچى نيست براى خوردن. پدر و مادرم شايد قهرشون به 8 ماه هم بکشه و با هم صحبت نکنن مگر اینکه دوباره چنان دعوایی بیفتن که تا اونور خیابون صداش بره. بچگی خوبی داشتم تا 9 سالگی اما بعد اون همه چیز برام جهنم شد. شاید شبایی بود که کسی خونه نبود و مجبور بودم شاید دو روز رو هم تنها بگذرونم. روزایی بود که پدرم نمی زاشت مادرمو ببینم و هرچی که مادرم برام می خرید رو میشکست . یادم میاد چه قدر برای دعواهای فیزیکی شون پلیس توی کوچمون میومد. مادرم دیگه دلش سنگ شد و چه قدر می شنیدم که ارزوی مرگم رو می کرد. پدرم به تمام وحشی بازیاش ادامه داد و با اون دل سنگش اگه ببینه همینطور حالم بدتر و بدتر میشه باز به زندگی کثیف تکیش ادامه میده.نمیدونم از چه کسی کمک بخوام. یه دوست داشتم که اونم وقتی مشکلای منو شنید دیگه جوابمو هم نمیده. فامیلام هم چشم دیدنمونو ندارن. به معلم هام برای کلاس هام بدهکارم و وقتی به پدر و مادرم میگم میگن به ما ربطی نداره به هرکی میخوای برو بگو. چنان اطرافیانم و فامیلام با تحقیر به من و سروضعم نگاه میکنن که انگار تثصیر منه با این وضع زندگی کنم. هردوشون ماهی نزدیک دو میلیون درامد دارن معلوم نیست خرج کی دارن می کنن. مادرم فکر میکنه دلیل بدبختیش منم. میگه من به خاطر تو موندم و از دست این شوهر باز دارم میخورم. هیچکی نمیبینه که چه ضربه ای من دارم می خورم. از حرفای امروز پدرم فهمیدم که می خواد حتما یه بلایی سرم بیاد تا از شر من راحت شه.باور کنین اگه کنکور و نهاییمو ندم دیگه نمی دونم از چه راهی ازین خوک دونی فرار کنم.18 که شدم از هرراهی که بشه پولمو در میارم . به خدا دیگه نمیدونم. ایکاش پدرم مرده بود . ایکاش یتیم بودم . ایکاش خودم همون بچگی می مردم. دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم. نمیخوام مدرسه برم. تورو خدا بگین از کی کمک بخوام. کجا پول در بیارم. پول هیچ مشاوری عم ندارم توی غذای خودم موندم. توروخدا بهم بگین چیکار کنم.