ازدواج برادرم با دختری که مشکل اخلاقی دارد!
با سلام و احتراممسئله ای که میخوام مطرح بکنم در مورد برادرم هست. 33 ساله هست. تقریباسه سال پیش عقد کرد با یه دختری که متاسفانه عقدشون مدتش خیلی کوتاه بودبه یک سال هم نکشید و از هم جدا شدند. آشنایی شون هم به این صورت بود کهخانواده دختر از آشنایان خانوادگی ما بودند و یه شناخت کلی ازشون داشتیم.به لحاظ ظاهری میشه گفت خانواده دختر مذهبی محسوب میشدند و خود دختره(عروس سابقمون ) هم چادری بود. چون خانواده شون ظاهر موجهی داشتن و یهشناخت کلی و دورادور هم از خانواده دختر داشتیم تحقیقی در مورد خانوادهشون نکردیم. خب متاسفانه بعد از عقد و رفت و آمد بیشتر مشخص شد کهظاهرشون با اون چیزی که هستند خیلی متفاوته!!! مثلا برادر دختره سابقهدار بود! مادرش هم کلاهبردار! و بقیه هم ... . درست یک روز قبل از جشنعروسی با ما تماس گرفتند و گفتند که از نظر ما قضیه تموم شده هست. ما همکه جا خورده بودیم! و مسائل دیگه!!!بعد از طلاق من به خانواده ام پیشنهاد کردم که برادرم رو راضی کنن که چندجلسه پیش یه مشاور بره. بعدش برای آینده اش و ازدواج مجددش تصمیم گیریکنه. هی پشت گوش انداخت و نرفت تا الان.برادرم الان با یه دختری از هم کلاسی هاش قصد ازدواج داره. آدرس و مشخصاتدختر رو به پدرم داده بود که تحقیق کنه و نظرش رو بگه. پدرم خودش تحقیقرو انجام داد و حتی محل کار پدر دختره هم رفت و با پدرش صحبت کرد.خانواده شون ، خانواده سالمی نیستو مثلا پدرش معتاد هست و سابقه دار! یکیاز اقواممون در همون دانشگاه کار میکنه. اونم در مورد خود دختره چیزهایخوب نگفته! اینکه در همون محیط دانشگاه با پسرهای زیادی در ارتباط هست.حتی اون فامیلمون گفته که یه بار خودم بهش گفتم با این همه پسر درارتباطی؟! دختره گفته دایی هام هستن. به طور خلاصه نتایج تحقیقاتمون نشوندادکه خانواده مناسبی نداره. خود دختر هم به لحاظ اخلاقی مشکل دار هست.فاصله سنی اش هم با برادر من خیلی زیادی. برادر من متولد 60 هست. دخترهمتولد 70! عمه ام و عموم و خواهرم هم تحقیق کردن. همه نظر مساعدی ندارن.برادرمن قبلا معیارهای خیلی محکم! داشت برای ازدواج. مثلا حجاب دختر کهحتما چادری باشه. یا مسائل اعتقادی و خانواده و ... الان برعکس اونا دستبه انتخاب زده! علت طلاقش رو می اندازه گردن خانواده و میگه که چونانتخاب شما بوده به طلاق کشیده شده. در صورتی که دو ماه که در حال ترددبود با دختره (نامزد سابقش) و هشت ماه هم عقد کرده بودن. در این مدت همهیچ وقت ما چیزی ندیدم که نشون بده مشکلی دارن. یه سری مشکلات جزیی بود.ولی اونجوری نبود که به طلاق ختم بشه. مثلا دخالت خانواده دختر خیلی زیادبودش و مسائل اینچنینی.الان به عموم گفته: حالم از آدم های مذهبی بهم می خوره. حاضرم دخترخیابونی بگیرم ولی دختر مذهبی نه! بعد هم گفته که دلیل مخالفت خانواده باازدواج من این هست که دختره پایین شهری هست و چادری هم نیست. در صورتی کهما حتی با خانواده دختره و اعتیاد پدرش هم می تونیم کنار بیایم ولی بامشکلات اخلاقی دختره نمیشه کنار اومد. فقط بهش کیس برای ازدواج رو معرفیمیکنیم نه اینکه تحمیل کنیم. انتخاب نهایی با خودش هست. نامزد قبلی اش روهم معرفی کردیم . برادرم قبول کرد.تقریبا یک سال هست که با این دختر ارتباط داره. پدرم با پدر دختره حرفزده و گفته ازدواج اینا به صلاح هیچکدومشون نیست. پدره ظاهرا پذیرفته ولیجلوی دخترش رو نمیگیره. به لحاظ مالی هم با ما خیلی متفاوت هستند. آماردارایی ما رو هم دارن! آدم حس میکنه نقشه کشیدن برای رسیدن به پول !!!شغلش هم شغل خاصی هست. نمیشه هر دختری وارد زندگی اش بشه. آی کیو بالاییداره برادرم 150. حرف کسی رو نمی پذیره. بهش میگیم برو با مشاور صحبت کن.میگه چیزی حالیشون نیست.دیگه میشه گفت همه رو کلافه کرده. پدرم که اینقدر صبوره همین دیروز میگفت بریم خواستگاری تموم بشه. اصلا کل خانواده رو بهم ریخته با اینانتخابش!من راهکاری به نظرم نمیرسه. فقط اینکه توجهی نشون ندیم. چون برادرم دیگهموضوع دختره رو با خانواده مطرح نکرده. ولی ارتباط داره با دختره. و اگرهم خواست بره خواستگاری خودش تکی بره ما پشتش نیستیم.نظر شما چی هست؟با تشکر