دلم یه زندگی قشنگ میخواد ولی....
همش تو ارزوهام هستم..متاسفانه همسرم اونجوری که من فک میکردم نیست .من شاد و پرهیجان و پرحرف و پرتحرک ولی اون نقطه برعکس من.همیشه هم از دست خدا ناراضیم که چرا این کیسو جلوی پای من قرار داد من معیارام موقع ازدواج ایمان و اصالت خانوادگی بود ولی الان میبینم حتی یه لحظه خوشم نمیتونم باهاش داشته باشم .اون میگه من کم حرفم ولی من اینجوری احساس حقارت دارم /چون میتونستم با کسی ازدواج کنم که مثه خودم پرتحرک و شاد باشه ولی اون همش خستست .فک میکنم حروم شدم که ب این جور ادم ازدواج کردم