ارانه راهکار در مورد برخورد با بیماری پدرشوهر
سلام دوستان همدردی
من همیشه از مقالات و تاپیک های همدردی استفاده میکنم چند باری هم راهنمایی خواستم.. امیدوارم تو این زمینه هم راهنمایی کنید.. پیشاپیش ممنون
اگه بخوام توضیح کلی از شرایط الانم بدم اینکه من رویا 27-28 ساله، تقریبا 15 ماه از زندگی مشترکمون میگذره و خداروشکر الان مستقل شدیم و اوضاع کمی بهتره، ولی با این حال احساس میکنم مادرشوهرم از اول خیلی میخواست از تمام زوایای زندگی ما خبر داشته باشه اون هم از طرف من یعنی هر روز با تلگرام یا وایبر حالمون رو میپرسه و اینکه برنامه مون چیه!! از همسرم نمیپرسه چون میدونه اون خیلی اهل جواب دادن نیست و من هم اوایل از روی سادگی توضیح میدادم ولی الان سعی میکنم فقط در حد احوال پرسی جوابشون رو بدم.. متاسفانه از وقتی که برگشتیم ایران حدود 3 ماه رو خونه مادرشوهرم بودیم تا مستقل شدیم و این باعث شد ایشون وابستگی پیدا کنن و حتی پیشنهاد شروع کاری رو به همسرم دادن که ایشون هم مشارکت کامل دارن و این باعث بدترشدن اعمال نفودشون شده و کامل در جریان تمام اتفاقات و برنامه های ما هستن.. چون از صبح تا شب ایشون رو تو محل کار میبیبنیم و شبا هم توقع دارن در طول هفته زیاد بهشون سر بزنیم ولی من سعی کردم بیشتر از 2 بار در طول هفته نشه.. با این حال سعی کردم مراعات کنم تا اینکه پدر همسرم مبتلا به بیماری شدن که باعث درگیری فکری همسرم شده و بیشتر دوست داره به پدرشون سر بزنه و برای انجام مراحل درمانش همراهیشون کنه و بازهم این دلیل بدتری میشه که وابستگی مادرشوهرم به ما بیشتر بشه.. بنظر شما من چه راهکاری میتونم داشته باشم؟
با همسرم صجبت کردم و ایشون گفتن ممکنه مادرم بخواد نظر هم بده ولی ما کاری رو انجام میدیم که خودمون بخوایم ولی در عمل ایشون اصلا نمیتونن مخالفتی کنن..
واقعا اوضاع سختی در اوایل زندگی برام پیش اومد با برگشتمون به ایران.. لطفا راهنمایی کنید دوستام همدردی