با همسرم بحثمون شده و ازش خبر ندارم
سلام
روز 5شنبه میخواستیم بیایم خونه پدرم نهار که قبلش همسرم تا 11.30 خواب بود و هرچی نازشو کشیدم و با مهربونی باهاش حرف زدم بیدار نشد
منم یک روز قبل از پریودیم بود و در کل یه کم عصبی بودم خیلی خودمو کنترل کردم و چیزی نگفتم ولی یهو عصبانی شدم و هرچی از دهنم دراومد بهش گفتم ک تو تنبلیو همش خوابی فقط میخوای من نازتو بکشم و شما همتون خانوادگی همینطوریدو کاش بمیرم و این زتدگی تموم شه و ازین حرفا
خودم بعدش خیلی پشیمون شدم و میدونم ک کارم کاملا اشتباه بود پس روی این حرفا سرزنشم نکنید
البته ک اون هم مقصر بود
خلاصه همون موقع پاشد سریع لباس پوشیدیم اومدیم ولی تو راه حتی یک کلمه حرفم نزدیم بعدم منو پیاد کردو داخل نیومد مامانم ک باهاش تماس گرفتم ج نداد فقط اس دادم ک مامانم میگه نهار میای گفت نه
عصرش ک خیلی پشیمون بودم از حرفام بهش اس دادم ببین الکی الکی چ دعوای بدی داشتیم بیا همدیگه رو ببخشیم و جواب نداد جمعه هم ز زدم بازم ج نداد
البته قبل از دعوا هم قرار بود من تا جمعه خونه بابام بمونم ولی امروز شنبه هستو هنوز هیچ پیام و زنگی نزده
حالا من چیکار کنم؟
احتمال زیاد خونه باباشه ز بزنم اونجا؟
یا بیشتر منتشو نکشم صبر کنم خودش بیاد؟
مامانم قضیه رو میدونن ولی بابام نه و چند بار پرسیدن شوهرت کجاست و چرا تنها اومدی...ممنون میشم زود جوابمو بدید